رسالت امت اسلامي در قبال پيامبر اعظم(ص) در بيان آيت الله جوادي آملي

 

نوع اثر :

بعدازرحلت

عنوان : 

رسالت امت اسلامي در قبال پيامبر اعظم(ص) در بيان آيت الله جوادي آملي

صاحب اثر : 

آيت الله جوادي آملي

 

 

منبع : 

خبرگزاري شبستان


 

    اين گزارش بخش هايي از بيانات آيت الله جوادي آملي در اولين نماز جمعه سال85 در قم است كه با قیچی مسئولان پخش شبکه دوم سیما و بر اساس سلیقه آنها! براي پخش مواجه شد كه خواندنش براي مسئولين فرهنگي و امور خارجه واجب است.
    
    خبرگزاري شبستان: امسال بايد يك قدم جدّي حوزه و دانشگاه بر دارد؛ و آن هتك حرمت هائي كه شده _مستحضريد كه تنها كارشان نظير كار سلمان رشدي پليد نبود_ را پاسخي باشد.
    
    اين چند تا هتك حرمت است، چند تا كاريكاتور است؛ اول اينكه آن شبهات ديني را شناسائي كردند. دوم، قبل از اينكه آن شبهات را به صورت كتاب در بياورند، يا هم زمان كاريكاتورها را كار كردند. سوم، همان مطالب موهون و تهمت ها را به صورت كاريكاتور در آوردند. يعني اينكه هم پشتوانة علمي اش آن كتاب باشد، هم عامل اين پوسخند اش كاريكاتور باشد! هم كار فرهنگي كردند، هم كار طنز!
    
    بايد اين شبهات را شناسائي كرد و محصول اش هم همان ''تاريخ 23 ساله'' اي بود كه قبل از انقلاب منتشر شد؛ مرحوم علامة طباطبائي مي فرمود: براي ما پيام دادند كه دست به قلم ببريد، خون تان ريخته است!! مبادا دربارة اين جواب بدهيد! آن به دست پهلوي ، آن كتاب 23 ساله را لابد ديديد يا نديديد؛ خواص كه ديدند. همان شبهات به صورت هاي ديگر الآن در آمده.
    
    ** هيچ كاري براي پيامبر نكرده ايم**
    
    اين بنياد نهج الفصاحه اگر إن شآءَ الله امسال سامان بپذيرد، جايش است. خيلي ها متأسفانه گفتند: حَسبُنا كِتابُ الله، عترت را گذاشتند كنار ! ما تقريباً گفتيم: حَسبُنَا العِترَه ، قرآن را گذاشتيم كنار! چون تفسير در بين ما رواج نداشت!
    
    شما ببينيد دهها و صدها تفسير در بين ديگران است، ما تفسيرمان بعد از شيخ طوسي چند قرن مي گذرد، مرحوم امين الإسلام طبرسي است؛ بعد از امين الإسلام چند قرن مي گذرد تا مرحوم فيض مي رسد ؛ بعد از مرحوم فيض در صافي چند قرن مي گذرد تا علامة طباطبائي ! حالا يك كسي چهار تا سوره را معنا كرده، چهار تا آيه را معنا كرده، آن كه تفسير نيست! ما هر دويست سال ، سيصد سال يك تفسير نوشتيم ! آنها هر سال يك تفسير نوشتند! آنها گفتند : حَسبُنا كِتابُ الله ولي تا حدودي گرفتند.
    
    ما مشكل مان اين است كه گفتيم: حَسبُنَا العِترَه ، يك . و اين عترت را هم سيزده نفر مي دانيم، نه چهارده نفر!! ما اصلاً كاري دربارة پيغمبر نكرده ايم! ما عترت مان از حضرت امير شروع مي شود تا حضرت أبا صالح (عليهم آلاف التحيّه والثناء)! سالي هم كه يك روز به نام مبارك پيامبر است با مصيبت امام حسن مخلوط است! پيغمبر در بين ما شناخته شده نيست! در حالي كه شما اگر خطبه هاي حضرت، نامه هاي حضرت، كلمات حضرت را بررسي كنيد، مي بينيد يك حلقة مفقوده اي است بين روايات ما و قرآن! و بسياري از روايات ائمة ما (عليهم السَّلام) از پيامبر نقل شده. و بسياري از سخنان نوراني آن حضرت در كُتب ما پخش شده است، منتها اينها به عنوان راوي نقل كردند ، نه به عنوان مَروّيِ‌ عنه!
    
    
    در نوشته هاي آن حضرت (رسول اكرم) نامه هائي هست؛ بين نامه هاي رسول خدا با نامه هاي حضرت امير خيلي فرق است! آن نامة حضرت امير براي مالك اشتر و اينهاست كه مهم ترين نامه اش همين است. امّا نامه هاي پيامبر براي امپراطوري هاي خاورميانه بود. آن نامه كجا، نامة مالك اشتر كجا.
    
    
    **مسئولان عاشق مذاكره با امريكا بخوانند:**
    
    وقتي رسول خدا به امپَراطوري روم مي گويد: مي آئي يا بياورم ات؟! اين حرف كي است؟ براي امپراطوري غرب، روم مي نويسد: مي آئي يا بياورم ات ؟! اين نامه هاست!
    
    آنوقت اين اسلام را معرفي مي كند، مسلمان را معرفي مي كند، ديگر ذلّت پذير نيست؛ گرفتار اين نيست كه حالا آژانس چه فتوائي مي دهد! البرادعي چه فتوا مي دهد! چه جور تهديد مي كنند. كفّاري كه پا بند نيستند و پايشان هم به جائي بند نيست، دارند ما را تهديد مي كنند! مائي كه هم پابند ايم، هم پايمان بسته است؛ به قدرت اَزلي بسته است، خوب چه ترسي ما داريم؟ ما از كسي پيروي مي كنيم كه به دو امپَراطوري فرمان داد كه: مي آئي يا بياورم تان؟! هر دو را هم آورد؛ مگر آن روز خاور ميانه بيش از دو امپراطوري داشت ؟ مگر شرق حجاز ايران نبود؟ مگر غرب حجاز روم نبود؟ مگر هر دو را وجود مبارك پيامبر به بند نكشيد در آن نامه ؟!! آن نامه كجا ، نامة مالك اشتر كجا ؟! نامة مالك اشتر بَضعَهٌ مِنْ ذلِكَ الكِتابْ !!
    
    
    **مسئولان فرهنگي بخوانند**
    وجود مبارك حضرت خيلي غريب است؛ هم قرآن غريب است، هم پيامبر. اگر هم يك وقتي تظاهرات كرده اند، ما همين اينجا تظاهرات مي كنيم، آن كاريكاتور را محكوم مي كنيم! (تكبير حُضّار) .
    
    وجود مبارك حضرت امير (سلام الله عليه) در بحبوحة خطبه ها و نامه ها براي تثبيت موقعيّت كلام خود از ذات مقدّس رسول گرامي مايه مي گذارد. مي فرمايد: لذا پيامبر چنين گفته است و به تعبير سيّدنا الاُستاد مرحوم علامه: ادب عليّ بن أبيطالب اين بود ؛ در طي آن مدّتي كه در خدمت رسول خدا بود، اصلاً سخن اي نگفت! جرأت نمي كرد در برابر پيامبر حرف بزند ! با اينكه نفس او بود . ادب علي، احترام علي، خضوع علي ، تجليل علي ، تكريم علي نسبت به او … . همة اين فرمايشات نهج البلاغه بعد از رحلت پيامبر است!
    
    آنچنان خود حضرت امير آنطوري كه كُليني نقل كرد ، دارد به اينكه : كُنّا إذَا احْمَرنَا البَأسْ لُذْنا بِرَسُولِ الله(1) ! علي كه دوّمي ندارد در سلحشوري ، مي فرمايد : هر وقت جنگ داغ مي شد، ما به پيغمبر پناه مي برديم! يك وقتي كنار حضرت مي ايستاديم، مثل اينكه مي رفتيم در سنگر ! پيغمبر كجا ، ديگران كجا. اين حرف خود علي است. . فرمود : در نائرة جنگ ، وقتي خيلي داغ مي شد ، لُذْنا بِرَسُولِ الله ! وقتي كنار پيامبر مي آمديم، مثل اينكه وارد سنگر شديم.
    
    به گزارش شبستان، ایشان ادامه داد: سخنان آن حضرت ، مفسّر بودن آن حضرت، مُبيّن بودن آن حضرت؛ آنوقت خود ائمه (عليهم السَّلام) همه سعي مي كنند سخنانشان را به پيامبر برسانند. ما يك بنيادي مي خواهيم كه مثل بنياد نهج البلاغه ، خطبه هاي حضرت را جمع‌ آوري كند ، يك؛ خدا غريق رحمت كند مرحوم آيت الله احمدي ميانجي را كه تقريباً محصول سي چهل سالة عمرش آن « مكاتيبُ الرَّسُول » بود. پنج جلد بود. خوب البتّه الآن بايد شكوفاتر كرد، تحشيّه كرد، تعليق كرد، افزون كرد و مانند آن. بخش نامه ها را ايشان مرقوم فرمودند كه بايد تكميل بشود. بخش كلمات قصار و حكمت هم در پيش ؛ اين مي شود يك موسوعة كامل . رابط بين روايات ما و قرآن كريم هم همين نهج الفصاحه است.
    
    اين إن شآءَ الله به خواست خدا كار ''حوزويان و دانشگاهيان'' است. شبهه شناسي كردن و پاسخ دادن و عظمت و جلال پيامبر را حفظ كردن، عظمت عترت محفوظ مي ماند. عظمت قرآن محفوظ مي ماند. براي اينكه او مورّث اين ثقلين است. وقتي ما مورّث را در دسترس نداريم، از ميراث چقدر طرف مي بنديم؟!
    
    اين سال وقتي به نام مبارك پيامبر أعظم (عليه و علي آله آلاف التحيّه والثناء) شد، اميدواريم كه بركات فراواني از نظر علمي و عملي، همانطوري كه ايشان [ مقام معظّم رهبري ] در پيام نوروزي فرمودند ، نصيب امّت اسلامي بشود ! …
    
    بيانات آيت الله جوادي آملي در خطبة دوّم نماز جمعة قم
    به مناسبت سال پيامبر أعظم (ص)؛ 4 فروردين 1385 که در پخش تلویزیونی شبکه دوم سیما به صورت گزینشی و طبق سلیقه مسئولین! تنها دقایقی از این بیانات کامل و مبسوط پخش شد.
    
    پي نوشت:
    1. شرح نهج البلاغه ؛ ابن أبي الحديد مُعتزلي / جلد 13 / صفحة 279 ـ اَلخَبَرُ المَشهُور عَنْ عَليٍّ‌ (ع) وَ هُوَ اَشجَعُ البَشر : كُنّا إذَا اشْتَدَّ البَأسْ وَ حَمِيَ الوَطيسْ اَتقينا بِرَسُولِ الله (ص) وَ لُذنا بِه.

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:٥٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٥