مديريت بحران۲

مديريت بحران۲

«پژوهشى موردى در مديريت پيامبر اكرم(ص) در غزوه احزاب »

 

 


) برنامه ريزى و تعيين استراتژى

با بررسى جزئيات غزوه خندق به راحتى مى توان به اين واقعيت رسيد كه پس از وصول خبر حركت احزاب, پيامبراكرم(ص) سياستى دفاعى را اتخاذ كردند. جهت تحقق اين هدف, بهترين تدبير ماندن در شهر و بهره بردارى از كليه امكانات و توانايى هاى درون شهرى بود. ماندن در شهر مى توانست سپاه اسلام را به لحاظ پشتيبانى و تداركات در يك جنگ دفاعى طولانى يارى دهد. با توجه به برترى كمى سپاه دشمن و برخوردارى آنان از بيش از 600 اسب كه به آن ها تحرك فوق العاده اى مى بخشيد, مهم ترين اقدام, جلوگيرى از تهاجم اوليه دشمن و بى اثر كردن نقش سواره نظام بود.

موفقيت سپاهى چون سپاه احزاب, به تهاجم اوليه بستگى داشت. بنابراين, جلوگيرى از كسب موفقيت در تهاجم اوليه سپاه مشركين مى توانست يكى از اهداف اوليه پيامبر اكرم(ص) باشد.

پيامبر اكرم(ص) ضمن اتخاذ سياست تدافعى, به حفر خندق فرمان دادند كه مى توانست هدف يادشده را تإمين كند. از آن جا كه همه تصميمات را در نهايت پيامبراكرم(ص) مى گرفتند, سرعت عمل آن حضرت در پذيرش و پياده كردن اين پيشنهاد قابل توجه است.

 


اهميت و عظمت اين تصميم

از مجموع اطلاعاتى كه مورخان به دست مى دهند, چنين برمىآيد كه خندق داراى ابعاد زير بوده است:

طول آن حداقل پنج و حداكثر شش كيلومتر بوده است. خندق در شمال شرق مدينه از ناحيه برج هاى شيخان شروع شده و تا غرب مدينه يعنى تا كوه بنى عبيد و از آن جا به طرف جنوب تا محلى كه اكنون مسجد فتح قرار دارد, كشيده مى شده است(16) و از اين نقطه هم تا مصلى امتداد داشته است.

هر چند مسير دقيق خندق مشخص نيست و اين احتمال وجود دارد كه در مسير, وجود موانع طبيعى و مصنوعى مى توانست مسلمين را از حفر خندق بى نياز كند, اما در مجموع با توجه به فاصله مناطق يادشده و هم چنين با توجه به تقسيم كارى كه انجام گرفت, مسلما طول خندق از پنج كيلومتر كمتر نبوده است.

اگر قول مشهور مورخان را كه مى گويند تعداد حفر كنندگان خندق 3000 نفر بوده است بپذيريم ـ چون هر ده نفر مإمور حفر چهل ذراع(بيست متر) از خندق بوده اند ـ بنابراين, طول خندق بايد در حدود شش كيلومتر برآورد شود.

مورخين مسير خندق را چنين تشريح كرده اند: مبدإ آن راتج و قلعه شيخان بود, و از آن جا تا تپه ذباب در شمال مدينه كشيده شده و سپس به طرف غرب تا كوه بنى عبيد و از آن جا تا محلى كه هم اكنون مسجد فتح قرار دارد كشيده مى شده است. در مغرب هم جهت احتياط, به رغم وجود موانع طبيعى, چون نخلستان ها و حرات, خندق تا مصلى امتداد پيدا كرده است.

عرض و عمق خندق نبايد كمتر از ده متر باشد, چرا كه به هر حال بايد طورى طراحى مى شد كه يك چابك سوار با اسب نتواند از آن عبور كند. اما در مورد عمق خندق, همين قدر كه پياده نظام دشمن نتواند از يك طرف وارد, و از طرف ديگر خندق خارج شود, مى توانست پاسخ گوى هدف پيامبر اكرم(ص) باشد. بنابراين احتمالا عمق خندق در حدود سه يا چهار متر بوده است. دكتر آيتى معتقد است كه طول خندق 5/5 كيلومتر, عرض آن ده متر و عمق آن پنج متر بوده است.(17)

با توجه به فاصله ميان مكه و مدينه (ده تا دوازده روز راه) و تصريح مورخان به اين كه سواران خزاعه پس از حركت قريش به سرعت و ظرف مدت چهار روز خود را به پيامبر اكرم(ص) رسانيده و موضوع را اطلاع داده اند, مسلما مدت حفر خندق از ده روز كمتر بوده است.

 

 



) سازماندهى

پس از تعيين مسير خندق كه توسط شخص پيامبر(ص), به همراه گروهى از مشاوران ايشان, افرادى چون سلمان فارسى, سعد معاذ و سعدبن عباده انجام شد, نخستين اقدام رسول خدا(ص) ايجاد سازمان لازم براى نيل به هدف نزديك يعنى حفر خندق بود. اين كار به سرعت اما با دقت و ظرافت تمام انجام گرفت. كل نيروهاى موجود, مجموعا نزديك به سيصد گروه عمل كننده, تحت مديريت يكى از بزرگان اصحاب (مهاجر و انصار) هماهنگ شدند. ارتباط پيامبر اكرم(ص) با همه مسلمين از طريق سرپرستان انجام مى شد. هر چند ارتباط آن حضرت با همه مسلمين ارتباطى صميمى و مستقيم بود اما در امور محوله, فقط سرپرستان با رسول خدا ارتباط و تماس داشته اند. اين نكته تلويحا از اشارات منابع تاريخى بر مىآيد. چنان كه در ماجراى مواجه شدن گروه سلمان فارسى با سنگ سختى, افراد گروه از سلمان مى خواهند موضوع را به اطلاع پيامبراكرم(ص) برساند. (18) شايد بتوان نمودار سازماندهى نيروها جهت حفر خندق را به ترتيب زير ترسيم كرد:

) مديريت نيروى انسانى

چنان كه از نقشه برمىآيد پيامبر اكرم (ص) جهت ايجاد انگيزه و تشديد فعاليت مسلمين قسمتى از مإموريت حفر خندق را به مهاجرين و بخش بزرگ ترى از آن را به انصار سپردند. براى آن كه ميان انصار هم نوعى رقابت به وجود آيد آنان را به سه گروه تقسيم كردند. اين تقسيم بندى برمبناى نزديكى قومى و قبيله اى انجام شد, زيرا هر تقسيم بندى ديگرى ممكن بود با توجه به اختلافات فكرى, فرهنگى و قومى مسلمين كه بسيارى از آن ها تازه به اسلام گرويده بودند, سرمنشإ بروز مشكلات و مسائلى باشد. بروز اختلاف بر سر سلمان كه نه از انصار بود و نه وابسته به مهاجرين, نمونه خوبى براى اثبات اين مدعا است.(19)

 


نقشه احتمالى خندق

پيامبر اكرم(ص) آگاهانه, از رقابت ميان قبايل جهت تسريع كار استفاده كردند. اين تدبير تا حد گروه هاى عمل كننده هم ادامه يافت. رسول الله(ص) با اعمال تقسيم كارى حساب شده ميان افراد, هر چهل ذراع از مسير خط كشى شده را به ده نفر محول كردند. بدين ترتيب نه فقط قبايل و طوايف با هم رقابت مى كردند, بلكه در درون هر گروه ميان افراد آن گروه هم رقابت ايجاد مى شد. ضمن اين كه حوزه كار هر گروه كاملا مشخص بود و تداخلى در مسئوليت ها هم پيش نمىآمد.



اقدامات انگيزشى پيامبر(ص)

يكى از تدابير پيامبراكرم(ص) جهت پيشبرد هر چه سريع تر حفر خندق, توجه دادن مسلمين به اصول اعتقادى و مخصوصا آخرت بود. با تعليم اين اصل سازنده كه زندگى حقيقى حيات اخروى است و زندگى دنيوى گذرا و بى اعتبار است, شور و نشاط كار در مسلمين زيادتر مى شد. نكته در خور توجه اين كه به خاطر محدوديت زمانى و ضرورت تإثير فورى سخن, رسول خدا(ص) از زبان شعر كه موثرترين زبان آن روز بود, استفاده مى كردند.

به عنوان نمونه ابن سعد در ((طبقات)) مى گويد پيامبراكرم(ص) در جريان حفر خندق اين بيت را تكرار مى كردند:

اللهم ان الخير الاخره

فاغفر للانصار و المهاجره(20)

و يا به قولى:

لاعيش الا عيش الاخره
فاغفر للانصار و المهاجره

و يا:

اللهم لو لا إنت ما اهتدينا
و لاتصدقنا و لاصلينا(21)

براى آن كه مسلمين هدف اصلى را گم نكنند و بدانند كه زحماتشان در چه جهت و براى چيست, با اين روش بر اصول تإكيد مى كردند. شايد از همين نكته بتوان به اين نتيجه رسيد كه در هر اقدام مديريتى لازم است مدير دائما رهروان خود را با هدف يا اهداف آشنا و آنان را توجيه نمايد. پيامبراكرم(ص) از بهترين روش ممكن جهت انجام اين مهم استفاده كرده اند; از روش آموزش غير مستقيم و با بهره گيرى از زبان شعر كه تإثيرى فورى و ماندگار داشت.

جهت تقويت روحيه مسلمين و فعال تر كردن آنان, موارد زير از شيوه مديريت پيامبر(ص) قابل استنباط است:

الف ـ مشاركت مستقيم و جدى و همه جانبه شخص رسول الله(ص) در كار حفر خندق, به طورىكه به گفته بسيارى از مورخان, نيروهاى عادى مجاز بودند شب ها محل كارشان را ترك كنند اما پيامبراكرم(ص) به اتفاق گروهى از اصحاب مومن و مخلص در كنار خندق مى ماندند.(22) نكته قابل توجه اين كه, اين مشاركت به رهبرى و هدايت مسلمين محدود نبود, بلكه آن حضرت خود خاك حمل مى كردند و هر جا مسلمين در حفر خندق گرفتار مشكل مى شدند از آن جناب استمداد مى كردند.

ب ـ حضور شاد و با نشاط پيامبر اكرم(ص) اين روحيه را به نيروها هم منتقل مى كرد. روحيه با نشاط پيامبر چنان بر اصحاب تإثير گذاشته بود كه آنان حتى بيش از مواقع عادى با يكديگر شوخى و مزاح مى كردند. پيامبر اكرم(ص) هم تا آن جا كه اين شوخى ها برخوردى با ارزش هاى الهى و اسلامى و شخصيت افراد و اداره امور نداشت, آن را منع نمى كردند.(23)

ج ـ خواندن سرودهاى دسته جمعى يكى ديگر از اقداماتى بود كه ضمن جلوگيرى از پرداختن مسلمين به بحث هاى تضعيف كننده روحيات و ايجاد كننده اضطراب عمومى, موجب شادى و نشاط و تقويت روحيه مسلمانان مى شد. تمامى اين سرودها داراى بار ارزشى و تإثيرات تربيتى بسيار خوبى بود.(24)

 

 

 

 

ادامه دارد...

 

 

 

 

Javad Akbari

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:٥٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٥