چرایی تعداد همسران پیامبر(ص)۲

 

 

چرایی تعداد همسران پیامبر(ص)۲

 

 

 

 


با اندكى دقت‏به خوبى مى‏توان دريافت كه راز و رمز اين پيوندها، تمايلات جنسى نبوده است; زيرا:

. بيش‏ترين عمر پيامبر (بيش از دو سوم آن) آن هم بخش نخستين، از آغاز جوانى تا دوران ميان سالى پيامبر، از 25 تا 50 سالگى فقط با يك همسر يعنى حضرت خديجه سپرى شده است . از 50 تا 51 سالگى بدون همسر زيسته است و از 51 تا 53 سالگى فقط با سوده كه زنى سالخورده بود زندگى نموده است .

. تعدد همسران پيامبر در فاصله سال اول تا هفتم هجرى، يعنى از 54 تا 61 سالگى آن حضرت صورت پذيرفته است .

. نگاهى كوتاه به تاريخ و ترتيب آن‏ها روشن مى‏سازد كه اصولا اين ازدواج‏ها بر اساس مصالح و به دليل ايفاى مسؤوليت‏هاى همه جانبه نبوت صورت گرفته است; زيرا اگر جز اين بود، چگونه پس از ازدواج با عايشه كه تنها همسر باكره وى بود و از جمال و زيبايى نيز بهره وافى داشت، با زن سالخورده‏اى چون زينب بنت‏خزيمه ازدواج مى‏كند كه تنها سه ماه بعد از ازدواج از جهان خت‏برمى‏بندد يا پس از آن ام سلمه را به همسرى برمى‏گزيند كه خود او در پاسخ خواستگارى پيامبر، بزرگى سن، داشتن چهار فرزند يتيم و ... را موجب عدم شايستگى خود براى همسرى دانسته، عذر خواهى مى‏كند; اما پيامبر اين امور را مانع نمى‏داند و او را به همسرى برگزيده، همانند عايشه نزد او اقامت مى‏گزيند .

. سخنان پيامبر در ارزشيابى همسران، روش مناسبى براى يافتن ديدگاه پيامبر در اين ازدواج‏ها است; عايشه خود مى‏گويد: پيامبر به گونه‏اى به خديجه عشق مى‏ورزيد و دوستان وى را چنان محترم مى‏داشت كه موجب شگفتى مى‏شد16 و گاه گوسفندى ذبح نموده، گوشت آن را بين دوستان خديجه تقسيم مى‏كرد . بدين روى، در برابر هيچ زنى همانند خديجه حسادت نمى‏ورزيدم; زيرا پيامبر هماره ياد او را گرامى مى‏داشت . يك روز به پيامبر گفتم: خداوند در عوض آن پيره‏زن گندمگون غير باكره، بهتر از او را نصيب تو ساخته است! پيامبر به سختى برآشفت و در پاسخ فرمود: قسم به خدا! هرگز بهتر از خديجه نصيبم نشده است; زيرا او به هنگام كفر مردمان به من ايمان آورد و آن گاه كه همگان مرا تكذيب كردند، مرا تصديق كرد و آن گاه كه همگان محرومم كردند، به يارى‏ام برخاست . خداوند از او فرزندانى به من عطا فرمود كه از زنان ديگر نصيبم نساخته است . 17

همان طور كه ملاحظه مى‏كنيد، پيامبر ملاك‏هاى عايشه مبنى بر جوانى، زيبايى و بكارت را رد كرده، سبقت‏خديجه در ايمان، ايثار، يارى و افتخار مادرى فرزندانش را به عنوان ملاك‏هاى برترى خديجه ارزشيابى مى‏كند .

. بر اساس آيه شريفه 52 سوره احزاب، نياز به اين گونه ازدواج‏هاى سياسى و مصلحتى در سال هفتم هجرى به پايان رسيد و در سه سال پايانى عمر آن حضرت، جايگزينى همسران گذشته يا ازدواج جديد با هر زنى، اگر چه مورد پسند پيامبر قرار مى‏گرفت، از سوى خداوند ممنوع گرديد .

. مردانى كه به بهره‏مندى از زنان مى‏انديشند، تلاش مى‏كنند با تهيه لباس و توسعه آسايش و هزينه كردن اموال، دل آنان را به دست آورند، اما بر اساس آيه شريفه 28 سوره احزاب، پيامبر در سال نهم هجرى كه گسترش اسلام، وضع اقتصادى مسلمانان را بهبود بخشيده بود، وقتى همسرانش از او لباس و وسايل بهتر طلب كردند، يك ماه از همه آن‏ها كناره گرفت و پس از گذشت‏يك ماه، به دستور خداوند، آن‏ها را مخير ساخت تا ميان آسايش و رفاه دنيا و زندگى با پيامبر، يكى را برگزينند . آنان كه از درخواست‏هاى مادى خود پشيمان شده بودند، زندگى با پيامبر را برگزيدند .

7 . بدون شك در جامعه آن روز عربستان كه به صورت قبيله‏اى اداره مى‏شد و تنها پيوندهاى نسبى و سببى عامل حمايت قبايل از اشخاص مى‏گرديد، بسيارى از ازدواج‏هاى پيامبر براى جلب حمايت اقوام و قبايل مختلف بوده است . در اين راستا توجه به اين نكته مهم است كه حتى دو تن از همسران پيامبر نيز از يك قبيله نبوده‏اند!

به راستى آيا عقد كردن دختر نوجوانى چون عايشه در سن 7 يا 17 سالگى كه عروسى با وى ساليان بعد صورت پذيرفت، مى‏تواند علت غير سياسى داشته باشد؟

آيا ازدواج با حفصه، كه به گفته اهل سنت‏براى تكريم عمر كه به شدت بر اثر بيوگى دخترش آزرده خاطر شده بود، جز در سايه جلب قلوب و محبت او و قوم و قبيله‏اش صورت پذيرفته است؟

آيا ازدواج با صفيه و جويريه، دختر سر كرده يهوديان شكست‏خورده بنى نضير و بنى‏مصطلق كه از كنيزان بودند، جز براى التيام آثار روانى جنگ ميان يهوديان و مسلمانان بود؟ آيا اين پيوندها را كه رويكرد مشتاقانه صدها تن از يهوديان به اسلام را رقم زد و مسلمانان را بر آن داشت كه بستگان در بند جويريه را خويشاوندان رسول خدا دانسته، آزاد سازند، مى‏توان به انگيزه‏هاى پندارى و غيرواقعى ديگرى نسبت داد؟

آيا مى‏توان گفت ازدواج پيامبر با ام حبيبه دختر ابوسفيان كه اصلا در مدينه حضور نداشت، بلكه در حبشه بود و به دليل ارتداد و مرگ همسرش دچار ضربه شديد روحى شده بود، جز براى تسكين آلام روحى او از يك سو و حفظ يك زن مؤمنه و مهاجره در برابر احتمال بازگشت‏به خانواده مشرك خويش از سوى ديگر و برقرارى پيوند سببى با سركرده مشركان مكه، براى كاستن دشمنى آنان از سوى سوم، انگيزه ديگرى داشته است؟

آيا پذيرش همسرى ميمونه كه خود را به پيامبر بخشيد، در شرايطى كه پيامبر پس از صلح حديبيه، براى انجام مناسك حج‏به مكه رفته بود و مكه در التهاب اين حضور قرار داشت و درخواست پيامبر براى برگزارى جشن و دادن وليمه ازدواج كه با كمال تاسف توسط سران شرك پذيرفته نشد، نشانه روشنى بر آن نيست كه در اين ازدواج، جلب قلوب مكيان به اسلام و مسلمين مد نظر بوده است؟

آيا مى‏توان پذيرفت ازدواج پيامبر با دختر عمه خودش زينب دختر جحش كه قبل از آن همسر زيد غلام آزادشده پيامبر بود و در تلقى جامعه جاهلى آن دوران بسيار ناپسند و مخالف شان آن حضرت بود و حرف و سخنانى را نيز عليه پيامبر برانگيخت، به دليل زيبايى او بوده است؟ آيا پبامبر قبلا دختر عمه خودش را نديده بود؟ مگر پبامبر خود، زيد را به خواستگارى او نفرستاده بود؟ مگر پذيرش همسرى زيد از سوى زينب، به اشارت و فرمان آن حضرت نبود؟ آيا پبامبر نمى‏توانست قبل از آن پيوند و جدايى، خود به خواستگارى بشتابد؟ به راستى آيا مى‏توان قبول كرد به جان خريدن آن همه نيش و كنايه جز براى انجام فرمان خداوند و در هم شكستن سنت غلط و جاافتاده عرب جاهلى صورت پذيرفت؟

. افزون بر موارد پيشين، مؤيد ديگر آن است كه تعدد همسران، نه تنها موجب آسايش و رفاه پيامبر نبود; بلكه برابر آيات نخستين سوره تحريم، برخى از همسرانش، با گفتار و كردار خود، موجبات آزردگى‏خاطر و رنجش آن حضرت را فراهم مى‏ساختند و پيامبر گر چه گاه از تصميم خود مبنى بر طلاقشان، سخن به ميان مى‏آورد ولى به مقتضاى دلايل و مصالح پيش‏گفته، صبورى پيشه ساخته، از آن‏ها جدايى برنگزيد .

 

 

 

 

پى‏نوشت:

. ذاريات (51): 49 و حج (22): 5 .

. روم (30): 21 و اعراف (7): 189 .

. نساء (4): 3 .

. حول نساء الرسول، ص 37 - 45 .

. مجموعه مقالات، مقاله زن در اسلام، علامه طباطبايى .

. الاستيعاب فى معرفة الاصحاب، ج 4، ص 1885 .

7 . الصحيح من السيره، ج 3، ص 286 .

. همان، ج 4، ص 1876 .

. ناسخ التواريخ، ج 4، ص 1882 .

0 . سيره نبويه ابن هشام، ج 3، ص 351; طبقات ابن سعد، ج 2، ص 81 .

1 . سيره ابن هشام، ج 2، ص 294; تاريخ طبرى، ج 2، ص 260; الاصابه، ج 8، ص 43 .

2 . طبقات ابن سعد، ج 8، ص 120 .

3 . احزاب (33): 115 .

4 . سيره، ج 4، ص 296; تاريخ طبرى، ج 3، ص 100 .

5 . طبقات الكبرى، ابن سعد، ج 8، ص 216 .

6 . مستدرك حاكم، ج 1، ص 16 .

7 . صحيح بخارى، ج 4، ص 230 .

علی محمد آشنایی

 

 

 

Javad Akbari

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٥