تاريخچه زندگانى پيامبر ( ص ) و تحليل سخنانى از آن حضرت ۳

تاريخچه زندگانى پيامبر ( ص ) و تحليل سخنانى از آن حضرت ۳

 

 


اين حديث را كه از رسول اكرم است , از كافى نقل مى كنم :

ثلاث لا يغل عليهن قلب امرء مسلم : اخلاص العمل لله و النصيحة لائمة المسلمين , و اللزوم لجماعتهم ( 7 )

سه چيز است كه هرگز دل مؤمن نسبت به آنها جز اخلاص , چيز ديگرى نمى ورزد , يعنى در آن سه چيز محال است خيانت بكند . يكى اخلاص عمل براى خدا . يك مؤمن در عملش ريا نمى ورزد . ديگر , خيرخواهى براى پيشوايان واقعى مسلمين , يعنى خيرخواهى در جهت خير مسلمين , ارشاد و هدايت پيشوايان در جهت خير مسلمين . سوم مسئله وحدت و اتفاق مسلمين , يعنى نفاق نورزيدن , شق عصاى مسلمين نكردن , جماعت مسلمين را متفرق نكردن .

اين جمله ها را مكرر شنيده ايد :

كلكم راع و كلكم مسؤول عن رعيته ( 8 ) .

المسلم من سلم المسلمون من لسانه و يده ( 9 ) .

لن تقدس امة حتى يؤخذ للضعيف فيها حقه من القوى غير متعتع (10) .

هيچ ملتى به مقام قداست نمى رسد مگر آنگاه كه افراد ضعيفش بتوانند حقوقشان را از اقويا مطالبه كنند بدون لكنت زبان .

ببينيد سيرت چيست و چه مى كند ؟ ! اصحابش نقل كرده اند كه در دوره رسالت , در سفرى خدمتشان بوديم , در منزلى پائين آمده بوديم و قرار بود كه در آنجا غذايى تهيه شود . گوسفندى آماده شده بود تا جماعت آن را ذبح كنند و از گوشت آن مثلا آبگوشتى بسازند و تغذيه كنند . يكى از اصحاب به ديگران مى گويد سر بريدن گوسفند با من , ديگرى مى گويد پوست كندن آن با من , سومى مثلا مى گويد پخت آن با من و . . . پيغمبر اكرم مى فرمايد جمع كردن هيزم از صحرا با من . اصحاب عرض كردند : يا رسول الله ما خودمان افتخار اين خدمت را داريم , شما سر جاى خودتان بنشينيد , ما خودمان همه كارها را انجام مى دهيم . فرمود بله , مى دانم , من نگفتم كه شما انجام نمى دهيد ولى مطلب چيز ديگرى است . بعد جمله اى گفت , فرمود :

ان الله يكره من عبده ان يراه متميزا بين اصحابه ( 11 ) .

خدا دوست نمى دارد كه بنده اى را ببيند در ميان بندگان ديگر كه براى خود امتياز قائل شده است . من اگر اينجا بنشينم و فقط شما برويد كار بكنيد , پس براى خودم نسبت به شما امتياز قائل شده ام . خدا دوست ندارد كه بنده اى خودش را در چنين وضعى در بياورد ( 12 ) . ببينيد چقدر عميق است !

اين مسئله به اصطلاح امروز ( اعتماد به نفس) در مقابل اعتماد به انسانهاى ديگر حرف درستى است , البته نه در مقابل اعتماد به خدا . اعتماد به نفس سخن بسيار درستى است , يعنى اتكال به انسان ديگر نداشتن , كار خود را تا جايى كه ممكن است خود انجام دادن و از احدى تقاضا نكردن . ببينيد اين تربيتها چقدر عالى است ! اين بعثت لاتمم مكارم الاخلاق معنيش چيست ؟ باز اصحابش نقل كرده اند ( 13 ) كه در يكى از مسافرتها در منزلى فرود آمديم . همه متفرق شدند براى اينكه تجديد وضويى بكنند و آماده نماز بشوند . ديديم كه پيغمبر اكرم بعد از آنكه از مركب پائين آمد , طرفى را گرفت و رفت . مقداريكه دور شد , ناگهان برگشت . اصحاب با خود فكر مى كنند كه پيغمبر براى چه بازگشت ؟ آيا از تصميم اينكه امروز اينجا بمانيم منصرف شده است ؟ همه منتظرند ببينند آيا فرمان مى دهد كه حركت كنيد برويم ؟ ولى مى بينيد پيامبر چيزى نمى گويد . تا مىآيد مى رسد به مركبش . بعد از آن خورجين يا توبره روى آن , زانو بند شتر را در مىآورد , زانوى شترش را مى بندد و باز دو مرتبه راه مى افتد به همان طرف . اصحاب با تعجب گفتند : پيامبر براى چنين كارى آمد ؟ ! اين كه كار كوچكى بود ! اگر از آنجا صدا مى زد : آرى فلان كس ! برو زانوى شتر مرا ببند , همه با سر مى دويدند . گفتند يا رسول الله ! مى خواستيد به ما امر بفرمائيد , به هر كدام ما امر مى فرموديد , با كمال افتخار اين كار را انجام مى داد . ببينيد سخن , در چه موقع و در چه محل و چقدر عالى است ! فرمود : لا يستعن احدكم من غيره و لو بقضمة من سواك تا مى توانيد در كارها از ديگران كمك نگيريد ولو براى خواستن يك مسواك . آن كارى را كه خودت مى توانى انجام بدهى , خودت انجام بده . نمى گويد كمك نگير و از ديگران استمداد نكن ولو در كارى كه نمى توانى انجام بدهى , خودت انجام بده . نمى گويد كمك نگير و از ديگران استمداد نكن ولو در كارى كه نمى توانى انجام بدهى . نه , آنجا جاى استمداد .است .

اگر كسى اين توفيق را پيدا بكند كه سخنان رسول اكرم را از متون كتب معتبر جمع آورى كند و هم توفيق پيدا كند كه سيره پيغمبر اكرم را به سبك سيره تحليلى از روى مدارك معتبر جمع و تجزيه و تحليل بكند , آنوقت معلوم مى شود كه در همه جهان , شخصيتى مانند اين شخص بزرگوار ظهور نكرده است . تمام وجود پيغمبر اعجاز است . نه فقط قرآنش اعجاز است , بلكه تمام وجودش اعجاز است . عرايض خودم را با چند كلمه دعا خاتمه مى دهم .

باسمك العظيم الاعظم الاعز الاجل الاكرم يا الله . . .

پروردگارادلهاى ما را به نور ايمان منور بگردان . انوار معرفت و محبت خودت را بر دلهاى ما بتابان . ما را شناساى ذات مقدس خودت قرار بده . ما را شناساى پيغمبر بزرگوارت قرار بده . انوار محبت پيغمبر اكرمت را در دلهاى همه ما قرار بده . انوار محبت و معرفت اهل بيت پيغمبر را در دلهاى همه ما قرار بده . ما را آشنا با سيرت پيغمبر خودت و ائمه اطهار قرار بده . ما را قدردان اسلام و قرآن و اين وجودات مقدسه بفرما . اموات ما را مشمول عنايات و رحمت خود بفرما .



و عجل فى فرج مولانا صاحب الزمان .
--------------------------------------------------------------------------------

 

 

. سوره توبه , آيه 128 .

. سوره نور , آيه 33 .

. نهج البلاغه , خطبه 234 : قاصعه . و همانا خداوند از آغاز كودكى حضرت بزرگترين فرشته از فرشتگان خود را مأمور وى ساخته بود كه او را به راه مكارم و محاسن اخلاق عالم مى برد .

. كسانى كه مشرف شده اند مى دانند اطراف مكه همه كوه است .

. تحف العقول , ص 368 , از امام صادق عليه السلام .

. تاريخ يعقوبى , ج 2 , ص 110 با كمى اختلاف .

7 . اصول كافى , ج 1 , ص 403 .

. الجامع الصغير , ص 95 .

. اصول كافى , ج 2 , ص 234 .

0 . نهج البلاغه , نامه 53 .
1 . هدية الاحباب , ص 277 .
2 . اين داستان در كتب شيعه هست . مرحوم حاج شيخ عباس قمى رضوان الله عليه آن را در چندين كتاب خودش نقل كرده است .
3 . اين را هم مرحوم حاج شيخ عباس قمى رضوان الله عليه نقل كرده است . البته ديگران هم نقل كرده اند

شهید مرتضی مطهری

 

 

 

 

 

 

 

 

Javad Akbari

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آبان ،۱۳۸٥