نام محمد صلي الله عليه و آله در آفاق ملکوت1

نام محمد صلي الله عليه و آله در آفاق ملکوت1

 

 

 

اين مقاله در دو بخش تنظيم شده است. در بخش اول نمونه‌هايى از نگارش نام پيامبر صلي الله عليه و آله در جهان غير مادى آمده ؛ كه در ابتداى آن ، توصيفى به بيان خداوند (در قرآن و حديث) در مورد پيامبر آورده شده است.


بخش دوم كه به بررسى سابقه كتابت نام پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در جهان مادى مىپردازد ، شامل الواح ، سنگ نبشته‌ها ، نگين انگشترها ، كاشىها ، قطعات چوبى و فلزى ، سكه‌ها ، جام‌ها ، آبسنگ‌ها ، فرش‌ها ، پارچه‌ها و صدها شي ديگر ؛ كه بخش عظيمى از آن ، ارزش هنرى نيز دارد. اين بخش به دو جهت در اين مقاله مختصر نمىگنجيد:


الف ـ گستردگى موضوع
ب ـ نبودن امكانات چاپ تصاوير رنگى

 


قابل ذكر است كه نام آن حضرت در شعر شاعران ، خود مقوله ديگرى است.
اين محمد ، فرستاده و پيامبر من ، امين ، بزرگوار ، رازدار و برگزيده من و پاك‌ترين و ناب‌ترين در پيشگاه من ، عزيز و دوست من ، و برترين پيامبران و محبوب‌ترين آن‌ها و گرامى‌ترينشان نزد من ، و نزديك‌ترين آن‌ها به من ، و از همه برايم شناساتر است ، او برترين پيغمبران از نظر بردبارى ، دانش ، ايمان ، يقين ، صدق ، نيكوكارى ، پاكدامنى ، فروتنى ، پارسايى و فرمانبردارى از من ، است. براى او از حاملين عرشم و ساير آفريدگانم در آسمان‌ها و زمين پيمان گرفتم كه به او ايمان آورده و به پيامبرىاش اقرار كنند.
اى آدم! به او ايمان آور تا قرب ، منزلت ، فضل ، نور و وقار تو نزد من بيش‌تر شود.
توصيف خدا از پيامبر
" ما كان محمد ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله و خاتم النبيين و كان الله بكل شىء عليما " (1) ؛ محمد صلي الله عليه و آله هرگز پدر هيچ يك از مردان شما نيست ، بلكه پيامبر خدا و خاتم پيامبران است و خداوند به هر چيزى داناست.

فخر دو جهان ، خواجه فرخ رخ اسعد مولاى زمان ، مهتر صاحبدل امجد
آن سيد مسعود و خداوند مويد پيغمبر محمود ، ابوالقاسم و احمد
وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد اين بس كه خدا گويد: " ما كان محمد "
بر منزلت و قدرش ، يزدان كند اقرار (2)
در صحف ادريس درباره آفرينش ذريه آدم آمده:
... آدم به گروهى از ذريه خود نگاه كرد ، ديد از آن‌ها نورى با درخششى خاص پرتو افكن است. از خداوند پرسيد: اين‌ها چه كسانى‌اند؟ خداوند فرمود: اين‌ها پيامبرانند. آدم پرسيد: آن‌ها چند نفرند؟ خداوند فرمود:
صد و بيست و چهار هزار نبى كه سيصد و پانزده نفر آن‌ها نبى مرسل‌اند.(3)
آدم پرسيد: پروردگارا! چرا نور آخرين آن‌ها از همه ، درخشنده‌تر و تابناك‌تر است؟
خداوند فرمود: به خاطر برترى او بر همه انبيا. آدم پرسيد: اسم اين پيامبر ، چيست؟
خداوند فرمود: " هذا محمد نبيى و رسولى و امينى و نجيبى و نجيى و خيرتى و صفوتى و خالصتى و حبيبى و خليلى و اكرم خلقى على و احبهم الى و آثرهم عندى و اقربهم منى و اعرفهم لى و ارجحهم حلما و علما و ايمانا و يقينا و صدقا و برا و عفافا و عباده و خشوعا و ورعا و سلما و اسلاما اخذت له ميثاق حمله عرشى فما دونهم من خلائقى فى السموات و الارض بالايمان به و الاقرار بنبوته... "؛ اين محمد ، فرستاده و پيامبر من ، امين ، بزرگوار ، رازدار و برگزيده من و پاك‌ترين و ناب‌ترين در پيشگاه من ، عزيز و دوست من ، و برترين پيامبران و محبوب‌ترين آن‌ها و گرامى‌ترينشان نزد من ، و نزديك‌ترين آن‌ها به من ، و از همه برايم شناساتر است ، او برترين پيغمبران از نظر بردبارى ، دانش ، ايمان ، يقين ، صدق ، نيكوكارى ، پاكدامنى ، فروتنى ، پارسايى و فرمانبردارى از من ، است. براى او از حاملين عرشم و ساير آفريدگانم در آسمان‌ها و زمين پيمان گرفتم كه به او ايمان آورد ند و به پيامبرىاش اقرار كنند.
اى آدم! به او ايمان آور تا قرب ، منزلت ، فضل ، نور و وقار تو نزد من بيش‌تر شود.
او اولين شفاعت كننده و نخستين كسى است كه شفاعتش پذيرفته شود و اولين كسى است كه درهاى بهشت برايش گشوده گردند و او داخل شود.
اى آدم! ترا به نام او كنيه دادم پس تو " ابو محمد " هستى
آدم گفت: به خدا و پيامبرش " محمد " ايمان آوردم.
خداوند فرمود: اى آدم! تو اولين پيامبران و فرستادگانى و فرزندت محمد ، خاتم آن‌ها.
چندين هزار سكه پيغمبرى زده اول به نام آدم و آخر به مصطفى(4)

او اولين كسى است كه در روز رست ا خيز ، زمين برايش شكافته شود و لباس پوشد و محشور شود.

دانى كه در بيان اذا الشمس كورت معنى چه گفته اند بزرگان پارسا
يعنى وجود خواجه سر از خاك بركند خورشيد و ماه را نبود آن زمان ضيا (5)

او اولين شفاعت كننده و نخستين كسى است كه شفاعتش پذيرفته شود و اولين كسى است كه درهاى بهشت برايش گشوده گردند و او داخل شود.
اى آدم! ترا به نام او كنيه دادم پس تو " ابو محمد " هستى.
آدم گفت: سپاس خداوندى را كه از نسل من شخصى با چنين فضائل ي قرار داد تا در ورود به بهشت ، از من پيشى گيرد و بر او حسد نمىورزم.(6)
پيامبر فرمود: هنگامى كه خداوند تعالى ، آدم را آفريد ، او را در پيشگاه خود قرار داد . آدم عطسه كرد ، خداوند سپاس گفتن را به او الهام كرد ؛ خداوند فرمود:
اى آدم! مرا سپاس گفتى ، به عزت و بزرگي‌ ام سوگند ، اگر نمىخواستم در آخرالزمان دو بنده (از نسل تو) بيافرينم ، ت و را نمىآفريدم.
آدم گفت: به حق حرمت آن‌ها در پيشگاه تو ، نام آن دو چيست؟ خداوند فرمود: اى آدم! به طرف عرش نگاه كن.
آدم دو جمله نورانى را ديد:
1 . لا اله الا الله ، محمد نبى الرحمه ، و على مفتاح الجنه.
2 . آليت على نفسى ، ان ارحم من والاهما ، و اعذب من عاداهما.(7)
امام صادق عليه السلام فرمود: فرزندان آدم در خانه‌اى گرد آمدند ، و در اين كه " بهترين آفريدگان چه كسانى هستند؟ " سخن مىگفتند. بعضى گفتند: بهترين آفريدگان خداوند ، پدر ما آدم است. عده‌اى گفتند: بهترين آفريدگان ، فرشتگان مقربند. تعدادى گفتند: حاملين عرش ، بهترين آفريدگان‌اند. هب ة الله (از فرزندان آدم)(8) به جمع آن‌ها آمد ، يكى از آن‌ها گفت: آن كه گشاينده مشكل شماست ، آمد.
ابى سعيد خدرى گويد: با پيامبر نشسته بوديم ، مردى آمد و گفت: اى پيامبر خدا! منظور از " عالين " در اين سخن خداوند خطاب به ابليس ، چيست؟ " استكبرت ام كنت من العالين "؛ آيا استكبار ورزيدى يا از بلند مرتبگان بودى؟ " عالين " كه از فرشتگان برترند ، چه كسانىاند؟
پيامبر فرمود: من ، على ، فاطمه ، حسن و حسين.
دو هزار سال قبل از اين كه خداوند ، آدم را بيافريند ما پنج تن در سرادق عرش ، خداوند را تسبيح مىگفتيم و فرشتگان در تسبيح از ما پيروى مىكردند.
هب ة الله سلام كرد و نشست و پرسيد: چه كار مىكرديد؟ گفتند: در اين انديشه بوديم كه ، بهترين آفريده خداوند چه كسى است؟
هب ة الله گفت: كمى صبر كنيد تا برگردم. او نزد پدر آمد و گفت: اى پدر! برادرانم در اين كه بهترين آفريده‌هاى خداوند چه كسى است ، بحث مىكردند. از من پرسيدند ، ندانستم. آدم گفت: در پيشگاه خداوند ايستاده بودم ، ديدم اين جمله بر عرش نوشته شده است:
" بسم الله الرحمن الرحيم ، محمد و آل محمد خير من بر ا الله(9) ؛ محمد و خاندانش ، بهترين آفريدگان خدايند. "
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در سخنى طولانى ، شب معراج را بيان مىفرمايند ؛ از جمله اين كه:
در آسمان سوم فرشتگان بر من سلام كردند و جوياى حال برادرم (على) شدند ؛ گفتم: او در زمين است. آيا شما او را مىشناسيد؟ گفتند: چگونه او را نشناسيم در حالى كه هر سال ، بيت المعمور را زيارت كرده ، مىبينيم اطراف آن پوششى سفيد است كه بر آن ، نام محمد و على و حسن و حسين و ساير ائمه و شيعيان آن‌ها نوشته شده است.(10)
پيامبر مىفرمايد: در شب معراج وقتى از آسمان هفتم گذشتم و با جبرئيل به سدر ة المنتهى رسيدم ، ديگر جبرئيل با من همراهى نكرد ؛ به جبرئيل گفتم: در چنين مكانى مرا ترك مىگويى؟ جبرئيل گفت: به حق كسى كه تو را به پيامبرى برانگيخته ، هيچ پيامبرى و هيچ ف رشته مقربى در اين مكان راه نيافته است.

شبى برنشست از فلك برگذشت ب ه تمكين و جاه از ملك در گذشت
چنان گرم در تيه قربت براند كه بر سدره جبريل ازو باز ماند
بدو گفت سالار بيت الحرام كه اى حامل وحى ، برتر خرام
چو در دوستى مخلصم يافتى عنانم ز صحبت چرا تافتى؟
بگفتا فراتر مجالم نماند بماندم كه نيروى بالم نماند
اگر يكسر موى برتر پرم فروغ تجلى بسوزد پر م (11)
پيامبر صلي الله عليه و آله چنين ادامه مىدهد:
از درياهاى نور گذشتم تا اين كه پروردگارم مرا در جايگاهى نزد خود از ملكوت رحمان ، قرار داد كه دوست مىداشتم... پس به طرف راست عرش توجه كردم ، ديدم بر پايه راست عرش چنين نوشته شده است:
" لا اله الا انا وحدى لا شريك لى ، محمد رسولى ايدته بعلى. يا احمد شققت اسمك من اسمى انا الله المحمود الحميد و انا الله العلى و شققت اسم ابن عمك على من اسمى...(12) ؛ نيست خدايى جز من ، يگانه‌ام و بىهمتا ؛ محمد فرستاده من است ، او را به على پشتيبانى كردم ؛ اى احمد! نام تو از نام خود برگرفتم. من خداى محمود حميدم و من خداى بلند مرتبه‌ام و نام پسر عمت " على " را نيز از نام خود برگرفتم.
ابى سعيد خدرى گويد: با پيامبر نشسته بوديم ، مردى آمد و گفت: اى پيامبر خدا! منظور از " عالين " در اين سخن خداوند خطاب به ابليس ، چيست؟
" استكبرت ام كنت من العالين " (13) ؛ آيا استكبار ورزيدى يا از بلند مرتبگان بودى؟
" عالين " كه از فرشتگان برترند ، چه كسانىاند؟
پيامبر فرمود: من ، على ، فاطمه ، حسن و حسين.
دو هزار سال قبل از اين كه خداوند ، آدم را بيافريند ما پنج تن در سرادق(14) عرش ، خداوند را تسبيح مىگفتيم و فرشتگان در تسبيح از ما پيروى مىكردند.

پرتو نور سرادقات جلالش از عظمت ، ماوراى فكرت دانا
هنگامى كه خداوند آدم را بيافريد ، به فرشتگان فرمان داد كه آدم را سجده كنند ؛ و ما پنج تن را امر به سجده نفرمود. همه فرشتگان سجده كردند ، جز ابليس ، پس خداوند فرمود: " استكبرت ام كنت من العالين ."
يعنى از اين پنج نفر كه اسمشان در سرادق عرش نوشته شده است.(15)
هنگامى كه خداوند آدم و حوا را به بهشت وارد كرد ، آن دو به جايگاه محمد ، على ، فاطمه ، حسن ، حسين و امامان نگاه كردند ، ديدند برترين جايگاه‌ها در بهشت است. گفتند: پروردگارا! اين جايگاه چه كسانى است؟ خداوند فرمود: سرتان را بلند كرده و به ساق عرش ديده افكنيد. نگاه كردند ، ديدند با نور خدايى بر ساق عرش نام محمد ، على ، فاطمه ، حسن ، حسين و امامان ديگر ثبت است.
آدم و حوا پرسيدند: پروردگارا! مقام و منزلت آن‌ها در پيشگاه تو ، چه مقدار است؟ خداوند فرمود: اگر آن‌ها در نسل شما نبودند ؛ شما دو نفر را نمىآفريدم. اين‌ها گنجينه داران دانش من و امينان بر اسرارم هستند. بپرهيزيد از اين كه بر آن‌ها حسد ورزيد و خواهان منزلت آن‌ها در پيشگاه من باشيد كه اگر چنين باشيد ، " فتكونا من الظالمين " (16) ؛ پس از ستمكاران خواهيد بود.

 

 

 

ادامه دارد...

 

 

 

 

Javad Akbari

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ٩:۱٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ،۱۳۸٥