مديريت بحران۱

 

مديريت بحران۱

 

 

 «پژوهشى موردى در مديريت پيامبر اكرم(ص) در غزوه احزاب »

 

 

 

مديريت پيامبر اكرم(ص) در جريان اين غزوه ابعاد مختلفى دارد. در مقاله حاضر كوشش شده است, در حد امكان يكى از اقدامات مديريتى پيامبراكرم(ص) در جريان يكى از تدابير آن حضرت يعنى ((حفرخندق)) مورد بحث و بررسى قرار گيرد. البته مقاله حاضر به مديريتى كه رسول الله(ص) در جريان حفر خندق اعمال فرمودند محدود نمى شود, بلكه موضوع اداره و بهره گيرى كامل از اين اقدام دفاعى هم مورد بحث قرار مى گيرد.

زندگى رسول گرامى اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) سرشار از نكاتى است كه اگر با نگاهى نو به آن توجه شود, بسيارى از خط مشى ها و سياست هاى اصولى در حوزه هاى مختلف علمى, معرفتى, اجتماعى, سياسى, دفاعى و... شناسايى خواهد شد. بررسى دقيق و همه جانبه ابعاد مختلف زندگى اين بزرگان, مخصوصا با شيوه هاى جديد و بابهره گيرى از آخرين دستاوردهاى علمى, از ضرورت هاى جوامع اسلامى است.


يكى از حساس ترين و سرنوشت سازترين حوادث صدر اسلام, غزوه احزاب است. مورخان, اين غزوه را بيشتر از آن جهت با اهميت مى دانند كه آخرين صحنه تهاجم دشمن به نيروهاى اسلام و نقطه اوج اقدامات دفاعى مسلمين بود. اما آن چه كمتر در منابع تاريخى مورد توجه قرار گرفته, مديريت اين حادثه سرنوشت ساز و مهم است.
مديريت پيامبر اكرم(ص) در جريان اين غزوه ابعاد مختلفى دارد. در مقاله حاضر كوشش شده است, در حد امكان يكى از اقدامات مديريتى پيامبراكرم(ص) در جريان يكى از تدابير آن حضرت يعنى ((حفرخندق)) مورد بحث و بررسى قرار گيرد. البته مقاله حاضر به مديريتى كه رسول الله(ص) در جريان حفر خندق اعمال فرمودند محدود نمى شود, بلكه موضوع اداره و بهره گيرى كامل از اين اقدام دفاعى هم مورد بحث قرار مى گيرد.

 



طرح مسئله
مسلمين پس از اطلاع از آغاز تهاجم قريش, حداكثر هشت روز فرصت داشتند تا نسبت به انجام هرگونه اقدام تدافعى تصميم گيرى كنند.
تصميم پيامبر(ص) به حفر خندق يكى از بهترين نمونه هاى تصميم گيرى شجاعانه است. خندقى به طول حداقل پنج كيلومتر با عرض تقريبى هفت تا ده متر و عمق حداقل سه متر, مستلزم حجم عظيمى از خاكبردارى است, در حالى كه تمام نيرويى كه در اختيار پيامبر(ص)بود به سه هزار نفر نمى رسيد. حال اين سوال مطرح است كه چه مديريتى اعمال شد كه توانست با وجود همه محدوديت ها اين اقدام كم نظير را انجام دهد و به نتيجه مطلوب برساند؟

 

 



تصوير اجمالى حادثه
غزوه احزاب بنابر قول مشهور در شوال سال پنجم هجرى(2) و در ناحيه شمال و غرب مدينه النبى واقع شد. قرآن مجيد در چهار سوره و در قريب 22 آيه به مسائل مختلف اين جنگ اشاره كرده است.(3)

سپاه مشركين از سه لشكر به ترتيب زير تشكيل شده بود:
ـ لشكر قريش و هم پيمانانش به رهبرى ابوسفيان بن حرب, كه فرماندهانى چون خالدبن وليد, عكرمه بن ابوجهل, عمروعاص, صفوان بن اميه و عمروبن عبدود در آن شركت داشتند. مجموعه نيروهاى تحت فرماندهى ابوسفيان ـ با احتساب بنى سليم ـ 4700 نفر بودند كه بيش از 300 اسب و 1500 شتر به همراه داشتند.(4) اين نيروها پس از نزديك شدن به مدينه در محلى موسوم به ((رومه)) مستقر شدند.

ـ لشكر غطفان و هم پيمانان آن ها از قبايل نجد, به فرماندهى ((عيينه بن حصن فزارى)) و مسعود بن رخيله و حارث بن عوف جمعا به استعداد 1800 نفر, كه در نزديكى ((إحد)) اردو زدند و تعداد 300 اسب همراه اين لشكر بود.(5)
ـ بنى اسد به فرماندهى طليحه بن خويلد اسدى, هم چنين يهوديان بنى نضير كه قريش را همراهى مى كردند و نقش آن ها بيشتر تقويت فكرى و روحى اين حركت نظامى بود. يهوديان بنى قريظه هم با شكستن پيمان, متحد احزاب محسوب مى شدند. اكثر مورخان تعداد نفرات احزاب را مجموعا ده هزار نفر گفته اند.(6) اما اين عدد به نظر اندكى اغراقآميز مى رسد. احتمالا مجموع سپاه قريش و متحدانش از حدود 8000 نفر متجاوز نبوده است.

امتياز عمده سپاه احزاب كه تا آن زمان در منطقه حجاز كم نظير بود, برخوردارى از سواره نظامى با حداقل 600 اسب بود كه برترى كامل آنان بر نيروهاى اسلام را تضمين مى كرد. به احتمال قريب به يقين, نگرانى عمده مسلمين از همين بخش سپاه احزاب بوده است. طبعا اولين اقدام موثر سپاه اسلام هم بايد به نحوى طراحى مى شد كه بتواند سواره نظام دشمن را زمين گير و بى اثر كند.

 

 



موقعيت مسلمانان

بنا به روايت ابن اسحاق, تعداد نفرات سپاه اسلام در جريان غزوه خندق 3000 نفر بوده است.(7) به نظر مى رسد كه اين قول اندكى خوش بينانه و همراه با اغراق باشد. احتمالا اين رقم با احتساب نوجوانان و جوانان و هم چنين همراهى كراهتآميز برخى از منافقين است. لازم به ذكر است كه تعداد اسب هاى مسلمين در غزوه خندق سى و چند اسب بوده است.(8)

بنا به گفته واقدى چهار روز پس از حركت قريش از مكه, سواران خزاعه خبر حركت احزاب را به پيامبراكرم(ص) رساندند.(9) فاصله ميان مكه و مدينه براى سپاهى كه با ساز و برگ جنگى حركت مى كرد, ده تا دوازده روز راه بوده است. بنابراين پيامبر اكرم(ص) و مسلمين تنها شش تا هشت روز براى اتخاذ هرگونه تدبير و تصميمى فرصت داشته اند.

 


وضعيت عمومى مدينه و روحيه مسلمين

در هر اقدام اجتماعى, سياسى و نظامى, علاوه بر رهبرى, بايد به دو ركن ديگر توجه شود:

ـ وضعيت و شرايط عمومى جامعه: شرايط ساختارى هر جامعه و نحوه ارتباط و مناسبات افراد و كانون هاى مختلف اجتماعى متناسب با شرايط هر جامعه, در روند تحولات اجتماعى نقش تعيين كننده اى دارد. گسستگى يا همبستگى اجتماعى, كه در جامعه آن روز مدينه به كيفيت تعامل قدرت هاى قبيله اى حاضر در شهر بستگى داشت, از جمله عوامل موثر در همبستگى يا گسستگى نيروهاى درونى شهر به حساب مىآمد. تدابيرى كه از قبل انديشيده شده بود, شرايط مطلوب اين همبستگى را فراهم كرده بود. انعقاد پيمان نامه عمومى مدينه, عقد اخوت, و بناى مسجد جهت ايجاد انسجام در فعاليت هاى مختلف جامعه از جمله اقداماتى بود كه پيامبراكرم(ص) جهت تحقق شرايط وحدت اجتماعى انديشيده بودند.

ـ وضعيت نيروى انسانى: نيروى انسانى ركن اصلى در هر اقدام مديريتى است. عواملى چون كميت و آمار نيروهاى در اختيار, شرايط روحى نيروها, ارتباط درونى نيروها, نحوه و چگونگى تنظيم رابطه مديران ستادى و نيروهاى در صف, عواملى هستند كه مى توانند در زمينه سازى موفقيت يا عدم موفقيت يك اقدام اجتماعى يا نظامى تإثير گذار باشد. در صورت تحقق شرايط مطلوب نسبت به دو عامل فوق, نفش رهبرى و مديريت به عنوان عامل هماهنگى و بهره بردارى از شرايط اجتماعى مناسب و نيروى انسانى آماده, موضوعيت خواهديافت.

پس از انتشار خبر حركت احزاب در مدينه, جو عمومى شهر دستخوش تلاطم گرديد. بهترين تصوير از شرايط عمومى مدينه, و دسته بندى گروه هاى حاضر در شهر را قرآن مجيد طى 17 آيه در سوره احزاب ارائه كرده است. دراين آيات با دقت شگفت انگيز و روانكاوانه اى از روحيات و مواضع گروه هاى مختلف, در جريان غزوه احزاب, پرده برداشته است. از نظر قرآن اين گروه ها به سه دسته كلى تقسيم مى شوند:

الف ـ مومنين: مطابق آيات قرآن, كسانى كه در اين گروه جاى مى گيرند بسيار معدودند. اينان ياران خالص و فداكار پيامبر اكرم(ص) بوده اند كه در هر شرايطى هيچ گونه ترديدى در اعتمادشان به خدا و رسول ايجاد نمى شد. اين آيه از سوره احزاب در حق اين گروه نازل شده است:

و لما رءالمومنون الاحزاب قالوا هذا ما وعدنا الله و رسوله و مازادهم الا ايمانا و تسليما;(10)

و چون مومنان دسته هاى دشمن را ديدند, گفتند: ((اين همان است كه خدا و فرستاده اش به ما وعده دادند و خدا و فرستاده اش راست گفتند)), و جز بر ايمان و فرمانبردارى آنان نيفزود.

ب ـ منافقين: كسانى كه با اجبار و اكراه اسلام را پذيرفته بودند و در دل كينه رسول خدا(ص) را مى پروراندند, در موقعيت هاى مناسب از ضربه زدن و خدمت به دشمنان اسلام دريغ نمى كردند. قرآن مجيد اين گروه را معرفى و باطن آنان را آشكار كرده است:

و اذ يقول المنافقون و الذين فى قلوبهم مرض ما وعدنا الله و رسوله الا غرورا و اذ قالت طائفه منهم يا إهل يثرب لا مقام لكم فارجعوا...;(11)

و هنگامى كه منافقان و كسانى كه در دل هايشان بيمارى است مى گفتند: ((خدا و فرستاده اش جز فريب به ما وعده اى ندادند)). و چون گروهى از آنان گفتند: ((اى مردم مدينه, ديگر شما را جاى درنگ نيست, برگرديد)).

ج ـ معوقين و مرددين: اينان مسلمانانى بودند كه به خاطر ضعف شخصيت يا ضعف ايمان, معمولا در شرايط حساس و در جريان حوادث, گرفتار ترديد و ترس مى شدند و علاوه بر آن, اين روحيه را به ديگران هم منتقل مى كردند.

قرآن كريم در مواضع مختلف ضمن بررسى نهضت انبيا به اين گروه اجتماعى اشاره كرده, و حتى گاهى در كنار منافقين و تحت عنوان ((الذين فى قلوبهم مرض)) از آن ها ياد كرده است. در سوره احزاب هم خداوند ويژگى هاى روانى و شخصيتى اين گروه را آشكار كرده است:

قد يعلم الله المعوقين منكم و القائلين لاخوانهم هلم الينا و لا تإتون الباس الا قليلا;(12)

خداوند كارشكنان[ و مانع شوندگان] شما و آن كسانى را كه به برادرانشان مى گفتند: ((نزد ما بياييد)) و جز اندكى روى به جنگ نمىآورند[ خوب] مى شناسد.

معمولا اين گروه در سختى و شرايط بحرانى, با منافقين احساس همراهى و همگامى بيشتر مى كنند. گاهى با عذر و بهانه هاى به ظاهر موجه, موضع مإموريت و مسئوليت خود را ترك كرده و چون باطنا منافق نيستند, يا به جهت آينده نگرى و توجيه خود و ديگران, سعى مى كنند خودشان را با رهبرى هماهنگ نشان دهند. قرآن مجيد اين حالات و روحيات را افشا مى فرمايد:

... و يستاذن فريق منهم النبى يقولون ان بيوتنا عوره وما هى بعوره ان يريدون الا فرارا;(13)

و گروهى از آنان از پيامبر اجازه مى خواستند و مى گفتند: ((خانه هاى ما بى حفاظ است)) و[لى خانه هايشان] بى حفاظ نبود,[ آنان] جز گريز[ از جهاد] چيزى نمى خواستند.

اين گروه همواره در معرض بازگشت به كفر قرار دارند, زيرا قدرت براى آنان اصالت دارد. به همين دليل بسيار غير قابل اعتمادند:

و لو دخلت عليهم من إقطارها ثم سئلوا الفتنه لاتوها و ماتلبثوا بها الا يسيرا;(14)

و اگر از اطراف[ مدينه] مورد هجوم واقع مى شدند و آنگاه آنان را به ارتداد مى خواندند, قطعا آن را مى پذيرفتند و جز اندكى در اين[ كار] درنگ نمى كردند.

در عين حال اين گروه اجتماعى گروهى پر مدعا, متوقع و طلبكارند. به تعبير قرآن, هرچند در شرايط خطر چشمانشان از ترس, حالت چشمان مشرف به مرگ را دارد, اما وقتى شرايط عادى شود زبان دراز, گستاخ, مدعى و طلبكار مى شوند:

اشحه عليكم فاذا جإ الخوف رإيتهم ينظرون اليك تدور إعينهم كالذى يغشى عليه من الموت فاذا ذهب الخوف سلقوكم بالسنه حداد اشحه على الخير...;(15)

بر شما بخيلانند, و چون خطر فرارسد آنان را مى بينى كه مانند كسى كه مرگ او را فرو گرفته, چشمانشان در حدقه مى چرخد[ و] به سوى تو مى نگرنند; و چون ترس برطرف شود شما را با زبان هايى تند نيش مى زنند; بر مال حريصند.

در مجموع مى توان گفت كه با توجه به شرايطى كه اشاره شد و نيز وضعيت كمى و كيفى نيروهاى اسلام, رهبرى پيامبر اكرم(ص) در جنگ احزاب يكى از دشوارترين مديريت ها در شرايط نامناسب بوده است.

جهت شناسايى روش مديريت پيامبر(ص) ضرورى است ابعاد برنامه ريزى, تعيين استراتژى, سازماندهى, مديريت نيروى انسانى, كسب اطلاع و خبر رسانى و نظارت و كنترل, در مديريت و رهبرى رسول خدا(ص) مورد دقت و بررسى قرار گيرد.

 

 

 

 

ادامه دارد...

 

 

 

 

 

Javad Akbari

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ،۱۳۸٥