اشتغال در سيره نبوی ۲

در سيره پيامبراكرم صلي الله عليه و آله، هدف از رفتارهاى اقتصادى جلب رضايت خداوند است. و رضايت پروردگار، انگيزه مقدس و هدف والايى است كه يك انسان مسلمان را در سخت‌ترين شرايط به فعاليت‌هاى اقتصادى وادار مى‌كند. و او حاصل زحمات خود را در راه رضاى الهى خرج مى‌كند. اما از نظر متفكران مادى و اقتصاددانان غربى، هدف نهايى از كار، دست‌يابى به لذت‌هاى فردى است. و در آن صورت، انگيزه كار، دست‌يابى به حداكثر سود و درآمد است و تمام صفات اخلاقى و انسانى تحت الشعاع سودجويى‌هاى مادى قرار گرفته و به تدريج انسان از ماهيت خود خارج شده و در عرصه‌هاى زندگى فقط به سودهاى سرشار مادى مى‌انديشد؛ گرچه در اين راه، حقوق ديگران تضييع شده و اخلاق و انسانيت از ميان برود. روش‌هاى ترويج اشتغال حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله براى ايجاد انگيزه توليد و كسب درآمد در وجود مسلمانان، از روش‌هاى مختلفى بهره مىگرفت كه به برخى از آنان اشاره مىشود: الف) زمينه سازى براى رشد استعدادها آن حضرت با استفاده از فرصت‌هاى مناسب براى شكوفايى نيروهاى درونى و استعدادهاى نهفته افراد، زمينه سازى مى‌نمود و از اين طريق، در آنان انگيزه توليد و كسب درآمد را تقويت مى‌كرد. روايت زير، نشانگر اين روش رسول گرامى مى‌باشد: مردى از اصحاب در تنگناى زندگى قرار گرفت. وى كه داراى شغل مناسبى نبود و بسيارى اوقات از بيكارى رنج مى‌برد، خانه نشين شد. روزى همسرش به وى گفت: اى كاش به محضر پيامبر صلي الله عليه و آله مى‌رفتى و از او درخواست كمك مى‌نمودى! مرد با پيشنهاد همسرش به حضور رسول الله صلي الله عليه و آله رفت. هنگامى كه چشم حضرت به او افتاد، فرمود: "من سالنا اعطيناه و من استغنى اغناه الله؛ هر كس از ما كمك بخواهد، ما به او يارى مىكنيم ولى اگر بى‌نيازى بورزد و دست حاجت پيش مخلوقى دراز نكند، خداوند او را بى‌نياز مى‌كند." او پيش خود فكر كرد كه مقصود پيامبر، من هستم و بدون اين كه سخنى بگويد، به خانه برگشت و ماجرا را براى همسرش بازگو كرد. زن گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله هم بشر است. (و از حال تو خبر ندارد.) او را به وضع زندگى نكبت بار و پر مشقت خود آگاه كن. مرد ناچار براى بار دوم به حضور پيامبر صلي الله عليه و آله رفت اما قبل از اين كه حرفى بزند، پيامبر همان سخن قبلى را تكرار كرده و فرمود: "من سالنا اعطيناه و من استغنى اغناه الله." باز هم بدون اظهار حاجت، به خانه برگشت ولى چون خود را همچنان در چنگال فقر و بيكارى، ضعيف و ناتوان مىديد، براى سومين بار با همان نيت به مجلس رسول اكرم صلي الله عليه و آله رفت. باز هم لب‌هاى رسول الله صلي الله عليه و آله به حركت درآمد و با همان آهنگ ـ كه به دل، قوت و به روح، اطمينان مىبخشيد ـ همان جمله را تكرار كرد. اين بار اطمينان بيشترى در قلب خود احساس نمود؛ حس كرد كه كليد مشكل خويش را در همين جمله يافته است. وقتى كه خارج شد، با قدم‌هاى مطمئن‌ترى راه مى‌رفت. با خود فكر مى‌كرد كه ديگر به دنبال كمك خواستن از بندگان نخواهم رفت. به خدا تكيه مى‌كنم و از نيرو و استعدادى كه در وجودم به وديعت نهاده شده است، بهره مى‌گيرم و از او مى‌خواهم كه مرا در كارهايم موفق گردانيده و از ديگران بى‌نياز سازد. با اين نيت، تيشه‌اى عاريه گرفت و به جانب صحرا رفت. آن روز مقدارى هيزم جمع كرد و فروخت و لذت حاصل دست رنج خويش را چشيد. روزهاى ديگر به اين كار ادامه داد تا به تدريج توانست از حاصل درآمد خويش، ابزار كار را فراهم نمايد. باز هم به كار خود ادامه داد تا صاحب سرمايه و شتر و غلامانى شد. وى در اثر تلاش و كوشش شبانه روزى، يكى از افراد ثروتمند گرديد. روزى به محضر پيامبر صلي الله عليه و آله آمده و وضعيت خود را به آن حضرت گزارش داد كه چگونه در آن روز فلاكت بار به محضر حضرت آمده و چگونه سخن پيامبر صلي الله عليه و آله وى را به تحرك و كار واداشت. پيامبر فرمود: من كه به تو گفتم؛ هر كس از ما كمكى بخواهد، ما به او كمك مى‌كنيم ولى اگر بى‌نيازى بورزد، خدايش او را كمك خواهد نمود.(9) ب) روش‌هاى رفتارى گرچه رهنمودهاى گفتارى، در تربيت افراد تاثير دارد اما اقدامات عملى، به مراتب بيشتر از شيوه‌هاى گفتارى موثر است. براى همين پيامبر اكرم نه تنها با راهنمايى‌ها و زمينه سازىهاى خود موجب هدايت افراد به سوى ميدان‌هاى كارى شد بلكه خود عملا وارد صحنه شده و همدوش با ديگران كار مى‌كرد. رفتار رسول اكرم را مىتوان تبلور اصول و ارزش‌هاى اسلامى قلمداد نمود. آن حضرت همچنان كه در صحنه سياست، حكومت، اخلاق، معارف، علوم و حكمت، خطابه و ساير صفات والاى انسانى اسوه تمام عيار مسلمانان به شمار مىآيد، رفتار اقتصادى آن حضرت نيز مى‌تواند شيوه‌اى موفق و كارآمد براى چگونه زيستن باشد. نمونه‌هايى از سيره عملى حضرت رسول صلي الله عليه و آله: خانه سازى امام صادق عليه السلام به فردى كه در اثر جهل و غرور، تن به كار نمى‌داد و خود را نيازمند ديگران نموده بود، فرمود: برو كار كن! و در بالاى سرت بار حمل كن. (و هرچه مىتوانى تلاش كن.) و از مردم بىنياز باش. سپس به وى فرمود: همانا رسول خدا صلي الله عليه و آله سنگ‌ها را به دوش خود حمل مى‌كرد و ديوار خانه‌اش را مىساخت.(10) باغدارى على عليه السلام روزى به سلمان فرمود: اى [ابا] عبدالله! باغى را كه پيامبر صلي الله عليه و آله با دستان خويش آن را ساخته و درخت‌هايش را كاشته است، براى فروش به مشتريان عرضه كن. سلمان باغ پيامبر را به معرض فروش گذاشت و به دوازده هزار درهم فروخت.(11) دامدارى روزى حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمود: ما بعث الله نبيا الا راعى غنم؛ تمام پيامبران الهى پيش از آن كه به مقام نبوت برسند، مدتى چوپانى كرده‌اند. قالوا: و انت يا رسول الله؟؛ از پيامبر سوال شد: آيا شما نيز چوپانى كرده‌ايد؟ قال: و انا رعيتها لاهل مكه بالقراريط؛ فرمود: بله، من مدتى گوسفندان اهل مكه را در سرزمين «قراريط» به چراگاه برده ام." (12) بازرگانى پيامبر صلي الله عليه و آله قبل از ازدواج، با خديجه يك قرارداد تجارتى بسته بود. طبق آن قرار داد مضاربه‌اى، پيامبر متعهد شده بود كه با سرمايه خديجه به يك سفر تجارتى برود و در مقابل، آن حضرت در منافع كالاهاى بازرگانى خديجه شريك باشد. بعد از توافق طرفين، خديجه شترى راهوار و مقدارى كالاهاى ارزشمند در اختيار حضرت محمد صلي الله عليه و آله نهاد و به دو غلام خود سفارش كرد كه در اين سفر تجارتى به همراه آن حضرت باشند و دستوراتش را اطاعت نمايند. اين سفر تجارتى پيامبر به شام، تا حدودى وضعيت اقتصادى و مالى آن جناب را سر و سامان داد. بعد از پايان سفر، كاردانى و شايستگى اين جوان قريشى مورد تقدير و ستايش خديجه ـ ثروتمندترين و سرشناس‌ترين زن مكه ـ قرار گرفت و بدين منظور، مبلغى را علاوه بر قرار داد، به او پرداخت. اما نبى اكرم فقط مبلغ معين در قرارداد را دريافت كرده و از اخذ وجوه اضافى خوددارى نمود. سپس وجوه حاصله از تجارت شام را به خانه ابوطالب عليه السلام برد و همه را در اختيار عموى گرامى‌اش گذاشت تا اين كه مقدارى وضع زندگى حضرت ابوطالب عليه السلام سر و سامان يابد.(13) امام صادق عليه السلام در مورد كارهاى تجارتى پيامبر صلي الله عليه و آله سخنان ارزنده‌اى دارد. اسباط بن سالم مى‌گويد: روزى به حضور امام صادق عليه السلام شرفياب شدم, آن حضرت پرسيد: عمربن مسلم چه مى كند؟ گفتم: حالش خوب است اما ديگر تجارت, نمى كند. امام صادق عليه السلام فرمود: ترك تجارت، كار شيطانى است. ـ اين جمله را سه بار تكرار كرد ـ آنگاه امام ادامه داد: رسول خدا با كاروانى كه از شام مىآمد معامله مىكرد و با بخشى از درآمد آن معامله قرض‌هاى خود را ادا نموده و بخشى ديگر را در ميان نيازمندان فاميل تقسيم مىنمود. خداوند در مورد تاجران خداجو و با تقوا مىفرمايد: "رجا ل لا تلهيهم تجارة ولا بيع عن ذكرالله" (14)؛ مردانى كه تجارت و داد و ستد، آنان را از ياد خدا غافل نمىكند." (15) همكارى در فعاليت‌هاى اجتماعى 1. ساختن مسجد هنگامى كه مسجد قبا ـ اولين مسجد در تاريخ اسلام ـ ساخته مىشد، حضرت خاتم الانبيا صلي الله عليه و آله همدوش ساير مسلمانان كار مىكرد. آن حضرت سنگ‌هاى كوچك و بزرگ را برمى‌داشت و آنها را بغل مىنمود و حمل مىكرد. به طورى كه سفيدى گرد و خاك سنگ‌ها كاملا در بدن آن حضرت نمايان بوده و حكايت از سخت كوشى آن حضرت داشت. گاهى مردى از اصحاب به نزدش مىآمد و التماس مى‌كرد كه: يا رسول الله! پدر و مادرم فداى تو باد! اجازه بده سنگ و خاك را من ببرم و به جاى شما كار كنم. رسول خدا مىفرمود: نه، تو هم سنگ ديگرى بردار. بالاخره آن حضرت در اثر كوشش‌هاى شبانه روزى، ساختمان مسجد قبا را به پايان برد.(16) همچنين در تاسيس ساختمان مسجدالنبى صلي الله عليه و آله آن حضرت علاوه بر راهنمايى مسلمانان در طرح ريزى بناى مسجد، خود نيز در كنار آنان كار مىكرد و آن چنان از جان و دل كارهاى ساختمانى را انجام مى‌داد كه مسلمانان تحت تاثير قرار مى‌گرفتند. اسيد بن حضير يكى از آنان بود كه جلو آمده و گفت: يا رسول الله! اجازه بفرماييد تا من به جاى شما سنگ‌هاى سنگين را حمل كنم. فرمود: نه، تو يكى ديگر ببر. يكى از مسلمانان نيز اين شعر را قرائت مى كرد: لئن قعدنا والنبى يعمل فذاك منا العمل المضلل(17) اگر ما بنشينيم در حالى كه پيامبر كار مى كند, رفتار بسيار زشت و ناپسند انجام داده‌ايم! 2 . راهسازى امام صادق عليه السلام به نقل از پدر بزرگوارش حضرت باقر عليه السلام فرمود: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله يكى از راه‌هاى عمومى را ـ كه آب خراب كرده بودـ با چيدن سنگ تعمير نمود. به خدا سوگند! انسان‌ها و چهار پايان تا اين لحظه از آن استفاده مى‌كنند.(18) 3 . انجام كارهاى منزل رسول خدا صلي الله عليه و آله علاوه بر اداره حكومت اسلامى و حل و فصل مشكلات مسلمانان، به كارهاى منزل نيز رسيدگى مى‌كرد. امام صادق عليه السلام فرمود: "كان رسول الله صلي الله عليه و آله يحلب عنز اهله(19)؛ رسول خدا صلي الله عليه و آله پيوسته بز خانواده‌اش مى‌دوشيد." ج) ره توشه‌هاى پيشه وران حضرت خاتم الانبيا با اين كه مسلمانان را به اشتغال در كارهاى توليدى، خدماتى، كشاورزى و ساير مشاغل توصيه مىكرد ولى به لحاظ موقعيت جغرافيايى و با توجه به آب و هواى مناطق مختلف، به برخى از شغل‌ها اهميت خاصى قائل بود. در اين جا به نقل چند مورد از گفتارهاى آن حضرت مى‌پردازيم: - "تسعة اعشار الرزق فى التجارة والجزء الباقى فى السابيا ـ يعنى الغنم ـ "؛ (20) نُه دهم در آمد در داد و ستد و باقى مانده آن در دامپرورى (و كارهاى توليدى) است. - "من غرس شجرة فاينعت، غرس الله بها شجرا فى الجنه (21)؛ هر مسلمانى كه نهال درختى بنشاند و آن درخت (بر اثر كوشش‌هاى باغبان) به ثمر بنشيند، خداوند متعال در مقابل آن درخت، درختى در بهشت قرار مىدهد." - در سيره اقتصادى پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله باغدارى، زراعت و كشاورزى آن چنان از اهميت برخوردار است كه آن حضرت در مورد تضييع حقوق آنان، به دولت مردان اسلامى هشدار داده و ضمن دستورالعملى، دهقانان را به زمامداران اسلامى كاملا سفارش نموده و به على عليه السلام فرمود: يا على! مبادا در حكومت تو به دهقانان و كشاورزان ستم شود. (22)

 پى‌نوشت‌ها:

1. نجم / 39.

2. فقه الرضا، ص 208. 3. اسدالغابه، ابن اثير، ج 2، ص 169/ الاصابه، ابن حجر، ج 3، ص 72 / و النهايه، ج 4، ص 202.

 4. بحارالانوار، ج 100، ص 10 / مستدرك الوسائل، ج 13، ص 11. 5. تحف العقول، ص 37 / الكافى، ج 4، ص 12، (باب كفاية العيال و التوسع عليهم). 6. بحارالانوار، ج 100، ص 209. 7. همان. 8. المحجة البيضاء، ج 3، ص 140. 9. اصول كافى، باب القناعه، حديث 7 / داستان راستان، صص 28 و 29. 10. وسايل الشيعه، ج 17، ص 38. 11. حلية الابرار، ج 1،ص 331. 12. ميزان الاعتدال، ج 3، ص 293. 13. بحارالانوار، ج 16، ص 22 به بعد. 14. نور / 37. 15. وسائل الشيعه، ج 17، ص 14 و 15. 16. معجم الكبير، طبرانى، ج 24، ص 318. 17. مناقب آل ابى طالب، ج 1، ص 161 / فتح البارى، ج 7، ص 193. 18. حلية الابرار، ج 1، ص 329. 19. الكافى، 5، ص 86. 20. وسائل الشيعه، ج 17، ص 11. 21. كنزالعمال، ج 3، ص 896، حديث 9079. 22. تهذيب الاحكام، ج 7، ص 154.

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ،۱۳۸٥