اخلاق در قرآن۱

اخلاق در قرآن۱

 

- اخلاق پيامبر اكرم و قرآن

 

 

فهرست مطالب
 
1- مقدمه
2- تاريخچة اخلاق
3- فوائد و اهميت اخلاق
4- اخلاق از نظر اسلام
5- مفهوم اخلاق و تهذيب آن
6- اخلاق در قرآن
7- اخلاق پيامبر اكرم و قرآن
8- منظور از مكارم اخلاق
9- عوامل اخلاقي شدن در قرآن
10- عوامل رستگاري در قرآن
11- رابطه علم و عمل در قرآن

 

 

 

 


مقدمّه
بدون ترديد سازندگي دروني انسان و اصلاح و تهذيب نفس او در سعادت فردي، اجتماعي، دنيوي و اخروي او نقش به سزائي دارد. به طوري كه اگر انسان تمام علوم را تحصيل كند و كليه نيروهاي طبيعت را به تسخير خويش درآورد ؛ اما از تسخير درون و تسلط بر نفس خود ناتوان باشد، از رسيدن به سعادت و نيل به كمال مطلوب باز خواهد ماند. از اين رو تربيت روحي و اخلاقي انسان و در يك كلام برنامه انسان‌سازي براي هر جامعه‌اي، امري به غايت جدي و حياتي است.

 

با وجود اين، نگاهي به اوضاع جوامع بشري نشان مي‌دهد، آنچه قبل از همه به دست فراموشي سپرده شده ، تربيت اخلاقي و معنوي انسان است و تمامي گرفتاري‌هاي امروزي بشر، همه ناشي از غفلت انسان از امر « تربيت » و سازندگي روحي و اخلاقي خويش است.
در جهان معاصر، اين واقعيت تلخ انكار‌ناپذير وجود دارد كه فرهنگهاي به ظاهر پيشرفته امروزي ، نه تنها از تربيت حقيقي و اخلاق انساني برخوردار نيستند؛ بلكه به علت ضعف و شكست در اين عرصه، حتي كسي هم در فكر آن نيست؛ گويي تمام آمال و آروزهاي طالبان مدينة فاضله، در اين عصر، تحقق يافته و انسان به كمال نوعي خود رسيده است! و گرنه كدام انسان عاقلي است كه اين همه بي‌بندوباري، ستم، توحش، فساد، انحراف، خودپرستي و تجاوز و…را به جاي انسانيت بپذيرد و هيچ‌گونه پريشاني در خاطر نيابد. در جوامع به اصطلاح پيشرفته امروزي، تمدن جز چپاول، غارت، جنايت و كشتار ملتهاي مظلوم و خفه كردن صداي عدالتخواهي معني ديگري ندارد و براي انسانيت در خارج از مرزها و چارچوب‌هاي خود ارزشي قايل نيستند.
بي‌توجهي به سازندگي اخلاقي، نه تنها در جوامع شرق و غرب ، به وضوح به چشم مي‌خورد. بلكه حتي در ميان جوامع اسلامي نيز تا حدودي مشهود است، اغلب مسلمانان به گواهي اعمال و رفتار خود، از آن همه تعاليم والاي مكتب آسماني، كه در اختيارشان قرار گرفته است، طرفي نبسته و در اصلاح و تربيت خود ، آن‌چنان كه انتظار مي رفت، بهره‌اي نبرده‌اند. از اين رو زندگي فردي و اجتماعي آنان همراه با انواع مشكلات و گرفتاريهاي طاقت فرسا بوده و هست.

 

تمامي نابساماني‌هاي موجود در روابط بين مسلمانان، در درجة اول، از اين اصل ناشي شده است كه اخلاق والاي اسلامي آن چنان كه بايد، در بين آنها قدر و اهميت خود را بازنيافته و از طرف اكثريت قريب به اتفاق، جدي گرفته نشده است؛ به طوري كه موقع تعارض احكام و تعاليم، با اغراض و هوسهاي شخصي خود، به جاي اطاعت از احكام شرع، به پيروي از خواسته‌هاي دروني خويش پرداخته و چه بسا اعمال و رفتار نارواي خود را توجيه كرده‌اند و اين بزرگترين ستمي بوده كه از ناحيه مسلمانان بر اسلام رفته است و سبب انزواي آن در ميان جوامع بشري شده است.
احياي ارزش‌هاي اصيل اخلاقي و بازگشت به اصول فراموشي شدة اسلامي، شرط لازم حاكميت بخشيدن به اسلام در جامعه ماست، زماني جامعه مطلوب اسلامي، پا به عرصه وجود خواهد گذاشت كه نه تنها سيستم حكومتي، شيوة قضاوت، نظام اقتصادي و مناسبات بين‌المللي و امثال آن، از تعاليم اسلام الهام گرفته باشد، بلكه اخلاق فردي و منش اجتماعي فرد فرد مسلمانان، يا حداقل اكثريت آنان منطبق بر تعاليم والاي اسلامي باشد؛ به هر حال بايد همواره اين اصل را به خاطر داشت كه بدون تخلق به اخلاق والاي اسلامي، و تنها با توجه يك جانبه به مسائل علمي، سياسي، اجتماعي و عبادي و… هرگز نمي‌‌‌‌توان خود را در صف پيروان حقيقي اسلام قرار داد، همچنان كه توجه يك جانبه به مسأل اخلاقي و بي‌توجهي به وظايف سياسي و اجتماعي نيز انسان را از اسلام حقيقي دور مي‌سازد و اين نگرش يك بعدي به مسائل اسلامي در ميان مسلمانان ، فاجعه ديگري است كه در زمانهاي مختلف با جلوه‌هاي گوناگون ظهور كرده است.

 


تاريخچة اخلاق
بحث در اخلاق و مسائل آن از قديم ، در بين فلاسفه و دانشمندان متداول بوده و است ، و هم اكنون نيز يكي از مسائل زنده ، علمي و فلسفي مي‌باشد. دانشمندان نوشته‌اند كه همه انسانها در طول تاريخ و در بلاد و كشورهاي مختلف، به يك نوع امور اخلاقي تقيد داشته و دارند. گفته‌اند انسان بدون تقيد به امور اخلاقي نمي‌تواند زندگي كند. هر مذهب و كيشي و هر مسلك و مرامي و حتي كسانيكه به دين و مذهب تقيد ندارند. از يك نوع آداب و اخلاق بي‌بهره نيستند.
پيش از بعثت پيامبر اكرم، «اخلاق يوناني» مدتها براي جوامع متمدن علمي آن روز، حكومت مي‌كرد پس از نقل و ترجمه كتب علمي و اخلاقي يونانيان، اصول اين اخلاق به طور دربست و دست نخورده ، وارد محافل علمي گرديد و گروهي از دانشمندان اسلام به بسط و تكميل آن پرداخته و رسائل و كتابهائي را دربارة آن نوشتند، بهترين كتاب كه نمايشگر ارزش واقعي مكتب اخلاق يونان است، كتاب «طهاره‌الاعرقِ ابن مسكويه» (ابوعلي احمد بن محمد‌بن مسكويه 431 ه،ق) است.
نقص روش مكتب اخلاقي يونان ، اين است كه اصول اخلاقي را با منافع زودگذر مادي توجيه كرده ، مثلاً گفته اگر اين شيوه اخلاقي را به كار ببنديم، «نام نيك» و «ذكر جميل» در اجتماع پيدا مي‌كنيم، ولي از جنبه‌هاي معنوي و اخروي آن كاملاً غفلت ورزيده و بسان اخلاق «ماترياليستها» بيش از آنكه، هدف تهذيب نفس و روان باشد، مقصد تأمين زندگي از راه نفوذ در اجتماع است.
مكتب اصيل و مطمئن و در عين حال جامع اخلاقي، همان مكتب اخلاقي قرآن و اسلام است كه از مزاياي مادي و معنوي كاملاً برخوردار است، ولي مشروط بر اينكه دور از هر نوع پيرايه، تنظيم و عرضه گردد، در برخي از كتب اخلاق اسلامي يك سلسله دستوراي به چشم مي‌خورد كه هرگز با اصول تعاليم اسلام سازگار نيست و پس از دقت و بررسي روشن مي‌شود كه همگي يك نوع نتيجه‌گيري شخصي و نظريه خود مؤلفان است و ربطي به اصول اخلاقي اسلام ندارد.

 

 


فوائد و اهميت اخلاق
قبل از آنكه ديدگاه اسلام را ، در مورد اخلاق بيان كنيم ؛ به ذكر جمله‌اي از «آندره موروآ» نويسنده آگاه فرانسوي، در اين مورد اشاره مي‌‌كنيم كه در پاسخ اين سئوال كه چرا فرانسه در جنگ شكست خورد گفت: « بدان علت كه اخلاق سپاهيان و مردم فرانسه به فساد گرائيده بود ». و نيز پاسخ وزير لوئي 14 را به او ذكر مي‌كنيم كه در پاسخ اين سئوال كه چرا نتوانستم كشور كوچكي چون هلند را بگيريم در حاليكه بر كشور فرانسه با اين وسعت حكومت مي‌كنيم، گفت: «عظمت يك كشور بسته به وسعت آن نيست ؛ بلكه مربوط به اخلاق و روحيات مردم آن است….» . اين نظر ماديون است كه اخلاق را « قواعد عمومي و اجتماعي » مي‌دانند ، اما اسلام و الهيون كه اخلاق را بخشي از مذهب و مبناي مقتضاي فطرت ذكر كرده و آن را « قواعد الهي » مي‌دانند.

 

 


اخلاق از نظر اسلام:
در اسلام موضوع اخلاق از اهمّ مسائل بوده و تزكيه نفس و تخلّق به اخلاق حميده، از عوامل سعادت ذكر شده است. در اسلام قيمت و ارزش يك فرد ، روي اخلاق سجاياي ارزنده او سنجيده مي شود و در اهميت آن همين بس كه امام صادق (ع) فرمود : « اگر به تو اعلام گردد كه از عمرت بيشتر از دو روز باقي نمانده است، روز اول را به اخلاق و ادب اختصاص ده، تا از آن براي مرگت استفاده كني. (تُحَف العقول).
آيات متعدد قرآن و روايات نشان مي‌دهد كه از اهداف مهم بعثت انبياء و حتي راز بعثت پيامبر، هدايت مردم و تهذيب اخلاق آنهاست، حديث معروف را شنيده‌ايم كه پيامبر فرمودند: «اِنّي بعثتُ لٍاُتَمِّمَ مكارم الاخلاق».
براي درك اين مطلب ، معني اخلاق و تهذيب آن را بيان كرده و سپس اخلاق را در قرآن بررسي ‌مي‌كنيم.

 

 


مفهوم اخلاق و تهذيب آن
كلمه «اخلاق» جمع دو كلمه «خُلق» و «خَلق» است كه اين دو كلمه در قرآن هم بيان شده ، كه شرح آن خواهد آمد. آنچه مربوط به « علم اخلاق » مي‌شود كلمه «خُلق» است، خلق را در فارسي «خوي» تعبير مي‌كنند.
«خُلق» عبارتست از هيئت خاصي كه در انسان رسوخ و ظهور مي‌نمايد و به كمك آن افعال را به آساني انجام مي‌‌دهيم و نيازمند به فكر و انديشه نمي‌شويم و هر گاه هيئت مزبور به طوري ظهور پيدا كند كه افعال پسنديده از آن ناشي شود ، چنانكه مورد رضايت عقل و شرع باشد ، آن را « خوي نيك» نامند و اگر بر خلاف آن ، يعني كارهاي نكوهيده سر زند، آنرا « خوي زشت » نامند. پس اخلاق از نظر لغوي مطلق است يعني شامل اخلاق خوب و بد مي‌شود، ولي در اصطلاح معمولاً از اخلاق، بُعد پسنديده آن را در نظر مي‌گيرند .

 علت آن كه گفتيم اخلاق بايستي راسخ و ثابت در نفس باشد، به خاطر آن است كه هرگاه تصادفاً يكي از افراد ، دست بذل و بخشش از كيسه بيرون آورد و مبلغي به يكي از همنوعان خود دهد ، نمي‌توان گفت حاتم زمان است و خوي او بخشش به مردم است ؛ آري اگر همين صفت بذل و بخشش ، راسخ و مسخرِ دست نفس باشد، مي‌توان آن را در رديف افرادي قرار داد كه كار هميشگي آنها ، بذل مال به بيچارگان است. بنابراين هرگاه كسي بخواهد « خوي نيكو » تحصيل نمايد، بايستي داراي عقل و خشم و شهوت باشد و پرچم عدالتي ميان آنها به حركت در آورد و به طور مساوي از آنها استفاده نمايد.
تهذيب اخلاق يعني پاك ساختن نفس از صفات رذيله (اخلاق بد) و آراستن آن به صفات حميده (اخلاق خوب)، پس تهذيب اخلاق شامل دو مرحله مي‌باشد كه اول آن ، تخليه صفات زشت و مرحله دوم تحليه به صفات خوب است. تهذيب اخلاق ، همان تزكيه نفس مي‌باشد كه در علم اخلاق بحث مي‌شود، در واقع فايده علم اخلاق، تهذيب و تزكيه نفس است و ثمره تهذيب اخلاق رسيدن به خير و سعادت هميشگي است و بايد دانست كه سعادت مطلق حاصل نمي‌شود مگر به اينكه صفحه نفس در همه اوقات، از همه اخلاق نكوهيده معرّا و به همه اخلاق پسنديده آراسته شود.
بر اساس تعاريف مختلفي كه در مورد اخلاق گفته شده اين مطلب بدست مي‌آيد كه ، «اخلاقي» آن كسي است كه از انانيت و خودپرستي بيرون آمده و طبق موازين عقل و شرع ، گفتار و رفتار دارد، غرايز حيواني و تمايلات نفساني خود را با نيروي خرد اندازه‌گيري كرده و آنها در حدود مصلحت اعمال مي‌كند و در يك كلمه مي‌توان اخلاق را در «از خود رستن» خلاصه كرد.



اخلاق در قرآن
كلمه اخلاق فقط در دو سوره از قرآن و به صورت مفرد آن يعني «خُلُق» بكار رفته است، لازم به ذكر است كه اخلاق جمع دو كلمه «خَلقْ» و «خُلقْ يا خُلُق» مي‌باشد. آنچه در علم اخلاق بحث مي‌شود كلمه «خُلق» است و تفاوت دو كلمه «خَلق» و خُلق» به صورت زير است :
خَلق يعني شكل ظاهري انسان، بعد جسماني و صورت انساني كه اين بُعد از اخلاق ، غيراختياري و غير قابل تغيير است و در دست خود آدمي نمي‌باشد.
خُلق يا خُلُق يعني شكل يا حالت نفساني و صفات معنوي و باطني، سيرت و خوي آدمي كه اين بُعد از اخلاق ، قابل تغيير و تبديل و در اختيار انسان مي‌باشد و در علم اخلاق نيز اين بعد مطرح است كه در دو جاي قرآن يعني در سوره شعراء و سوره قلم بكار رفته است كه مراد از آن در سوره مباركه شعراء آيه 137 « ان هذا الاّ خُلُق الأولين » اخلاق نكوهيده مي‌باشد، در صورتي كه در مورد مباركه قلم، آيه 4 « انّك لَعلي خُلُقٍ عظيم » مراد، «اخلاق حميده» مي‌باشد كه خداوند پيامبر اكرم را با آن وصف مي‌كند.
لازم به ذكر است كه اگر چه خود اخلاق در دو مورد از قرآن به كار رفته است، اما مفاهيم اخلاقي، چه اخلاق خوب و چه اخلاق زشت، در سرتاسر قرآن، با بيان‌هاي مختلف واضح و روشن است، به طوري كه يكي از بزرگان ( آيه‌ا.. مظاهري ) به نقل از امام خميني (ره) مي‌فرمودند: آيه‌اي از قرآن نمي‌توان يافت كه رنگ اخلاقي نداشته باشد، فَتَأَمّل.
به طور خلاصه قرآن « كتاب انسان‌سازي » مي باشد و به اصول اخلاقي و نقش تربيت با ديده احترام مي‌نگرد و آن را يكي از وظايف خطير پيامبر اسلام مي‌شمارد و موضوع «تربيت» را در آيه قرآني « سوره جمعه، آيه 2 » مقدم بر «تعليم» ذكر مي‌نمايد و از اين طريق مي‌خواهد به مسئولان اجتماع برساند كه موضوع « پرورش » ، مهم‌تر از موضوع « آموزش » است و بايد شعار مسئولان نيز در رهبري اجتماع و تامين سعادت آن، پرورش و آموزش باشد ؛ زيرا تا پرورش سالم و صحيح نباشد، آموزش به نتيجه نخواهد رسيد ؛ چنانكه امروزه اين معني را در « دنياي متمدن » ! مشاهده مي‌كنيم.

 

 

 

 

 

 

 

ادامه دارد...

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ٩:٠٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٩ آبان ،۱۳۸٥