چهل داستان و چهل حديث از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه۷

 

 

چهل داستان و چهل حديث از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه۷

 

 

 

قبول وصاياى رسول خدا

 

 

قالَ صلّى اللّه عليه و آله :عَجِبْتُ لِمَنْ يَحْتَمى مِنَ الطَّعامِ مَخافَةَ

الدّاءِ، كَيْفَ لايَحْتمى مِنَ الذُّنُوبِ،مَخافَةَ النّارِ.

 

ترجمه :

فرمود: تعجّب دارم از كسانى كه

نسبت به خورد و خوراك خوداهميّت مى دهند تا مبادا مريض

شوند وليكن اهميّتى نسبت به گناهان

نمى دهند و باكى از آتش سوزان

جهنم ندارند.

- بحارالا نوار: ج 70، ص347، ح 34.

 

حضرت باقر العلوم عليه السلام

حكايت فرمايد:در آخرين روزهاى عمر پر بركت

پيامبر گرامى اسلام صلّى اللّه عليه

و آله ، در همان بيمارى و ناراحتى

كه در اثر زهر وارد شده بود ومنجر به شهادت حضرتش گشت ،امام علىّ عليه السلام كنار بستر

رسول خدا حضور داشت و سرمبارك آن حضرت را بر زانوان

خود نهاده بود.و مهاجرين و انصار در منزل آن

حضرت حضور داشتند و برخى ازايشان اطراف بستر آن بزرگوارحلقه زده بودند كه ناگهان چشم هاى

نازنين خويش را گشود و خطاب به

جانشين خود اميرالمؤ منين علىّ

عليه السلام كرد و فرمود: برادرم !آيا وصيّت مرا مى پذيرى ؟و وعده ها و توصيه هاى مرا انجام

مى دهى ؟اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام درپاسخ ، اظهار داشت : بلى ، يارسول اللّه ! و شروع به گريستن

كرد به طورى كه از شدّت گريه وغم و اندوه نزديك بود بيهوش گردد.پس از آن رسول اللّه صلّى اللّه

عليه و آله به بلال فرمود: اى بلال! شمشير و كلاه خود و زره و اسب

و شتر و پارچه اى كه در هنگام

عبادت بر شكم خود مى بستم بياور.پس بلال حبشى دستور حضرت را

اطاعت كرد و آن وسايل را به

حضور ايشان آورد، رسول خداصلّى اللّه عليه و آله خطاب به

اميرالمؤ منين عليه السلام فرمود:يا علىّ! اين وسايل و اسباب ،مختصّ تو است ، آن ها را بردار وبه خانه ات بِبَر، كه پس از من برتو مضايقه نكنند.لذا اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام

آن وسايل را برداشت ؛ و درحضور حاضران بر چشم و سرخود ماليد و سپس آن ها را به خانه

خود برد.(68)

 

 

 

چگونگى وفات پيامبر صلّى اللّهعليه و آله

 

محدّثين و موّرخين به نقل از

حضرت باقر العلوم عليه السلام

حكايت كرده اند:هنگامى كه بيمارى رسول خدا صلّى

اللّه عليه و آله شدّت يافت ،شخصى اجازه ورود بر آن حضرت

را خواست ؛ و امام علىّ عليه

السلام از منزل رسول اللّه صلّى

اللّه عليه و آله بيرون آمد و به آن

شخص فرمود: چه حاجتى دارى ؟آن شخص عرض كرد: مى خواهم

به حضور رسول خدا وارد شوم .امام علىّ عليه السلام اظهار نمود:

چون حضرت سخت بيمار مى باشد،اكنون نمى توانى به حضور

حضرتش برسى ، خواسته ات را به

من بگو؟آن شخص عرض كرد: چاره اىنيست مگر آن كه بر ايشان واردشوم ، علىّ عليه السلام به درون

منزل مراجعت نمود و از پيغمبرخدا صلّى اللّه عليه و آله براىورود آن شخص ، اجازه خواست

وحضرت رسول اجازه فرمود.هنگامى كه آن شخص وارد منزل

گرديد و كنار بستر حضرت نشست

اظهار داشت : اى پيامبر خدا! من

ماءمور الهى براى شما هستم .پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله

فرمود: از كدام دسته اى ؟آن شخص پاسخ داد: من ملك الموت

مى باشم ، خداوند تو را مخيّرساخته است بين اين كه ملاقات خداو مرگ را بپذيرى و يا آن كه در

دنيا باقى بمانى .حضرت رسول صلوات اللّه عليه

فرمود: مرا مهلت بده تا جبرئيل

نازل گردد و با او مشورت نمايم ؛چون جبرئيل نازل شد، عرض كرد:اى محمّد! آخرت براى تو بهتر

خواهد بود.و لذا حضرت رسول صلّى اللّه

عليه و آله ملاقات با خدا و ترك

دنيا را برگزيد.جبرئيل از عزرائيل تقاضا نمود:عجله نكن و اندكى صبر نما تا من

به سوى پروردگارم بروم ومراجعت نمايم .عزرائيل اظهار داشت : خير، اجازه

ندارم و در همان لحظه روح مقدّس

آن حضرت به ملكوت اءعلى پروازنمود.(69)

 

 

 

كمك دهنده هاى نورانى

 

آخرين سفير و رسول الهى ،حضرت محمّد بن عبداللّه صلّى اللّه

عليه و آله ، در آخرين روزهاىعمر پر بركت خود، خليفه اش

اميرالمؤ منين علىّ بن ابى طالب

عليه السلام را كنار بستر خويش

خواند و پس از توصيه هائى

پيرامون مسائل مهمّ در امور مختلف

، فرمود: يا علىّ! تنها كسى كه مراغسل مى دهد تو هستى .حضرت علىّ بن ابى طالب عليه

السلام اظهار داشت : فدايت گردم !آيا من به تنهائى توان غسل دادن

جسد مطهّر شما را دارم ؟رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله

فرمود: جبرئيل عليه السلام مرا به

اين موضوع دستور داد و او هم ازخداوند متعال چنين دستورى راگرفته بود.حضرت علىّ عليه السلام اظهار

داشت : يا رسول اللّه ! چنانچه به

تنهائى توان غسل شما را نداشتم ،آيا مجاز هستم كه از شخص ديگرى

كمك بگيرم ؟در اين موقع جبرئيل عليه السلام به

پيامبر خاتم خطاب كرد: اى محمّد!به علىّ بفرما: كه خدايت تو راسلام مى رساند و دستور مى دهد:خودت بايد پسر عمويت رسول خدارا غسل دهى .و اين سنّت الهى است كه پيغمبر رافقط خليفه او غسل مى دهد.پس از آن پيغمبر خدا صلّى اللّه

عليه و آله فرمود: اى علىّ! توجّه

داشته باش كه تو تنها نخواهى بود؛زيرا كمك دهندگانى از طرف

خداوند رحمان خواهند آمد تا تو رادر غسل من يارى نمايند و آن هابهترين يار و ياور مى باشند.

حضرت علىّ عليه السلام سؤ ال

نمود: يا رسول اللّه ! فدايت گردم !آن نيروهائى كه مرا در اين امركمك مى نمايند، چه كسانى هستند؟

پاسخ داد: جبرئيل ، ميكائيل ،اسرافيل ، ملك الموت ، اسماعيلِ

ماءمور بر آسمان دنيا، ايشان درغسل من ، تو را كمك خواهند نمود.پس در اين هنگام ، حضرت علىّ

عليه السلام جهت تواضع در پيشگاه

مقدّس الهى ، سر به سجده نهاد وعرضه داشت :((الحمد للّه الّذى جعل لى اءعوانا وإ خوانا، هم امناء اللّه تعالى ))

يعنى ، شكر و سپاس خداوندى راكه براى من در غسل پيامبرش

يارانى مى فرستد كه اءمينان عرش

اويند.(70)

 

 

 

رثاء در رحلت رسول گرامى اسلام

صلّى اللّه عليه وآله وسلّم

 

اى دل بيا كه موسم آه و فغان رسيد

يعنى عزاى خاتم پيغمبران رسيد

اسلام ، خوار و عزّت ايمان به باد

رفت

از اين مصيبتى كه به اسلاميان

رسيد

عالَم به چشم مادر گيتى چو شام شد

چون روز رحلت پدر اُمّتان رسيد

دودى ز آه مردم يثرب بلند شد

بر صورت منوّر كرّوبيان رسيد

ز افلاكيان گذشته مگر گرد اين

ملال

بر دامن جلال خداى جهان رسيد

واحسرتا كه حضرت زهرا يتيم شد

از ماتم پدر به لبش نيمه جان

رسيد(71)

يا رحمةً للعالمين

دل ها براى تو غمين

بستى تو چشم از ما سوى

گوئى كه نازل شد بلا

بقيّة اللّه ، آجرك اللّه

رفتى و امّت شد يتيم

زهراء ز ماتم دل دو نيم

بودى تو در رنج و الم

تا دين نگردد بيش و كم

بقيّة اللّه ، آجرك اللّه

حقِّ ممثَّلْ مرتضى

خانه نشين شد از جفا

ببين علىّ تنها شده

هم راز او زهرا شده

بقيّة اللّه ، آجرك اللّه

كرده سكوتى جانگداز

در آن زمانِ فتنه ساز

جز اين علىّ راهى نداشت

جز فاطمه يارى نداشت

بقيّة اللّه ، آجرك اللّه

بشكسته سنگرِ علىّ

پهلوى همسر علىّ

صبرى نما يا مصطفى

بينى ، حسين و كربلا

بقيّة اللّه ، آجرك اللّه (72)

 

 

پنج درس آموزنده و ارزنده

1 - روزى حضرت رسول صلّى

اللّه عليه و آله در جمع عدّه اى ازاصحاب خود فرمود:خداوند متعال ، هفت هزار سال پيش

از آن كه دنيا را بيافريند، من وعلىّ

و فاطمه و حسن و حسين عليهم

السّلام -، را آفريده است .يكى از اصحاب به نام معاذ بن جبل

سؤ ال كرد: در اين مدّت زمان

طولانى كجا و در چه حالى بوديد؟حضرت فرمود: در پيشگاه عرش

الهى ، مشغول تسبيح و حمد وثناىخداوند سبحان بوديم .(73)

 

2 روزى حضرت رسول صلّى اللّه

عليه و آله بر گروهى از انصار كه

در يكى از خانه هايشان اجتماع

كرده بودند، وارد شد و پس از سلام

بر آن ها، فرمود:در چه حالتى هستيد؟پاسخ دادند: مؤ من هستيم ، حضرت

فرمود: آيا بر ادّعاى خود دليل وبرهانى هم داريد؟گفتند: بلى ، در حال رفاه و نعمت ،شكر و سپاس خدا گوئيم و در حال

سختى و مصيبت ، صبور و شكيباهستيم ، و به آنچه از طرف خداوندبه ما مى رسد، راضى و خوشنود

مى باشيم .حضرت فرمود: بلى ، شما درست

گفتيد، ثابت قدم باشيد.(74)

 

3 امام علىّ صلوات اللّه عليه

حكايت فرمايد:هنگامى كه جنازه برادرم حمزه راآوردند، حضرت رسول صلّى اللّه

عليه و آله به همسران خود دستورداد كه براى خانواده اش طعام تهيّه

كنند و براى ايشان بفرستند؛ چون

آن ها مصيبت ديده اند و حوصله

تهيّه غذا را ندارند.همچنين دستور فرمود: در همين

غذائى كه براى صاحبان عزا مىفرستيد؛ شما نيز با آنان ، هم غذاشويد.(75)

 

4 امام محمّد باقر عليه السلام

فرمود:روزى عمّار ياسر نزد حضرت

رسول صلّى اللّه عليه و آله حاضرشد و عرض كرد: يا رسول اللّه !من شب گذشته ، جُنب شدم و چون

آب براى غسل نداشتم ، لباس هاىخود را در آوردم و سپس روى خاك

ها افتادم و در خاك ها غلتيدم تاتمام بدنم خاك مال شود.حضرت تبسمّى نمود واظهار داشت

: اين كار صحيح نبود و سپس كف

دست هاى خود را بر زمين زد وكف دست راست خود را بر پشت

دست چپ و نيز دست چپ را برپشت دست راست كشيد.و بعد از آن با دو كف دست برپيشانى خود مسح نمود و افزود: اين

چنين تيمّم كنيد كه خداوند دستورداده است .(76)

 

5 عبداللّه بن عبّاس حكايت كند:روزى عدّه اى از فقراء و مساكين

نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه وآله آمدند و اظهار داشتند: يا رسول

اللّه ! ثروتمندان ، همانند ما نماز وروزه انجام مى دهند و نيز چون

ثروت دارند صدقه مى دهند و انفاق

مى كنند؛ ولى ما محروم هستيم وتوان انجام اين خيرات را نداريم .حضرت رسول فرمود: هنگامى كه

سلام نماز را گفتيد، 33 مرتبه

بگوئيد: سبحان اللّه ، و 33 مرتبه

الحمد للّه ، و 34 مرتبه اللّه اكبر،وبعد از آن 30 مرتبه لااله الاّ اللّه

بگوئيد تا تمامى آنچه را كه

ثروتمندان انجام مى دهند، شما هم

ثواب آن را دريابيد.(77)

 

 

 

 

 

 

1- بحارالا نوار: ج 28، ص 29، س13 و ج 36، ص 336، س 11، باتفاوت .

2- مصدر قبل : ج 10، ص 432،س 9 و ج 28، ص 368، س 12.

3- مصدر قبل : ج 38، ص 36، ح10.

4- مصدر قبل : ج 25، ص 19، س1.

5- إ كمال الدين صدوق : ص 234

240، در اين باب احاديث معتددىاست .

6- نورالثقلين : ج 1، ص 507، ح360.

7- بعضى از مآخذ و كتاب هائى كه

مورد استافاده قرار گرفته است ،در آخرين قسمت جلد دوّم همين

مجموعه گرانمايه موجود مى باشد.

8-فضائل شاذان بن جبرئيل قمّى :ص 18، س 11.

9- خصال شيخ صدوق : ج 2، ص600، ح 3

10- وسائل الشّيعه : ج 4، ص 302

11- بحارالا نوار: ج 17، ص 301،ح 13.

12- مطابق با دهم فروردين ، سال

دهم شمسى .

13- امام صادق عليه السلام فرمود:...به وسيله آن دو زن حفصه وعايشه مسموم و مقتول گرديد؛تفسير عياشى : ج 1، ص 200، ح152، البرهان : ج 1، ص 320،نورالثقلين : ج 1، ص ‍ 401، ح390، بحارالا نوار: ج 28، ص 20،ح 28.

14- مطابق با هفدهم خرداد، سالدهم شمسى .

15- بر خلاف مشهور، عدّه اى ازبزرگان بر اين عقيده اند: حضرت

خديجه سلام اللّه عليها، عذراءباكره بوده است .و در اين رابطه ، كتابهائى مانند:هداية الكبرى حضينى : ص 40، س16 و

بحار الا نوار: ج 22، ص 8

ملاحظه و دقّت گردد.

16- تاريخ ولادت و شهادت و ديگرحالات حضرت رسول صلّى اللّه

عليه و آله ، برگرفته شده است از:اصول كافى : ج 1، بحار الا نوار:ج 15 22، اعيان الشّيعة : ج 1،تهذيب الاحكام : ج 6، كشف الغمّة :ج 1، ينابيع المودّة ، مناقب ابنشهرآشوب : ج 1، تذكرة الخوّاص ،الفصول المهمّة ، مجموعه نفيسه ، إعلام الورى طبرسى : ج 1، تاريخاهل البيت ، الهداية الكبرى ،جمال اسبوع ، إ ثبات الوصيّة مسعودى و... .

17-از شاعر محترم : آقاى علىّ

مردانى .

18-از شاعر محترم : آقاى ذاكر.

19- اكمال الدّين صدوق : ص 196،ح 39 ، بحارالا نوار: ج 15، ص329، ح 15، حلية الا برار: ج 1،ص 36، ح 1.

20- بحارالا نوار: ج 17، ص 363،به نقل از خرايج راوندى .

21- فضائل شاذان بن جبرئيل قمّى: ص 48، ح 66، بحارالا نوار: 15،ص 382،س 7.

22- خصال شيخ صدوق : ص 490،ح 69، أ مالى صدوق : ص 197، ح5، حلية الا برار: ج 1، ص 200،بحارالا نوار: ج 16، ص 214.

23- اين مطلب نياز به وقت بيشترو توضيح كاملترى دارد كه بايستىبه كتابهاى مربوطه ارجاع شودچون كتابهاى مختلفى در اين باب به

رشته تحرير درآمده است .و ضمنا پاورقى در قسمت حالات

حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله ، ص 20 پاورقى 3، پيرامون

حضرت خديجه ملاحظه شود.

24- شرح آن در صفحه 21 گذشت.

25- وسائل الشّيعة : ج 20، ص244 245، فروع كافى : ج 5، ص390، ح 5، خصال صدوق : ج 2،ص 419، ح 13.

26- بحار الا نوار: ج 16، ص 91،ح 26.

27- مستدرك الوسائل : ج 2، ص404، ح 5 و 6.

28- محاسن برقى : ص 313، ح31.

29- بحار الا نوار: ج 18، ص194، ح 30 و ص 184، ح 14.

30- بحار الا نوار: ج 92، ص 342

1 به نقل از امالى شيخ مفيد: ج 1،ص 63.

31- بحار الا نوار: ج 22، ص 461

به نقل از خصال مرحوم صدوق .

32- فضائل شاذان بن جبرئيل قمّى: ص 75، س 10، بحار: ج 30، ص343، ح 163.

33- بحار الا نوار: ج 16، ص281، ح 126.

34- بحارالا نوار: ج 16، ص 282،ح 129.

35- بحارالا نوار: ج 26، ص 26،ح 27 به نقل از اختصاص و بصائرالدّرجات .

36- تفسير البرهان : ج 2، ص194، ح 1.

37- بحارالا نوار: ج 22، ص 83،ح 32.

38- فروع كافى : ج 5، ص 496، ح5.

39- بحار الا نوار: ج 22، ص288، ح 58 به نقل از امالى صدوق.

40- امالى شيخ صدوق : ص 324،ح 10، مستدرك الوسائل : ج 2، ص153، ح 26.

41- ارشاد القلوب ديلمى : ص161.

42- كتاب اصول ستّة عشر، قسمت

نوادر علىّ بن اءسباط: ص 128،س 14، عمده ابن بطريق حلّى : ص534، ح 661.

43- بحارالا نوار: ج 16، ص 264،ح 61 به نقل از اصول كافى : ج 2،ص 102.

44- بحارالا نوار ج 17، ص 398،اءمالى شيخ طوسى : ج 2، ص 68

.

45- از روايات استفاده مى شود براين كه آن شخص ، عثمان بن

مظعون بوده است .

46- مستدرك الوسائل : ج 2، ص393، ح 20 و ديگر احاديث دنبالهاش .

47- مستدرك الوسائل : ج 2، ص459، ح 1.

48- فروع كافى : ج 4، ص 188، ح1.

49- مستدرك الوسائل : ج 2، ص ،

57 ح 22، بحارالا نوار: ج 81، ص188، ح 45.

50- مستدرك الوسائل : ج 2، ص56، ح 19 بحار الا نوار: ج 81،ص 210، ح 25.

51- وسائل الشيعه : ج 12، ص142 145.

52- بحار الا نوار: ج 16، ص236، به نقل از مكارم الا خلاق .

53- سوره ممتحنه : آيه 12.

54-ادامه آيه قبل است .

55- بحار الا نوار: ج 21، ص113، ح 6، به نقل از تفسير قمّى .

56- بحار الا نوار: ج 19، ص105، به نقل از إ علام الورى .

57- مستدرك الوسائل : ج 16، ص302، ح 18.

58- احقاق الحقّ: ج 25، ص 429.

59- هر ذراع از آرنج تا سرانگشتان دست مى باشد كه حدود نيممتر خواهد بود.

60- بحار الا نوار: ج 18، ص 24،و ص 32، ح 27.

61- خرايج راوندى : ج 2، ص856 858، ح 72، بصائر الدّرجات: ص 121، ح 13.

62- بحارالا نوار: ج 18، ص 21،به نقل از فروع كافى : ج 2، ص

162، مستدرك الوسائل : ج 7 ص175ح 7.

63- مستدرك الوسائل ج 14، ص82، ح 2.

64- وسائل الشّيعه : ج 15، ص310، ح 3.

65- بحار الا نوار: ج 27، ص

128، ح 129.

66- بحارالا نوار: ج 21، ص 5 6.

67- تفسير عيّاشى : ج 1، ص200، ح 152، نور الثّقلين : ج 1،ص 401، تفسير برهان : ج 1، ص320، بحارالا نوار: ج 28، ص 20،ح 28.

68- احقاق الحقّ: ج 4، ص 90.

69- كشف الغمّة : ج 1، ص 18،بحار الا نوار: ج 22، ص 533.

70- مستدرك الوسائل : ج 2، ص5198.

71- اشعار از شاعر محترم آقاىذاكر.

72- اشعار از شاعر محترم : آقاىمحسن رشيد.

73- علل الشّرايع : ص 139، مدينةالمعاجز: ج 3، ص 229، ح 9.

74- مستدرك الوسائل : ج 2، ص421، ح 10، دعائم الاسلام : ج 1،ص 223.

75- دعائم الاسلام : ج 1، ص 239،مستدرك الوسائل : ج 2، ص 380.

76- مستدرك الوسائل : ج 2، ص536، ح 2 و 3.

77- مستدرك الوسائل : ج 5، ص39، ح 5، جامع الا خبار: ص 63.

 

 

 

http://www.ghadeer.org/site/qasas/lib/mostafa/fehrest.HTM

 

سايت غدير

 

 

 

 

 

برگرفته از:                                                                                                                               

چهل داستان و چهل حديث ازحضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه

و آله

مؤ لّف : عبداللّه صالحى

 

 

 

Javad Akbari   

 

Http://Sacredzigoorat.blogspot.com

 

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٥