چهل داستان و چهل حديث از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه۱

چهل داستان و چهل حديث از حضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه۱

 

 

 

قالَ صلّى اللّه عليه و آله : ثَلاثَةٌ

اءخافُهُنَّ عَلى اُمتَّى : اءلضَّلالَةُ بَعْدَ

الْمَعْرِفَةِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَةُ

الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.(84)

 

ترجمه :

فرمود: سه چيز است كه از آن هابراى امّت خود احساس خطر مىكنم :

 

1 گمراهى ، بعد از آن كه هدايت ومعرفت پيدا كرده باشند.

2 گمراهى ها و لغزش هاى به وجودآمده از فتنه ها.

3 مشتهيات شكم ، و آرزوهاى

نفسانى و شهوت پرستى .

- اءمالى طوسى : ج 1، ص158، بحارالا نوار: ج 10، ص368، ح 15.

 

 

 

 

پيش گفتار

 

به نام هستى بخش جهان آفرين 

نكاتى در شناخت اجمالى حقّ وباطل

:شكر و سپاس بى منتها، خداوندمتعال را كه ما را از امّت مرحومه

قرار داد و به صراط مستقيم ولايت

اهل بيت عصمت و طهارت عليهم

السلام هدايت نمود.و بهترين تحيّت و درود بر پيامبرعاليقدر اسلام و اهل بيت گراميش -صلوات اللّه عليهم اجمعين - باد.و لعن و نفرين فراوان بر دشمنان ومخالفان اهل بيت رسالت ، كه درحقيقت دشمنان خدا و قرآن هستند.سپس وجّه شما خواننده گرامى رابه نكاتى چند جلب مى نمايم :از همان دورانى كه خداوند متعال

اوّلين فرد انسان يعنى حضرت آدم ،ابوالبشر عليه السلام را آفريد، تمام

نيازمندى هاى درونى و برونى اورا تأ مين نمود، ازهمان زمان دونوع حجّت ظاهرى و باطنى براىهدايت و عادت بشر مهّيا گرداند.امّا حجّت ظاهرى يعنى انبياء واوصياء و... عليهم السّلام به عنوان

حجّت و خليفه الهى در مقابل جبهه

باطل يعنى شيطان مغرور و متكبّرقرار گرفته است .امّا حجّت باطنى يعنى عقل ، كه اين

نيروى هدايت گر درون مرزى وباطنى ، انسان را در مقابل هواهاى

نفسانى و شهوانى مساعدت مىنمايد.از همان دوران ابتداء زندگى ، جنگ

و گريز بين اين دو جبهه حقّ وباطل آغاز گشت و هر كدام تلاشداشته و دارد تا صاحب خود را به

سمت سعادت و خوشبختى و ياشقاوت و بدبختى (در دنيا و آخرت) سوق دهد.و در هيچ زمانى بين اين دو گروه

سازش نبوده و نخواهد بود، زيرابين حقّ و باطل سازش و صلح معناندارد، مگر به جهت سياست و تقيّه

كه آن هم مشروط به شرايطى مىباشد.تشخيص حقّ و باطل بر بسيارى ازافراد، مشكل و چه بسا غير ممكن

مى باشد، چون هر كس در هرموقعيّتى كه باشد، با شعارهاى پوچ

وظاهرى فريبنده مدّعى حقّانيّت خودخواهد بود ود يگرى را بر خلاف وباطل مى شناسد.ولى آنچه مسلّم و مورد قبول همگان

است ، اين مطلب است كه حقّ يكى، در يك جهت و در پيروى از يكفرد معيّن ثابت و پايدار خواهد بود،بر خلاف باطل كه ممكن است به

شكل هاى گوناگون و در جهت هاىمختلف پديدار گردد.و اهل آن هر روز خود را به شكلىبيارايند و با چهره اى جديد جلوهگرى كنند.به همين جهت ، باطل هميشه

متزلزل و ناپايدار است ، امّا حقّ وحقيقت ثابت و مستحكم و پا برجاباقى خواهد ماند، هر چند تحت

فشارها و مشكلات عديده اى قرارگيرد.در بين تمامى مذاهب و اديان ، تنهاآن دين و آئينى بر حقّ و سعادتبخش است كه از جانب آفريدگار وحكيم عَلَى الا طلاق باشد، چون تنهااو آشنا به تمام نيازمندى ها وجريانات بشر در هات مختلف

مادّى و معنوى مى باشد، كه براىهدايت و سعادت جامعه ، نسبت به

هر زمان و هر مكان ، رهبرىشايسته انتخاب و معرّفى نموده

است .و با طلوع دين مبين اسلام بهرهبرى اشرف مخلوقات و افضلپيامبران ، حضرت محمّد صلّى اللّه

عليه و آله ، تمام أ ديان و مذاهب ،منسوخ و باطل گرديد و تنها دين

اسلام جامع ، كامل و قابل اجراءدر هر عصر و زمان براى تمامجوامع بشرى قرار گرفت .

و از آنجائى كه شياطين در هرزمان به شكلى در جامعه ظاهرگشته و با ايجاد تفرقه و حزب

گرائى تلاش براى مخدوش كردنچهره واقعى حقّ داشته و دارند، تاجائى كه پس از شهادت و رحلت

حضرت رسول ، امّت اسلامى را به

چندين گروه متفرّق ساختند كه به

طور مسلّم تمامى آن ها بر حقّ وواقعيّت نيستند، بلكه در اين ميان

تنها يك فرقه بر حقّ و مابقى ، همه

باطل خواهند بود.همان طورى كه رسول خدا صلّىاللّه عليه و آله نيز در يك پيشگوئىمهمّ فرمود:

((سَتَفْتَرِقُ اُمَّتى عَلى ثَلاثَة وَ سَبْعينَ

فِرْقَة ، فِرْقَةٌ ناجِيَةٌ وَ الْباقىهالِكُونَ)).(1). يعنى به همين زودىامّت من به هفتاد و سه گروه ،متفرّق و پراكنده مى شوند كه تنهايك گروه از ايشان بر حقّ و اهلنجات خواهند بود و ما بقى همه

باطل و اهل هلاكت و عذاب مىباشند.

 

و نيز در حديثى ديگر فرمود:((عَلىُّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلي ،يَدُورُ مَعَهُ حَيْثَ مادارَ))(2). يعنى :امام علىّ عليه السلام در همه

حالات همراه حقّ مى باشد و نيزحقّ و حقّانيّت در همه امور وحركات با آن حضرت خواهد بود وحضرت ملاك و محور و مدار حقّ

وحقيقت است .و در جائى ديگر چنين فرمود:((عَلىُّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرآنُ مَعَ عَلي

لَنْ يَفْتَرِقا...))(3). يعنى امام علىّ

عليه السلام هميشه همراه قرآن مىباشد و قرآن نيز در همه احوال باآن حضرت و مؤ يّد وى است و ايندو از كديگر جدائى ناپذيرند.و امام باقر عليه السلام ضمن يكحديث قدسى طولانى فرمود:

((... وَ عِزَّتى وَ جَلالى وَ عُلُوّ شَأ نى، لَوْلاكَ وَ لَوْ لا عَلىُّ وَ عِتْرَتُكُمَاالْهادُونَ الْمَهْديُّونَ الرّاشِدُونَ، ماخَلَقْتُ الْجَنَّةَ وَ لنّارَ وَ لاَ الْمَكانَ وَ لاَ

الاْ رْضَ وَ لاَ السَّماءَ وَ لاَ

الْمَلائِكَةَ...))(4). كه خداوند، به

عزّت و جلال خود قسم ياد نمود: كه

اى محمّد! چنانچه تو و علىّ بن أ بىطالب و اهل بيت عصمت و طهارت

عليهم السلام كه همگى هدايت گر وهدايت يافته هستيد نمى بوديد، هرگزبهشت و دوزخ و ديگر موجودات رابه عرصه وجود در نمى آوردم .و در راستاى تبعيّت از فرامين الهىاين ستارگان فروزان ، حضرت

رسول صلّى اللّه عليه و آله فرمود:((إ نّى مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ: كِتابَ

اللّهِ وَ عِتْرَتى أ هْلَ بَيْتى فَإ نَّهُما لَنْ

يَفْتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَىَّ الْحَوْضَ))(5).يعنى همانا من دو چيز مهمّ وارزشمند، يكى كتاب خدا قرآن وديگرى عترت و اهل بيت خود را درميان شما به عنوان امانت مى گذارمو آن دو از يكديگر جدائى ناپذيرندتا در كنار حوض كوثر بر من واردشوند.

 

و در رابطه با اين حديث شريف ،امام جعفر صادق از پدران

بزرگوارش عليهم السلام نقل مىفرمايد كه از اميرالمؤ منين علىّ

عليه السلام پيرامون فرمايش پيغمبراكرم صلّى اللّه عليه و آله : ((إ نّىمُخَلِّفٌ فيكُمُ الثِّقْلَيْنِ...)) سؤ ال شد؟در پاسخ فرمود: مقصود، من وحسن و حسين و 9 پيشوا وراهنماى ديگر كه همگى از نسلحسين مى باشند هستيم دوازدهمين آن ها مهدى موعود عليه

السلام خواهد بود.و در پايان افزود: ما اهل بيت درهمه حالات همراه قرآن و نيز قرآن

همراه با ما خواهد بود و هرگز ازيكديگر جدائى ناپذيريم ، تا در روزقيامت بر لب حوض كوثر نزدرسول خدا صلّى اللّه عليه و آلهحضور يابيم .و نيز امام حسن مجتبى عليه السلامفرمود: همانا ما اهل بيت رسالت ،يكى از آن دو امانت پيامبر خداهستيم ، پيروى از ما همان تبعيّت وپيروى از فرامين قرآن و دستورات

الهى خواهد بود(6).

و در اين زمينه احاديث شريفه

قدسيّه و روايات معتبره بسيارى ازطريق شيعه و سنّى وارد شده است، كه همگى دلالت دارند بر اين كه

حقّ و حقيقت در همه جريانات وحالات ، تنها با امير المؤ منين امام

علىّ و يازده فرزند گراميش عليهمالسلام مى باشد و ايشان اوصياء وجانشينان بلافصل نبوّت خواهند بودونيز مدار  ملاك تشخيص حقّ ازباطل قرار گرفته اند.در نهايت ، به اين نتيجه مى رسيم

كه تنها پيروان و شيعيان مخلصاهل بيت عصمت و طهارت عليهم

السلام هستند كه اهل سعادت ونجات در دنيا و آخرت خواهند بود،البتّه به شرط آن كه در جميع

مسائل و امور مختلف ، در حدّ توان، تابع قولى و عملى ايشان باشند،ان شاء اللّه .به اميد آن كه خداوند متعال ، ما رااز پيروان راستين آن بزرگواران

محسوب نمايد و توفيق انجام وظيفه

و بهره گيرى لازم از چشمه هاىزلال معرفت و انواع جواهراتگرانمايه از اين درياى فيّاض را به

ما عطا گرداند.با توجّه به علاقه افراد جامعه

اسلامى خصوصاً قشر جوان به

فرهنگ و آئين مبين اسلام و نيازهمگان به بهره گيرى از درياى بىكران معارف و علوم حيات بخش

اهل بيت عصمت و طهارت عليهمالسلام ، تصميم گرفتم تا مجموعه

اى به عنوان ويژگى هاى شخصىوخانوداگى و حالات گوناگون هر يك

از اختران تابناك و فروزندگان

آسمان نبوّت و ولايت در غالب چهلداستان و حكايت برگزيده به همراه

پنج درس ارزنده از منابع متعدّد(7) گلچين و تاءليف

نموده تا در اختيار مشتاقان هدايت

و تشنه گان چشمه زلال سعادت

قرار گيرد.

 

 

 ((جعله

اللّه ذخراً لى ، ولوالديّ، و لمن له

عليّ حقّ، ليوم لا ينفع مال و لا بنون))

در خاتمه از درگاه احدّيت توفيق

براى درك و فهم مضامين كلامش وكلام اهل بيت رسالت عليهم السلام

را - با دورى جستن از تمايلات وهواهاى نفسانى و شياطين إ نسى وجنّى - آرزومندم ، تا به توان باالگو قرار دادن زندگى و سخنانپيشوايان راستين بشريّت - كه

خلقت جهان هستى به واسطه آنهاست - دنيا و آخرت خود را درهمه جوانب بيمه گردانيم .

با تشكّر

 

 

 

 

خلاصه حالات آخرين پيامبر واشرف مخلوقات

 

آن حضرت پيش از طلوع سپيده

صبح ، روز جمعه يا روز دوشنبه ،هفدهم يا دوازدهم ماه ربيع الاوّل ،عام الفيل 55 روز پس از هلاكت

اصحاب فيل در شهر مكّه شِعب ابىطالب ختنه شده و پاكيزه و خندان

به دنيا آمد و جهانى تاريك را به

نور مبارك خود روشن نمود.هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه

عليه و آله از شكم مادر تولّد يافت ،دست چپ خود را بر زمين گذارد ودست راست به سمت آسمان بلندنمود و چون كلمه توحيد را بر زبانجارى نمود، نورى از دهان مباركش

ظاهر گرديد كه تمامى مكّه راروشنائى بخشيد.

 

نام : محمّد ، احمد، محمود و ...صلّى اللّه عليه و آله .

كنيه : ابوالقاسم ، ابوابراهيم ،ابوالطاهر، ابوالطيّب ، ابوالمساكين، ابوالدُّرتين ، ابوالريحانَتَين،ابوالسِبطَين و ... .

لقب : خاتم ، رسول اللّه ، رسولالرّحمة ، رسول الرّاحة ، نبيُّالرّحمة، نبىٍّّ التّوبة ، سراج المنير، مبشّر،منذر، امين ، وفىٍّّ، مزمّل ، مدّثّر،عالم ، ماحى ، حاشر، شاهد و ... .و در تورات : مادماد، در انجيل :فارقليط ملّقب شده است.

 

 

پدر آن حضرت عبداللّه فرزندعبدالمطّلب و مادرش آمنه دختروهب بن عبد مناف بوده است .حضرت رسول صلوات اللّه عليه باسى واسطه به حضرت آدم مى رسدو 9900 سال و چهار ماه و ده روزبعد از وفات حضرت آدم عليه

السلام متولّد گرديد(8).نقش انگشتر: آن حضرت داراى دوانگشتر بود، نقش يكى ((لاإ له إ لاّ

اللّه ، محمّد رسول اللّه )) و ديگرى((صَدَقَاللّه )) بود كه هر دو را به

دست راست خود قرار مى داد.دو ماه بعد از آن كه نطفه آنحضرت در رحم مادر قرار گرفت ،پدرش عبداللّه وفات يافت و دوران

شيرخوارگى را توسّط حليمه سعديه

سپرى نمود.در سنين چهار يا شش سالگى ،مادرش آمنه و در هشت سالگى ،جدّش عبدالمطّلب وفات كردند.همچنين نه سال و هشت ماه بعد ازنبوّتش كه دو سال پس از خروج ازشِعب ابى طالب باشد، عمويش

ابوطالب وفات يافت و سه روز بعداز آن ، خديجه آن بانوى باوفا، درسن 65 سالگى در گذشت .در سنين سيزده سالگى به همراه

عمويش عمران ابوطالب به شهرشام مسافرت نمود و نزد قبائل وقوافل مورد اعتماد و اطمينان قرارگرفت ، به طورى كه لقب امين براو نهاده شد.در سنين 25 سالگى از طرف

خديجه براى تجارت به شاممسافرت نمود و چند ماه پس ازبازگشت از سفر، با وى ازدواج

كرد.در چهل سالگى 27 رجب به رسالتو نبوّت مبعوث گرديد و هنگامى كه

دعوتش آشكار گرديد مورد اذيّت وآزار مشركان ومخالفان قرار گرفتتا جائى كه گفته اند:پس از گذشت پنج سال از بعثت درمحاصره شديد دشمنان قرار گرفت

و به ناچار در محلّى به نام شِعب

ابى طالب به همراه ديگر يارانش

پناهنده شد و مدّت سه سال با تحمّل

سختى هاى فراوانِ اقتصادى ،اجتماعى ، سياسى و ... به سر برد.و چون اذيّت و آزار دشمنان ، بعداز وفات ابوطالب و خديجه شدّت

گرفت ؛ روز پنجشنبه ، اوّل ربيعالاوّل يعنى سيزده سال پس از بعثت

در سنين 53 سالگى ، آن حضرت به

اصحاب و همراه يارانش از مكّه به

مدينه مهاجرت نمود و دوازدهم

همان ماه ، هنگام زوال خورشيدوارد مدينه گرديد ومدّت ده سال درآن شهر اقامت نمود.آن حضرت حدود يك سال قبل ازهجرت از مكّه به مدينه ، در بيدارىبا جسم و روح به معراج رفت وچون پاسى از شب گذشت پس ازعروج از مسجد الحرام در مسجدالاقصى فرود آمد.و طبق فرمايش امام صادق صلوات

اللّه عليه : پيامبر اسلام صلّى اللّه

عليه و آله يكصد و بيست مرتبه به

معراج رفت و در هر مرتبه خداوندبيش از ديگر فرايض و واجبات ،توصيه به ولايت امام علىّ و ديگرائمّه اطهارعليهم السلام مى نمود.(9)در نيمه ماه رجب ، سال دوّم هجرت، در بين نماز عصر، قبله مسلمانان

از بيت المقدّس به سمت كعبه

متحوّل شد.(10)در مدّت عمر پر بركت آن حضرت

، بيش از چهارهزار و چهارصدمعجزه توسّط حضرتش واقع

گرديد.(11)و آنچه معجزه توسّط ديگر پيامبران

الهى انجام گرفته بود، به وسيله

پيامبر گرامى اسلام انجام شد كه

مهمّترين آن ها قرآن بود به طورىكه تمامى انسان ها از مقابله با آن

عاجز و ناتوان بوده و هستند.روز هيجدهم ذى الحجّة ، سال نهم

هجرى (12) پس از بازگشت ازحجّة الوداع ، آن حضرت در محلّىبه نام غدير خم ، از طرف خداوندمتعال امام علىّ بن ابى طالب عليه

السلام را به عنوان خليفه خود وامام مسلمين در جمع كلّيه حُجّاج

معرّفى و منصوب نمود، كه اكثرمفسّرين و تاريخ نويسانِ اهل سنّت

نيز به آن تصريح كرده اند.حضرت رسول صلوات اللّه عليه ،

چهل و هفت سَرّيه براى جنگ بامخالفان اعزام نمود كه خودحضرت در بيست و شش جنگ ،مشاركت وفرماندهى داشت و در 9

جنگ مقاتله و جهاد نمود.و در نهايت بعد از جنگ خيبر،توسّط زنى يهودى به نام زينب دخترحارث برادر مرحب به وسيله

زهرى كه در آبگوشت كلّه و پاچه

ريخته بود، حضرت با تناول آن غذامسموم شد و مدّتى پس از آن به

شهادت رسيد(13).در تاريخ وفات حضرت اختلاف

است ؛ ولى مشهور آن است كه در28 ماه صفر، سال دهم هجرت

(14) در اثر زهر مسموم و درسنين 63 سالگى شهيد گشت .قبر آن حضرت توسّط ابو عبيده

جرّاح و زيد بن سُهيل ، حفر وآماده

شد، و جسد مطهّرش توسّط امام

علىّ عليه السلام با كمك عبّاس بن

عبدالمطّلب و فضل بن عبّاس واسامه ، تجهيز و در خانه شخصى

خودش دفن گرديد.دربان حضرت را امام علىّ بن اءبىطالب عليه السلام و انس بن مالك

وابو رافع نام برده اند.در تعداد زوجات حضرت اختلاف

است ؛ ليكن مشهور آن است كه

حضرت از سنين 25 سالگى به بعد،شانزده همسر جهت مصالح اسلام ومسلمين انتخاب نمود، كه طبق

مشهور(15) تمامى آن ها به جزعايشه بيوه بوده اند؛ و در موقع

شهادت 9 همسر برايش باقى مانده

بود، بنابر مشهور از خديجه هفت

فرزند به نام هاى : قاسم ، زينب ،

امّكلثوم ، رقيّه قبل از بعثت و

طاهر، عبداللّه و فاطمه بعد از بعثت

براى حضرت رسول به دنيا آمد؛ واز ديگر همسرش ماريه تنها يك

فرزند به نام ابراهيم بعد از بعثت به

دنيا آمد.و در موقع شهادت تنها فرزندى كه

برايش به يادگار باقى مانده بود،حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه

عليها مى باشد.نماز آن حضرت : دو ركعت است ،در هر ركعت پس از حمد، همچنين

در ركوع و پس از ركوع و در هرسجده و بين دو سجده و بعد ازسجده دوّم پانزده مرتبه سوره قدرقرائت مى گردد، كه جمعاً 210

مرتبه در هر ركعت بايد خوانده

شود(16).بعد از سلام نماز تسبيح حضرت

زهراء سلام اللّه عليها خوانده شودو حوائج مشروعه خود را ازخداوند متعال درخواست نمايد.مدح و منقبت پيامبر صلّى اللّه عليه

و آله

مژده ياران كه نوبهار آمد

گل و سرو و سمن به بار آمد

ابر رحمت در اين خجسته بهار

گوهر افشان به كوهسار آمد

وه چه عيدى كه در طليعه او

عيد قرآن و دين نمايان است

عيد ميلاد جعفر صادق

آن كه چون آفتاب تابان است

خاتم الانبياء كه خاك درش

سرمه چشم اهل عرفان است

اين دو ميلاد مقترن با هم

مورد بحث نكته سنجان است

دين و مذهب از اين دو يافت رواج

در دو قالب نهفته يك جان است

زين دو عيد بزرگ ايمانى

تاج فخرى به فرق قرآن است (17)

اى خواجه عالم همه عالم به فدايت

چون كرده خدا، خلقت عالم ز برايت

ذات تو بود علّت و عالم همه معلول

در حقّ تو لولاك از آن گفته خدايت

شد ختم رسالت به تو اين جامه زيبا

خيّاط ازل دوخته بر قدّ رسايت

در روز جزا جمله رسولان مكرّم

از آدم و عيسى همه در تحت لوايت

هنگام سخا چون به عطا دست

گشائى

صد حاتم طائى شده درويش و

گدايت

مردم همه مشتاق به فردوس برينند

فردوس برين تا شده مشتاق لقايت

راضى به رضا گشتى و صابر به

مصائب

تا صبر و رضا مات شد از صبر و

رضايت (18)

 

 

ادامه دارد...

 

برگرفته از:                                                                                                                               

چهل داستان و چهل حديث ازحضرت رسول خدا صلّى اللّه عليه

و آله

مؤ لّف : عبداللّه صالحى

 

 

 

Javad Akbari   

 

Http://Sacredzigoorat.blogspot.com

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ مهر ،۱۳۸٥