خلوتی برای عبادت

 

"الهی چرا بگریم که تو را دارم و چرا نگریم که منم . روزهایی در خلوت خویش با خود بودن و به یاد خدا زیستن . کشت . گذاری در کوچه پس کوچه های درون و گشتن در دنیای تو در توی دل و شناختن خود و مجادله با نفس و انس با معبود بریدن از غیر و پیوستن با دوست ، هجرتی درونی برای سیر در دنیای باطن و مروری بر نفسانیات خویش اینها همه پیام اعتکاف است . اعتکاف تمرینی است که گاه تهذیب برداریم و گاه بندگی برگیریم . خواندن و شنیدن کجا ؟ دیدن و چشیدن کجا ؟ ندیدن و انکار کردن ؟ !نشنیدن و اغفال ورزیدن ؟! نچشیدن و میل نداشتن ؟ !نبوئیدن و دوری ورزیدن ؟ انکار برای چه ؟ ندیده و نرفته .... انکار برای چه ؟" دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند وندر آن ظلمت شـــــتـــب آب حیاتم دادند بی خود از شعشعه ی پرتو ذاتم کردند باده از جام تجلـــــــــی صفاتم دادند چه مبارک سحری بود و چ فرخنده شبی آن شــب قدر که این تازه براتــــــــم دادند من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب مستــحق بودم و اینها به زکـــــــاتم دادند هاتف آن روز به من مژده ی این دولت داد که بر آن جور و جفا و صبر و ثبایم دادند بعد از این روی من و آینه وصف جمال که در آنجـــا خبر از جلوه ی ذاتــــم دادند این همه شهد و شکر کز سخنم می ریزد اجر صبریــست کز آن شـــــاخ نباتم دادند کیمیایی است عجب بندگی پیر مـــــغان خاک او گشتم و چندین درجــــــــــــاتم دادند همت حافظ و انفاس سحـــــرخیزان بود که ز بـــــــــند غم ایـــــــــام نجـــــــــاتم دادند ... شب های قدر امسال هم مثل سالهای پیش به سرعت سه شب گذشت ، این که تا چه حد قدر شب های قدر را دانستیم سوالی است که جواب آن را تنها و تنها در تغییراتی که در رفتارمان ایجاد شد می توانیم بیابیم .

 http://sareban52a.persianblog.ir

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:۳٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ بهمن ،۱۳۸٥