آرام مگیر؛ ببار ای آسمان ببار .آنقدر ببار تا همه این زمین را آب فرا گیرد تا شاید طفلی لب تشنه جان ندهد، کودکی از تشنگی بی تاب نکند، عمویی شرمنده نشود، مادری بی شیر نماند، سقایی برای آوردن آب به نخلستان نرود ، تیر مشک را ندرد، عمود آهنین بر فرق سقا نزنند، پشت حسین خم نگردد و خیمه نسوزند، زینب به اسیری نرود، ببار ای آسمان ببار ، مگر نه اینکه آب مهریه ام ابیها بود و حسین )ع( فرزند او . پس چه شده که حتی آب را از او دریغ می کنند و میان دو نهر آب لب تشنه می ماند ...

بار بگشایید اینجا کربلاست ...

و حسین با فرزندان و انصار خویش به سرزمین کربلا وارد شد ...

الهی این چه سرزمین غمباری است که خاک آن هم بوی غم می دهد... سبب این دگرگونی چیست؟ چرا حسین بر ماندن بر این سرزمین تاکید دارد ؟ ...

الهی ؛ اندک زمانی باقی است من هنوز حیران ...

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٥