عوامل ماندگارى سنت نبوى1

عوامل ماندگارى سنت نبوى1

 

 مجموعه نخست:

عناصرى كه در پرتو قرآن سامان يافته است.

مجموعه دوم:

1 ـ بهره گيرى از واژه هاى جامع

2 ـ ايجاد توجه به سنت در مردم

3 ـ ابتكار عمل بخشيدن به سنت

الف. ايجاد تقابل ميان سنت و بدعت

ب. هشدار نسبت به دروغ بستن بر پيامبر صلي الله عليه و آله

4 ـ تكرار يك مضمون در سنت

5 ـ به وديعت نهادن بخش‌هاى عظيمى از سنت نزد اهل‌بيت عليهم السلام

مجموعه سوم:

عناصرى كه در پرتو توجه و برنامه ريزى اهل بيت عليهم السلام سامان پذيرفت.

الف) تلاش بنيادى به منظور احياى سنت گرايى

ب) صيانت از سنت، و ارايه و ترويج آن

 

تاريخ سنت، گواهى زنده بر تلاش‌هايى است كه به منظور از بين بردن يا كاستن از نقش سنت شكل گرفته است. با اين همه، فرايند تاثيرگذارى سنت در جامعه هميشه فعال مانده، و تا ژرفناى لايه‌هاى احساسات اجتماعى رسوخ كرده است . كوشش اين نوشتار، باز گفتن و بررسى اجمالى عناصر موثر در ماندگارى سنت نبوى است.

بىگمان فايده بررسىهايى از اين دست، نقب زدن به كاستىهاى رفتار اجتماعى پيرامون سنت، شناخت هر چه بيشتر قابليت‌هاى فرومانده و نشكفته آن و پيدايش نگاه دغدغه انگيز به عوامل و مزايايى است كه در طول تاريخ، بسط انديشه‌هاى سنت را در خود داشتند ولى بارور نشدند.

در يك نگاه تحليلى، عناصر موثر در بقاى سنت را به مجموعه‌هايى چند مىتوان تقسيم كرد كه اين نوشتار به مهم‌ترين آن‌ها اشاره دارد.

 

مجموعه نخست:

عناصرى كه در پرتو قرآن سامان يافته است.

مقومات اصلى شكل گيرى و ماندگارى سنت را بايد در آيات قرآن سراغ گرفت؛ هويت و اعتبار سنت در جايگاه منبع دوم تشريع، ناشى از قرآن است. سنت در پرتو هويت برگرفته از قرآن توانست در متن انديشه اسلام كاركردى اساسى و بىنظير از خود بروز دهد و حوزه انديشه و فرهنگ را در جامعه اسلامى معنا و حيات بخشد.

آيات ناظر به سنت را مىتوان به سه دسته تقسيم كرد:

1- آياتى كه مسلمانان را ملزم به اطاعت از سنت مىكند:

مانند دو آيه زير:

" و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكم عنه فانتهوا..."(1)

"اطيعواالله و اطيعواالرسول و اولى الامر منكم فان تنازعتم فى شىء فردوه الى الله و الرسول ..."(2)

امام على عليه السلام در تفسير اين آيه مىفرمايد: رده الى الرسول ان ناخذ بسنته(3) ؛ منظور از برگشت دادن موارد نزاع به پيامبراكرم صلي الله عليه و آله اين است كه به سنت او تمسك بجوييم .

پيامبر با دركى كامل از ماهيت انديشه سنت و تلاش‌هاى ستيزه جويانه‌اى كه در انتظار خود داشت، سنت را از مولفه‌هاى انفعالى به شدت پيراست. بايد دانست كه هميشه رفتار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در چارچوب‌هاى زمانى تفسير كامل خود را نمىيابد؛ بسيارى از موضع گيرىهاى نبوى نقشى پيشگيرانه و تلاشى به منظور علاج واقع قبل از وقوع بوده است. بنابراين بخشى از تلاش‌هاى پيامبر صلي الله عليه و آله با اين هدف انجام مىگرفته كه زمام ابتكار عمل هيچگاه از دستان سنت جدا نگردد.

2- آياتى كه سنت را شارح و مبين قرآن معرفى مى كند:

مانند دو آيه زير:

- "و انزلنا اليك الذكر لتبين للناس ما نزل اليهم."(4)

- "و ما انزلنا عليك الكتاب الا لتبين لهم الذى اختلفوا فيه."(5)

3- آنچه كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله را اسوه معرفى مىكند:

مانند اين آيه:

- "لقد كان لكم فى رسول الله اسوه حسنه."(6)

مىتوان از قيد "حسنه" در آيه استفاده كرد كه پيامبرصلي الله عليه و آله اسوه‌اى تام و تمام و بىنياز كننده است؛ به همين جهت امام علىعليه السلام مىفرمايد:

" و لقد كان فى رسول الله صلي الله عليه و آله كاف لك فى الاسوه."(7)

در تحليل كلى مىتوان گفت: سه عنصر اساسى را قرآن در ارتباط با سنت گوشزد مىفرمايد:

الف. نبايد با حاكم ساختن راى، سنت را مرجعى تشريفاتى قرار داد! اين نكته از دسته اول (آياتى كه مردم را به اطاعت بىقيد و شرط از پيامبر فرا مىخوانند) استفاده مىشود.

ب. سنت، رابطه اى پيوسته و وابسته به قرآن دارد. اين نكته را مىتوان از دسته دوم (آياتى كه بر شارحيت سنت براى كتاب تاكيد مىورزند) استفاده مىشود.

ج. سنت، حوزه‌هاى مختلف را پوشش مىدهد و به خاطر برخوردارى از قابليت‌ها و ظرفيت‌هاى لازم پاسخگو است. اين نكته را مىتوان از دسته سوم (كافى بودن سنت در تامين نياز به اسوه) به دست آورد.

بنيان بقاى سنت بر گستره عناصر سه گانه مذكور نهاده شده است كه همگى از قرآن برون تراويده اند. همه عوامل ديگرى را كه در تحليل شكل گيرى و ماندگارى سنت بعدا اضافه خواهيم كرد به اين سه عنصر بازگشت دارد.

 

مجموعه دوم:

عناصرى كه در پرتو توجه و برنامه ريزى آگاهانه پيامبرصلي الله عليه و آله سامان يافته است.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله به عنوان آخرين پيامبر، در قبال آيندگان رسالتى بزرگ بر دوش داشت. او براى بنيان گذارى سنت خود دو نقش را مىبايست ايفا كند؛ از يك طرف سنت خويش را به گونه‌اى غنى و پرظرفيت ارايه دهد كه بتواند پاسخگوى دو سطح متفاوت تاريخ و زمان پيدايش اسلام باشد و از طرف ديگر، عوامل پيش زمينه‌ها و قابليت‌هاى لازم براى ماندگارى و بالندگى سنت را در تاريخ تامين و تضمين نمايد. آنچه در پى مىآيد بخشى از اين عوامل و پيش زمينه‌ها و قابليت‌ها است:

 

1 ـ بهره گيرى از واژه هاى جامع

در شرايطى كه مردم با آموزه‌هاى سنت چندان آشنا نبودند پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در ارايه سنت از جملاتى عمدتا كوتاه و سمبليك بهره جست؛ جملاتى كه در عين كوتاه بودن، حجم فشرده‌اى از مفاهيم را با خود همراه داشتند و به رغم پربار بودن، شتابان راه به حافظه مىبردند و به خاطر سپرده مىشدند.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله خود در سخنى كه اماميه و اهل سنت از وى روايت كرده‌اند، به اين موضوع اشاره كرده و فرموده است: "اوتيت جوامع الكلم."

قرار گرفتن سنت در قالب جوامع الكلم، به مسلمانان امكان مىداد تا با سرعت بيشتر وظيفه دريافت سنت را به انجام رسانند و با سهولت بيشتر مسئوليت بسيار مهم پاسدارى و ماندگارسازى آن را عملى سازند. به ويژه آن كه فرصتى را كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله براى ارايه تمام اجزاى دين همچون اخلاق، فقه، معارف و... در اختيار داشت، زياد نبود و اين به نوبه خود سبب مىشد تا شيوه اى بهتر را براى بهره گيرى از فرصت‌ها جهت ارايه سنت در پيش گيرد. 

او براى بنيان گذارى سنت خود دو نقش را مىبايست ايفا كند؛ از يك طرف سنت خويش را به گونه‌اى غنى و پرظرفيت ارايه دهد كه بتواند پاسخگوى دو سطح متفاوت تاريخ و زمان پيدايش اسلام باشد و از طرف ديگر، عوامل پيش زمينه‌ها و قابليت‌هاى لازم براى ماندگارى و بالندگى سنت را در تاريخ تامين و تضمين نمايد.

2 ـ ايجاد توجه به سنت در مردم

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله علاوه بر ارايه قرآن، وظيفه سنگين تاسيس و ايجاد سنت را نيز بر دوش داشت؛ سنتى كه قرار بود چند گام عقب‌تر از قرآن، هميشه در انديشه اسلامى باقى بماند. در شرايط صدر اسلام براى پاگيرى و تاسيس اين نهاد فكرى، ارايه بخش‌هايى كه در لايه‌هاى ظاهر قرآن مشاهده نمىشدند ولى نقشى فقهى داشتند، از اهميت برخوردار بود. پيامبر با ارايه اين بخش‌ها ـ كه مسلمانان به شدت به آن نيازمند بودند ـ سنت را به عنوان يك منبع تشريع در ميان تازه مسلمانان جا انداخت و به نهادينه كردن آن كمك كرد. اين مطلب را هنگامى مىتوان بهتر درك كرد كه با گذر از نگرش‌هاى امروزى نگاهى نيز به شرايط صدر اسلام بياندازيم، توصيف‌هايى كه از پيامبر در دوران شكل گيرى اسلام به جاى مانده است، نوعى آميختگى و اين همانى را ميان اهميت شخصيت فقهى و آموزگار پيامبر با اهميت قرآن نشان مىدهد. در واقع اعراب تازه با اسلام خو گرفته تحت تاثير جلوه‌هاى ربانى و اعجازآميز قرآن اولين مزيتى كه از پيامبر به ياد مىآوردند قرآن بود. اين اگر چه نشانگر توان و نيروى بالاى كتاب خداوند در جذب كفار به سمت اسلام مىباشد ولى به خودى خود و در دراز مدت نمىتوانست ديگر نقش پر اهميت پيامبر را كه آن نيز بعد از قرآن داراى اهميتى فوق العاده است، بر مردم نمايان سازد. اين نقش همان سنت ساز بودن و منشا سنت بودن پيامبر مىباشد. سنت در عين حال كه در نهايت ارايه تفسيرهايى از قرآن است ولى ميراث سنت بر جاى مانده نشان مىدهد كه اين نهاد فكرى، اسلامى همچون يك مترجم ساده عمل نمىكند و به صورت مستقل و بدون قرار گرفتن در حاشيه قرآن به ارائه انديشه‌هايى دست مىزند كه گاه راهيابى به ارتباط آن‌ها با قرآن به اين سادگىها ميسر نمىشود. بنابراين پيامبر نياز داشت تا نقش سنت ساز و سنت گذار خود را نيز در ميان اعراب تازه مسلمان باز گويد؛ براى راهيابى به اين هدف مهم آنچه اهميت داشت گسستن رشته هاى اين ذهنيت پيله وار از دور شخصيت پيامبر بود كه وى را در چارچوبى وابسته و غير مستقل از قرآن مىديد. پيامبر براى شكل دادن به شرايطى كه پذيراى نقش سنت ساز او باشد بايد مىكوشيد تا در مردم احساس نياز به خود و سخنانش ايجاد كند و از اين رهگذر هويتى را به نام سنت پديد آورد؛ اين مىتوانست به مردم آن دوران توجه دهد كه علاوه بر "قرآن" ميراث ديگرى نيز به نام "سنت" از پيامبر بر جاى خواهد ماند. اگر امروزه با ميراثى استوار و غير قابل ترديد به نام سنت روبه رو هستيم نمىتوانيم به لحاظ استوارى فعلى آن شرايط شكل گيرىاش را ناديده بگيريم؛ استوارى سنت به جاى مانده در دست‌هاى ما، محصول تلاشى است كه پيامبر به اين منظور سامان داد. قرآن نيز در توضيحى آشكار، به سنت و نقش پر اهميت آن اشاره مىكند و با قرار دادن اطاعت از رسول در كنار و همدوش با اطاعت از خداوند، نقش غير قابل انكار سنت را به مسلمانان يادآور مىگردد.

 

3 ـ ابتكار عمل بخشيدن به سنت

اگر انفعال، دامنگير يك حركت اجتماعى شود سرنوشتى بهتر از انزوا يا "تغيير هويت" نخواهد يافت و نيز اگر يك حركت فكرى براى خود وظيفه‌اى بزرگ را با مختصاتى اجتماعى و سياسى تعريف كرده باشد حتما فراروى خود حركت‌هاى بازدارنده و ستيزه جوى فراوانى خواهد داشت. پيامبر با دركى كامل از ماهيت انديشه سنت و تلاش‌هاى ستيزه جويانه‌اى كه در انتظار خود داشت، سنت را از مولفه‌هاى انفعالى به شدت پيراست. بايد دانست كه هميشه رفتار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در چارچوب‌هاى زمانى تفسير كامل خود را نمىيابد؛ بسيارى از موضع گيرىهاى نبوى نقشى پيشگيرانه و تلاشى به منظور علاج واقع قبل از وقوع بوده است. بنابراين بخشى از تلاش‌هاى پيامبر صلي الله عليه و آله با اين هدف انجام مىگرفت كه زمام ابتكار عمل هيچگاه از دستان سنت جدا نگردد.

پيامبر براى تحقق اين هدف و بخشيدن ابتكار عمل به سنت، كوششى چند جانبه را پى ريخت.

كوشش‌هاى اساسى پيامبر در محورهاى زير جاى مى گيرد:

 

الف. ايجاد تقابل ميان سنت و بدعت

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در دفاع پيشگيرانه خود از سنت و با توجه به چالش‌ها و خطرات فراروى مكتب، كوشيد تا شعور سنت‌شناسى را در انديشه، و احساس سنت‌خواهى را در دل مسلمانان بدمد و از اين رهگذر ضريب مصونيت سنت را قبل از رويارويى با حركت غول آساى بدعت گذاران، بالا ببرد. موضع گيرىها و تلاش‌هاى پيامبر در ايجاد اين تقابل، پيوندى ناگسستنى ميان سنت‌جويى و انديشه مسلمانان برقرار كرد كه به انگيزش و پيدايش حساسيت اجتماعى در مقابل بدعت گذارىها در گذر زمان منتهى شد.

بررسى اين واقعيت را با مطالعه پاره اى از روايات نبوى پى مى گيريم:

- "اذا رايتم اهل الريب و البدع من بعدى فاظهروا البرائة منهم(8)؛ آنگاه كه بعد از من اهل ريب و بدعت را ديديد از آن‌ها برائت جوييد."

- "كل بدعه ضلاله(9)؛ هر بدعت، گمراهى است."

- "من تبسم فى وجه المبتدع فقد اعان على هدم دينه(10)؛ هر كس به چهره بدعت گذار تبسم كند، به نابود شدن دين خود كمك كرده است."

- " ... فاما الى سنه و اما الى بدعه(11)؛ ... يا به سوى سنت يا به سوى بدعت!"

- ابى الله لصاحب البدعه بالتوبه(12)؛ خداوند از قبول توبه بدعت گذار ابا دارد."

 

ب. هشدار نسبت به دروغ بستن بر پيامبر صلي الله عليه و آله

رواج دروغ پردازى در نسبت دادن حديث به پيامبر، خطرى اساسى در جامعه براى "سنت نبوى" محسوب مىشد و پيامبر از نقش مخرب اين دروغ پردازى بر پيكره سنت كاملا آگاه بود. تلاش براى آگاه نمودن جامعه از اين خطر، يكى از شگردهاى پيامبر براى حفظ و ماندگار سازى سنت بود.

در روايتى ـ كه هر دو گروه اماميه و اهل سنت از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل كرده اند ـ آمده است:

"من كذب على متعم دا فليتبوا مقعده من النار."(13)

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٩ مهر ،۱۳۸٥