مصالح مردم و رعايت آن‏ها در صلح‏ها و صلح‏نامه‏هاى پيامبر اكرم (ص)

 

                

عنوان :       مصالح مردم و رعايت آن‏ها در صلح‏ها و صلح‏نامه‏هاى پيامبر اكرم (ص)

صاحب اثر : محمدجواد واعظى

                

منبع :          خبرگزاري فارس

 

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

Javad Akbari

 


 

    اين نوشتار به دنبال آن است كه رعايت مصالح مردم را در صلح‏ها و صلح‏نامه‏ها و پيمان‏هاى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله با غير مسلمانان بررسى كرده، نگاهى پر رنگ‏تر به آن داشته باشد .
    
    چكيده
    در جوامع كنونى، كه انسان را محور قرار داده‏اند و همه چيز را با منافع او تبيين و تفسير مى‏كنند و هر چه نافى و يا در تضاد با منافع وى باشد مردود قلمداد مى‏شود، بحث در مورد محدوده رعايت اين مصالح در سيره نبوى مفيد و درس‏آموز است . اين نوشتار به دنبال آن است كه رعايت مصالح مردم را در صلح‏ها و صلح‏نامه‏ها و پيمان‏هاى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله با غير مسلمانان بررسى كرده، نگاهى پر رنگ‏تر به آن داشته باشد .
    
    تبيين واژه‏ها
    منظور از «مصالح‏» همان منافع و امورى است كه مسلمانان را در رسيدن به اهداف مادى يا معنوى‏شان يارى مى‏دهد .
    مراد از «مردم‏» مسلمانان و ايمان‏آورندگان به پيامبراكرم صلى الله عليه و آله هستند، اعم از مسلمانانى كه در سايه حكومت اسلامى زندگى مى‏كردند يا مسلمانانى كه در خارج از اين قلمرو (مثلا، در مكه پيش از فتح) به سر مى‏بردند .
    محدوده بحث، صلح‏نامه‏ها و پيمان‏نامه‏هايى است كه با غيرمسلمانان منعقد شده است و بحث در محدوده كلى‏تر يا محدوده‏هاى جزئى ديگر، نوشتارهاى ديگرى را مى‏طلبد .
    رعايت مصالح جامعه و مردم از سوى يك رهبر حكيم، امرى عقلانى و بديهى است، به ويژه آنكه آن رهبر حكيم، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله باشد كه از عصمت و حكمت‏يكجا بهره‏مند بود . اين نوشته به بيان مصاديقى از اين مصلحت‏سنجى و برخى از اولويت‏ها در اين امر مى‏پردازد .
    
    تقدم مصالح آخرت بر دنيا
    قرآن كريم، كه ترجمان فرهنگ اسلامى و معارف الهى است، در بيان نسبت دنيا و آخرت از لحاظ ارزش، اهميت، برترى و جاودانگى، دنيا را غيرقابل مقايسه با آخرت معرفى مى‏كند و منافع و بهره‏هاى اخروى را بهتر و جاودانه‏تر از منافع دنيوى مى‏داند: «قل متاع الدنيا قليل و الآخرة خير لمن اتقى‏» (نساء: 77) ; بگو سرمايه زندگى دنيا ناچيز است و سراى آخرت براى كسى كه پرهيزگار باشد، بهتر است .
    در آيه ديگرى مى‏فرمايد: «فما متاع الحياة الدنيا فى الآخرة الا قليل‏» (توبه: 38)، متاع زندگى دنيا در برابر آخرت جز اندكى نيست .
    همچنين مى‏فرمايد: «بل تؤثرون الحياة الدنيا و الاخرة خير و ابقى‏» (الاعلى: 16 - 17)، ولى شما زندگى دنيا را مقدم مى‏داريد، در حالى كه حيات آخرت بهتر و جاودانه‏تر است .
    در آيات ديگرى از قرآن كريم، اين مفاهيم تكرار شده‏اند .
    پيامبراكرم نيز، كه ترجمان عملى قرآن كريم است، نه تنها در زندگى و سيره فردى خود آخرت را بر دنيا مقدم مى‏دارد، بلكه در ابعاد ديگر سيره شريفش اين امر محقق است . در ترجيح و تقدم مصالح دنيوى يا اخروى مردم، مسلما مصالح اخروى مقدم است; به اين معنا كه اگر در رعايت مصالح اخروى و معنوى مردم چاره‏اى جزنفى يا محدودكردن مصالح‏دنيوى‏و مادى نباشد، قطعا اين امرانجام مى‏گيرد، حتى اگرخواست‏مردم برخلاف آن باشد .
    همچنين اگر اصل اسلام در خطر باشد، منافع يا مصالح ديگر مورد لحاظ قرار نمى‏گيرند و تمام همت پيامبر بر حفظ اصل اسلام تعلق مى‏گيرد .
    براى نمونه، مى‏توان از «صلح حديبيه‏» ياد كرد . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در سال ششم هجرى پس از ديدن رؤياى صادقه، به همراه 1400 يا 1600 تن از مسلمانان به قصد زيارت كعبه و انجام عمره راهى مكه شدند . مسلمانان به دستور پيامبر اكرم هيچ سلاح جنگى به همراه نداشتند . مشركان، كه از حركت مسلمانان خبردار شده بودند، آنان را در نزديكى مكه متوقف كرده (1) و مصمم بودند تا براى شكسته نشدن اقتدار خود، به هر قيمتى كه شده است از ورود مسلمانان جلوگيرى كنند . (2) مسلمانان بدون سلاح و بى‏آمادگى براى جنگى سهمگين در شرايطى سخت و خطرناك قرار گرفتند . سختى شرايط به گونه‏اى بود كه امكان داشت‏برخى از مسلمانان تاب پايدارى از كف بدهند . از اين‏رو، مسلمانان همگى تجديد پيمان كردند كه اين پيمان به «بيعت‏شجره‏» يا «بيعت رضوان‏» معروف است . (3) برافروخته شدن آتش جنگ وضعيت نامعلوم و خطرناكى براى اصل اسلام در پى داشت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پيشنهاد صلح موقت و برقرارى امنيت را مطرح كردند (4) و حتى در نگارش صلح‏نامه، عقب‏نشينى‏هايى كردند; مثل حذف «بسم‏الله الرحمن الرحيم‏» و عنوان «رسول الله‏» (5) ، كه برخى از اصحاب آن را سرشكستگى و ذلت مى‏دانستند و در مقابل آن موضع گرفتند . (6) از اعتراض مسلمانان به اصل صلح و نحوه نگارش صلح‏نامه معلوم مى‏شود كه آنان اين صلح و صلح‏نامه را بر خلاف مصالح و منافع خود مى‏دانستند، ولى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله حفظ اصل اسلام و مسلمانان را با اهميت‏تر از خواسته‏هاى مسلمانان تشخيص مى‏دادند و همين‏گونه هم عمل كردند .
    
    تقدم مصالح حكومت اسلامى بر مصالح فردى
    نكته ديگر اينكه در صلح‏هاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مصالح حكومت اسلامى بر امور ديگر ترجيح دارند . در جريان صلح حديبيه، شايد به زعم برخى از اصحاب مسلمانان دچار سرشكستگى و متهم به ترس از جنگ شدند، به ويژه برخى از بندهاى آن (كه عصبانيت و جسارت برخى را هم به دنبال داشت). (8) اين‏ها شايد به ظاهر به نفع مسلمانان نبود، ولى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با چشمان تيزبين خود منافع مهم‏ترى در نظر داشتند و در صدد تامين منافع حكومت اسلامى، از جمله به دست آوردن فضاى امن سياسى و اجتماعى (كه شرط اول تبليغ اسلام و جذب مردم به اسلام بود)، همچنين بيرون آوردن مسلمانان مظلوم از زير بار شكنجه و ظلم قريشيان مشرك و مهم‏تر از همه، به رسميت‏شناخته شدن از سوى دشمنانى بود كه حتى حاضر به شنيدن نام پيامبر نبودند . البته گذشت زمان نشان داد كه اين مصلحت‏سنجى دقيق پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و ترجيح منافع حكومت اسلامى و نه منافع زودگذر وفردى، منافع آحاد مسلمانان را به دنبال داشت، به گونه‏اى كه مشركان قريش خود خواستار لغو ماده‏اى از صلح‏نامه كه متضمن بازگرداندن يك طرفه فراريان بود، شدند .
    
http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

    تقدم مصالح جمعى بر مصالح فردى
    بعد ديگرى از موضوع مورد بحث را مى‏توان اين‏گونه مطرح كرد كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله هميشه در برقرارى صلح‏ها و انعقاد صلح‏نامه‏ها و پيمان‏ها، مصالح جمع را بر فرد مقدم مى‏دارند . بيان دو نمونه تاريخى اين ادعا را به خوبى اثبات مى‏كند . در جريان صلح حديبيه، توافق شد كه هرگاه از سوى مكيان شخصى فرار كرد و به مدينه آمد، مسلمانان ملزم به بازگرداندن او باشند، ولى عكس آن لازم نيست . اين بند صلح‏نامه براى بسيارى از مسلمانان سخت مى‏نمود و آن را، دست‏كم، بر خلاف مصالح و منافع فراريان مسلمان مى‏دانستند، ولى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به سبب رعايت مصالح جمعى، اين بند را پذيرفتند و در عمل نيز چنين كردند . وقتى ابوبصير (يكى از مسلمانان مكه) از زندان مكيان فرار كرد (9) و خود را به مدينه رساند، پيامبر او را به دو فرستاده قريش تحويل داد . حتى وقتى وى توانست‏با كشتن يك نفر از فرستادگان و فرارى دادن ديگرى، خود را دوباره به مدينه برساند و از پيامبر درخواست ماندن در مدينه كرد، پيامبر به او سفارش كردند به جايى ديگر برود . وى نيز چنين كرد و به منطقه «عيص‏» رفت و كمينگاهى بر سر راه تجارى قريش ايجاد كرد . (10) البته پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله پيش از اين نيز چنين عملى انجام داده بودند . پيش از نگارش صلح‏نامه، در حضور سهيل بن عمرو، نماينده مكيان، فرزند وى مسلمان شده بود و به اردوگاه مسلمانان آمده بود . سهيل بن عمرو او را مشاهده كرد و انعقاد صلح را مشروط به بازگرداندن وى كرد . پيامبر در جهت‏برقرارى صلح و تامين منافع برتر، اين شرط را نيز پذيرفت و فرزند سهيل بن عمرو را پس از امان گرفتن از دو همراه سهيل، به پدرش تحويل داد . (11) شايد به ظاهر منفعت و مصلحت فرزند سهيل يا ابوبصير تامين نشد، ولى مهم‏تر از آن مصلحت جمع و صلحت‏حكومت اسلامى بود .
    
    تامين امنيت اجتماعى در صلح‏ها
    با شروع دعوت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مكه و طرح شعارها و معارف الهى مانند برابرى، نفى ظلم و ستم، نفى بت‏پرستى، پرستش خداوند يگانه، نفى تبعيض و ظلم و ستم، مشركان منافع خود را در خطر ديدند و سرسختانه در برابر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله جبهه‏گيرى كردند . وقتى تطميع پيامبر اكرم سودى نبخشيد، مشركان آزار و شكنجه‏ها را ده‏ها برابر كردند . شدت اين فشار و اختناق به حدى بود كه پيامبر به گروهى از مسلمانان امر كردند كه به حبشه هجرت كنند و خود نيز به مدينه هجرت كردند . پس از هجرت ايشان، مسلمانان مكه همچنان در فشار ظلم و بيدادگرى مشركان بودند . مسلما چنين فضاى خفقان و سهمگينى، هم موجب سستى برخى و هم عدم جذب عده‏اى به اسلام مى‏شد . از بين رفتن چنين فضايى از بزرگ‏ترين منافع و اهداف مسلمانان محسوب مى‏گرديد . روند برقرارى صلح‏ها و مفاد صلح‏نامه‏ها نشان‏دهنده تلاش پيامبراكرم صلى الله عليه و آله در تامين اين منفعت اساسى و سرنوشت‏ساز است . يارى نرساندن به دشمنان مسلمانان در مفاد صلح با «بنى ضمره‏» ، (12) دفاع از مظلوم، يارى رساندن به مسلمانان، عدم همراهى با مشركان در سركوب مسلمانان، عدم توطئه عليه مسلمانان و امنيت جانى مسلمانان از جانب يهود در پيمان عمومى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با يهوديان، (13) و برداشته شدن ده ساله جنگ و برقرارى امنيت، ممنوعيت غارت و خيانت، آزادى مسلمانان در ابراز اسلام در مكه و امنيت جانى و مالى مسلمانان كه به مكه مسافرت مى‏كنند در مفاد پيمان صلح حديبيه (14) از نمونه‏هاى بارز اين سياست پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در تامين امنيت اجتماعى مسلمانان است .
    
    تامين امنيت و منافع اقتصادى در صلح‏ها
    پيامدى كه در پس امنيت اجتماعى مسلمانان مى‏آمد، امنيت اقتصادى و رونق فعاليت‏هاى اقتصادى مثل تجارت و شركت در بازارهاى روز بود . به اين مسئله گاهى در صلح‏نامه تصريح مى‏شد و به عنوان يكى از مفاد آن در نظر گرفته مى‏شد . در صلح حديبيه، كه مهم‏ترين صلح تاريخ زندگانى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است، تصريح شده كه اگر مسلمانان براى طلب روزى خدا به مكه بيايند، جان و مال آنان در امنيت است . (15)
    مواردى ديگر از تامين منافع اقتصادى مسلمانان در صلح نامه‏هاى پيامبراكرم صلى الله عليه و آله مشاهده مى‏شود; از جمله صلح‏نامه‏هايى كه در آن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اموال غير مسلمانان متخلف را به نفع مسلمانان بر اساس صلح‏نامه ضبط مى‏كند . در جريان صلح در غزوه «خيبر» ، وقتى يهوديان شكست‏خوردند و مصالحه‏اى برقرار شد، يكى از مفاد آن مصالحه اين بود كه يهوديان فقط حق دارند يك تن‏پوش با خود بردارند و كليه اموال و اراضى را بايد باقى بگذارند . (16)
    پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در برخى از صلح‏هاى خود، طرف مصالحه را به پرداخت جزيه ملزم مى‏كردند كه ساليانه يا ماهيانه اموالى منقول يا غير منقول بپردازد . قطعا آمدن اين اموال به خزانه حكومت اسلامى منافع مهم اقتصادى براى مسلمانان در پى داشت . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در صلح با مسيحيان «ايله‏» ، آنان را به پرداخت‏ساليانه يك دينار براى هر مرد ملزم كردند . (17) در صلح با يهوديان «اذرح‏» و «جرباء» آنان را به پرداخت‏ساليانه 100 دينار به مسلمانان ملزم نمودند . (18) در جريان صلح با يهوديان «مقنا» در صلح‏نامه اين‏گونه مقرر شد كه آنان هر سال يك چهارم از محصول خرما و صيد دريايى و آنچه را زنان رشته‏اند به مسلمانان تحويل دهند . (19) در صلح‏نامه پيامبراكرم صلى الله عليه و آله با مسيحيان «نجران‏» ، آنان ساليانه به پرداخت دو هزار جامه، هر يك به ارزش 40 درهم ملزم شدند . (20) نمونه‏هاى ديگرى از تعيين جزيه در صلح‏نامه‏ها يافت مى‏شوند .
    قطعا تتبع بيشتر و نگاهى دقيق‏تر، رعايت مصالح مردم و محدوده آن را در صلح‏ها و صلح‏نامه‏ها در سيره نبوى بهتر نمايان مى‏سازد .
    
    پى‏نوشت‏ها

    1و2 - ابوعبدالله محمد بن عمر الواقدى، كتاب المغازى، تحقيق مارسدن جونس، چ سوم، بيروت، مؤسسة‏الاعلمى للمطبوعات، ج 2، ص 574 و 573/ج 2، ص 593 .
    3 - همان، ج 2، ص 3 - 6/ابن هشام، السيرة النبوية، تحقيق مصطفى‏السقاءو ديگران، چ‏دوم، بيروت، دارالمعرفه، ج‏2، ص 315 .
    4 - واقدى، پيشين، ج 2، ص 593 .
    5 - همان، ج 2، ص 611/ابن هشام، پيشين، ج 2، ص 317 .
    6 - واقدى، پيشين، ج 2، ص 606 - 607 .
    7 - ابوجعفر محمد بن جرير طبرى، تاريخ الامم و الملوك (تاريخ الطبرى)، تحقيق محمد ابوالفضل ابراهيم، چ دوم، بيروت، روائع التراث العربى، ج 2، ص 635.
    8 - واقدى، پيشين، ج 2، ص 607 .
    9 - ابن هشام، پيشين، ج 2، ص 323 .
    10و11 - واقدى، پيشين، ج 2، ص 624/ج 2، ص 607 .
    12 - محمد حميدالله، مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوى و الخلافة الراشده، چ ششم، بيروت، دارالنفائس، ص 267 .
    13 - ابن هشام، پيشين، ج 1، ص 501 - 504 .
    14 - على بن ابراهيم، تفسير القمى، بيروت، مؤسسه الاعلمى للمطبوعات، 1412 ق، ج 2، ص 288 .
    15 - على احمدى ميانجى، مكاتيب الرسول، قم، دارالحديث، ج 3، ص 77 .
    16 - واقدى، پيشين، ج 2، ص 670 و 669/ابن هشام، پيشين، ج 2، ص 337 .
    17و18 - واقدى، پيشين، ج 3، ص 1031 .
    19 - على احمدى ميانجى، پيشين، ج 3، ص 100 تا 105 .
    20 - همان، ج 3، ص 152 - 156 .
    ----------------------------------------------------------------------------------------------------------
    منبع:فصلنامه معرفت، شماره 77

 

  

نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٥