مراسم نامگذارى پيامبر اسلام

 

عنوان :       مراسم نامگذارى پيامبر اسلام

صاحب اثر : جعفر سبحانى

                

منبع :          فروغ ابديت، ج 1، ص 155

 

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

Javad Akbari


 

    آفريدگار، نامى از اسم خود براى پيامبر خود مشتق نمود. از اين جهت(خدا) «محمود» (پسنديده) و پيامبر او«محمد»(ستوده) است و هر دو كلمه از يك ماده مشتقند و يك معنى را مى‏رسانند.
    
    
    خبرگزاري شبستان: روز هفتم فرا رسيد.«عبد المطلب‏»،براى عرض سپاسگزارى به درگاه الهى گوسفندى كشت و گروهى را دعوت نمود و در آن جشن با شكوه،كه از عموم قريش‏دعوت شده بود،نام فرزند خود را«محمد»گذارد.وقتى از او پرسيدند:چرا نام فرزند خود را محمد انتخاب كرديد،در صورتى كه اين نام در ميان اعراب كم سابقه است؟گفت:خواستم كه در آسمان و زمين ستوده باشد.در اين باره‏«حسان بن ثابت‏»شاعر رسولخدا چنين مى‏گويد:
    
    فشق له من اسمه ليجله
    
    فذو العرش محمود و هذا محمد
    
    آفريدگار،نامى از اسم خود براى پيامبر خود مشتق نمود.از اين جهت(خدا) «محمود»(پسنديده)و پيامبر او«محمد»(ستوده)است و هر دو كلمه از يك ماده مشتقند و يك معنى را مى‏رسانند. (1)
    
    قطعا،الهام غيبى در انتخاب اين نام بى‏دخالت نبوده است.زيرا نام محمد،اگر چه در ميان اعراب معروف بود،ولى كمتر كسى تا آن زمان به آن نام ناميده شده بود.طبق آمار دقيقى كه بعضى از تاريخ نويسان بدست آورده‏اند،تا آن روز فقط شانزده نفر به اين اسم نامگذارى شده بودند.چنانكه شاعر در اين باره گويد:
    
    ان الذين سموا باسم محمد
    
    من قبل خير الناس ضعف ثمان (2)
    
    كسانى كه به نام محمد،پيش از پيامبر اسلام نام گذارى شده بودند،شانزده نفر بودند.
    
    ناگفته پيداست كه:هر چه مصداق يك لفظ كمتر باشد،اشتباه در آن كمتر خواهد بود و چون كتابهاى آسمانى،از نام و نشان و علائم روحى و جسمى او خبر داده بودند،بايد علائم آن حضرت آنچنان روشن باشد كه اشتباه در آن راه پيدا نكند.يكى از آن علائم، نام آن حضرت است.
    
    بايد مصداق آن به قدرى كم باشد،كه راه هر گونه ترديدى را در تشخيص پيامبر گرامى از بين ببرد.مخصوصا هنگامى كه بقيه اوصاف و علائم وى ضميمه نام او گردد.در اين صورت،بطور واضح كسى كه انجيل و تورات از ظهور او خبر داده است،به خوبى شناخته خواهد شد.
    
    اشتباه خاورشناسان
    قرآن مجيد،رسول گرامى را به دو و يا چند نام معرفى مى‏كند. (3) در سوره‏هاى آل عمران و محمد و فتح و احزاب،در آيه‏هاى 138 و 2 و 29 و 40،او را به نام‏«محمد»و در سوره‏«صف آيه 6»به نام‏«احمد»خوانده است.علت داشتن دو نام اينست كه:مادر رسولخدا،پيش از جدش،نام او را«احمد»گذارده بود،چنانكه در تاريخ منعكس است. (4)
    
    بنابراين،آنچه را بعضى از خاورشناسان در مقام اعتراض گفته‏اند كه:«انجيل‏»،به تصريح قرآن،در سوره‏«صف آيه 6»،ظهور پيامبرى را بشارت داده است كه نام او احمد است نه محمد،و شخصى كه مسلمانان به رهبرى او معتقدند،نام او«محمد»است نه احمد،بى اساس است.
    
    زيرا قرآنى كه پيامبر ما را به نام‏«احمد»معرفى نموده است،در چند جا او را به نام‏«محمد»خوانده است.اگر مدرك آنها براى تعيين نام اين پيامبر،قرآن مجيد باشد(چنانكه همانست)،قرآن او را به هر دو اسم ناميده،و او را در جائى به نام محمد و در جاى ديگر«احمد»معرفى نموده است.
    
    پى‏نوشت‏ها:
    

    1. «سيره حلبى‏»، ج 1/93.
    2. همان مدرك/97.
    3. به عقيده گروهى ديگر نام پيامبر اسلام نيست، بلكه از حروف مقطعه قرآن به شمار مى‏روند.
    4. «سيره حلبى‏»، ج 1/93. برخى عقيده دارند كه: الفاظ «طه‏» و «يس‏»، از اسامى پيامبر گرامى است.

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ آذر ،۱۳۸٥