شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)

 

عنوان :       شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)

                

منبع :          پايگاه منادي

http://sacredzigoorat.persianblog.ir


   پيامبران الهي مأمور هدايت انسانها بودند . آنان افزون بر هدايت يكايك افراد ، رسالت هدايت و ساختن جامعه را نيز بر عهده داشتند و هر گاه موقعيت و امكانات به آنان اجازه مي داد به تشكيل حكومت و ادارة جامعه مي پرداختند . پيامبر اعظم (ص) نيز در اين امر ، اهتمام ويژه اي داشت و پس از ورود به مدينه اقدام به تشكيل حكومت اسلامي كرد . تلاشهاي آن حضرت و يارانش سبب شد كه جامعه اسلامي بنا گذاشته شود و مسلمانان در راه تداوم آن حكومت ، زحمات فراواني را متحمل شدند و در نتيجه جامعه اسلامي ، به تمدني بزرگ مبدل شد . شاخصه هاي مهم جامعه و تمدن موردنظر پيامبر (ص) عبارتند از :
    
    
    
    
    1 . خدا محوري
    
    نخستين هدف بعثت پيامبران ، سوق دادن انسانها و جوامع بشري به سوي خدا است . آنان مي خواهند بشر را به اطاعت خداوند دعوت كنند و از اطاعت غير خدا بازدارند :
    و لقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت . ( نحل : 36 )
    و در حقيقت ، در ميان هر امتي فرستاده برانگيختيم [ تا بگويد : ] « خدا را بپرستيد و از طاغوت [ = فريبگر ] بپرهيزيد » .
    رسالت پيامبر اعظم (ص) نيز در همين مسير بود . تلاش و كوشش پيگير آن حضرت در طي 23 سال نبوت ، شاهد آن بود كه ايشان لحظه اي از اين هدف والا غافل نشد و همه جهادها ، جنگها و دلسوزيهاي آن جناب براي همين بوده است .
    خدامحوري تنها در دايرة عبادات فردي و زندگي شخصي و خصوصي افراد منحصر نمي شود ؛ بلكه نظام اجتماعي انسان را برمي گيرد و لازمة تحقق اين امر ، آن است كه خدامحوري ، اساس حكومتها و رهبري جوامع را نيز شامل شود و در حركت كلي جامعه نيز رضايت الهي و حركت در جهت تقرب به خداوند ، اساس كار قرار گيرد . براي تحقق اين امر ، بايد در همه قوانيني كه در جامعه شكل مي گيرد و نيز هنگام اجراي قوانين و حل معضلات و اختلافات به وجود آمده و دعاوي افراد ، تعاليم الهي محور حركت و تلاش جامعه باشد ؛ يعني در قانونگذاري قانوني مشروع تلقي گردد كه از ناحية خدا وضع شده است و اين همان قانوني است كه خداوند در كتابش نازل فرموده و يا به وسيلة حجتهاي خويش به مردم رسانده است . در مرحلة اجرا نيز بايد رضايت الهي موردنظر باشد و رهبران و حاكمان بر جامعه كساني باشند كه از طرف خداوند ، بر اين كار اذن داشته باشند . همچنين در امر قضاوت ميان مردم نيز كساني حكم برانند كه از سوي خداوند ، تعيين شده اند و مبناي قضاوتشان هم ، احكام نازل شده از ناحيه او باشد .
    از آيه شريفة ذيل استفاده مي شود كه حاكم بايد از سوي خداوند باشد و چون او مطابق احكام الهي حكم مي كند ، مؤمنان نيز بايد به آن رضايت قلبي داشته باشند و گرنه مؤمن حقيقي محسوب نمي شوند .
    فلا و ربك لايؤمنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا في أنفسهم حرجا مما قضيت و يسلموا تسليما . ( نساء : 65 )
    ولي چنين نيست ، به پروردگارت قسم كه ايمان نمي آورند ، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند ؛ سپس از حكمي كه كرده اي در دلهايشان احساس ناراحتي [ و ترديد ] نكنند ، و كاملا سر تسليم فرود آورند .
    بنايراين ، مهم ترين شاخصة جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر (ص) ، همان خدامحوري است كه بايد در همه سطوح و ابعاد جامعه اجرا شود و روابط اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و فرهنگي بر مبناي آن شكل مي گيرد .
    
    
    
    
    2 . رهبري الهي
    
    از شئون اصلي جامعه ، موضوع رهبري آن است و مشروعيت نظام حاكم بر جامعه هم در پرتو رهبري است كه از سوي خداوند تعيين و نصب شود . خواه نصب مستقيم و بي واسطه ، يا نصب غير مستقيم و با واسطه . خداوند در قرآن كريم ، تكليف مؤمنان را روشن ساخته و فرموده است :
    يا ايها الذين امنوا و أطيعو الله و أطيعوا الرسول و أولي الامر منكم . ( نساء : 59 )
    اي كساني كه ايمان آورده ايد ، خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياي امر خود را [ نيز ] اطاعت كنيد .
    به تعبير رهبر معظم انقلاب اسلامي :
    در اسلام سرپرستي جامعه متعلق به خداي متعال است . هيچ انساني اين حق را ندارد كه ادارة امور انسانهاي ديگر را بر عهده بگيرد . اين حق مخصوص خداي متعال است كه خالق و منشيء و عالم به مصالح و مالك امور انسانها ، بلكه مالك امور همة ذرات عالم جود است ... خداي متعال اين ولايت و حاكميت را از مجاري خاص اعمال مي كند ، يعني آن وقتي هم كه حاكم اسلامي و ولي امرمسلمين چه براساس تعيين شخص آن چنان كه طبق عقيده ما در مورد اميرالمؤمنين و ائمه عليهم السلام تحقق پيدا كرد و چه براساس معيارها و ضوابط انتخاب شده ، وقتي اين اختيار به او داده مي شود كه امور مردم را اداره بكند ، باز اين ولايت خداست . 1
    البته دلايل نقلي فراوان در آيات و روايت وجود دارد كه مراد از اولي الامر كساني اند كه پيامبر اكرم (ص) به دستور خداوند براي هدايت و رهبري جامعه معرفي نموده و آنان ، همان امامان معصوم اند . امامان معصوم (ع) نيز براي رهبري جامعه در زمان غيبت ، فقيهاني را با شرايط ويژه مشخص كرده اند و مثلاً امام حسين (ع) فرموده اند :
    مجاري الامور و الاحكام علي ايدي العلماء بالله و الامناء علي حلاله و حرامه . 2
    اجراي امور و احكام را خداوند به دست عالمان دين و امينان حلال و حرام خود داده است .
    سيرة عملي پيامبر (ص) نيز نشان مي دهد كه آن حضرت تعيين رهبري در جامعه را در انحصار خداوند مي دانسته اند . آن حضرت در پاسخ گروهي كه ايمان آوردن خود را مشروط به شركت در حكومت و رهبري جامعه ، پس از پيامبر مي كردند ، فرمود :
    اين امر [ حكومت ] مربوط به خداست [ و از اختيار من بيرون مي باشد ] ، او هر جا بخواهد ، قرار مي دهد . 3
    بنابراين ، از ديگر شاخصه هاي اصلي حكومت و تمدن نبوي آن است كه رهبري جامعه در اختيار كساني باشد كه خداوند معين نموده و به زمامداري آنان ، رضايت داده است . البته اين مطلب هرگز به معناي نفي مقبوليت مردمي زمامداران جامعه اسلامي نيست ؛ همان گونه كه مشورت در تعيين فردي خاص از ميان واجدين شرايط رهبري در زمان غيبت معصوم (ع) كه ويژگيهاي نصب عام را دارند نيز منتفي نيست . همچنين ، در نظام اسلامي ، گزينش مسئولان اجرايي كشور و يا نمايندگاني براي وضع و تطبيق قوانين جزئي در قوانين كلي اسلامي ، نه تنها ممنوع نمي باشد ، بلكه ماية استحكام نظام و دلگرمي مردم است . آري ، از منظر تعليمات ديني ، اعتقاد به آراي عمومي به شكل بي حد و حصر و اصيل قرار دادن آن ، حتي در صورت تعارض با نظام الهي و دستورات خداوند ، در اعتقاد مؤمنان جايگاهي ندارد .
    1. سخنراني روز عيدغدير خم ، 20/4/1369 .
    2 .تحف العقول ، ص 172 .
    3 . سيرة ابن هشام ، ج 2 ، ص 425 .
    
    
    3 . عدالت محوري
    
    شاخصه و محور ديگر در جامعة نبوي ، عدالت مداري است ؛ چرا كه اجراي قسط و عدل از اهداف اساسي همة پيامبران الهي است :
    لقد أرسلنا رسلنا بالبينات و أنزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط . ( حديد : 25 )
    به راستي [ ما ] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند .
    پيامبر اعظم (ص) نيز مأموريت مي يابد كه به عدالت رفتار كند :
    و امرت لاعدل بينكم . ( شوري : 15 )
    و فرمان يافته ام كه ميان شما به عدالت رفتار كنم .
    از ديدگاه پيامبر (ص) ، برابري انسانها ، اصلي اولي است . آن حضرت مي فرمايد :
    عرب را بر عجم و عجم را بر عرب هيچ برتري نيست مگر به تقوا ، [ زيرا ] همة شما فرزندان آدم ايد و آدم از خاك آفريده شده است . 1
    امكانات موجود در جامعه و بيت المال مسلمين هم مربوط به همة مسلمانان است و هيچ تبعيضي در آن پذيرفتني نيست . پيامبر اعظم (ص) در تقسيم غنايم هم به شيوه اي كاملاً عادلانه رفتار مي نمود و حتي حاضر نشد سهمي از آن را به زنان خود كه خواستار آن بودند ، بدهد و پس از اصرار آنان ، حالت كناره گيري به خود گرفت تا جايي كه آيات سوره احزاب نازل شد و زنان پيامبر (ص) را بين پذيرش اصل برابري با ديگران يا جدا شدن از پيامبر (ص) مخير ساخت . 2

http://sacredzigoorat.persianblog.ir

    از ديگر مصاديق عدالت مداري اسلام ، رعايت عدالت در تقسيم مسئوليتهاي كليدي جامعه است . براي تحقق اين امر بايد از انتصابهاي سليقه اي و غير شايسته سالاري پرهيز شود و نظارت جدي بر امر مسئولان اعمال گردد تا از سوءاستفاده ها و رانت خواريها و ويژه خواريها جلوگيري شود . رسول خدا (ص) فرمود :
    انا و الله لا نولي علي هذا العمل احدا سأله و لا احدا حرص عليه . 3
    به خدا سوگند ما كسي را كه متقاضي اين كار [ حكومت ] باشد يا بر آن حرص بورزد ، به كار نمي گماريم .
    ملاك شايستگي در اعطاي مسئوليتها ، تقوا ، ايمان ، جهاد ، علم و لياقت در انجام امور است و مقام طلبان در آن جايگاهي ندارند . همان حضرت فرمود :
    من استعمل غلاما في عصابه فيها من هو ارضي لله منه فقد خان الله . 4
    هر كس از ميان گروهي ، مردي را به كار گمارد در حالي كه ميان آنها خداپسندتر از او وجود دارد ، به خدا خيانت كرده است .
    عدالت مداري در جامعة نبوي اقتضا دارد كه با فقر ، تبعيض و فاصله طبقاتي مبارزه شود و منافع جامعه به گونه اي تقسيم شود كه ميان افراد جامعه عدالت اجرا گردد . نبايد اجازه داد كه ثروت در دست اشخاص خاص تراكم يابد و گروهي با استثمار ديگران ، اموال جامعه را به سوي جيب خود سرازير كنند . تشويق به مساوات ميان برادران ديني در همين راستاست . پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد :
    كسي كه در دادن اموالش به فقير ، مساوات را رعايت كند و با انصاف با مردم رفتار كند ، مؤمن حقيقي است . 5
    و نيز همان حضرت مي فرمايد :
    كسي كه سير باشد و برادرش گرسنه , به خداوند ايمان نياورده است و [ نيز ] كسي كه پوشيده است و برادرش بدون لباس ، به خداوند ايمان نياورده است . 6
    فراهم كردن امنيت اجتماعي ، مهيا كردن زمينه هاي رشد و تعليم تربيت يكسان براي همه و نيز تضمين آزاديهاي معقول براي همه افراد جامعه ، از ديگر مصاديق عدالت است .
    گفتني است ، در قانون اساسي جمهوري اسلامي با تأسي به دستورات الهي در قرآن كريم و سيرة نبوي ، اصولي تدوين گشته كه در پرتو آن بتوان ، زمينه هاي رشد و تعليم و تربيت را براي همه آحاد ملت فراهم ساخت و نيز بتوان آزاديهاي معقول و منطقي را كه مورد تأييد شرع مقدس است در جامعه گسترش داد و اين چيزي جز اقتدا به نظام سياسي مورد تأييد قرآن و پيامبر اكرم (ص) نيست . 7
    1 . تحف العقول ، ص 34 .
    2 . ر . ك . سيره پيامبر اعظم (ص) ، ص 20 – 21 .
    3 . ميزان الحكمه ، ج 14 ، ص 7130 .
    4 . همان .
    5 . كافي ، ج 2 ص 147 .
    6 . مكارم الاخلاق ، ص 153
    7 ر . ك . قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، اصول 2 – 3 و 23 - 33 .
    
    
    
    
    4 . جامع نگري به انسان ( سلامت جسمي و روحي )
    
    از ديگر شاخصه هاي جامعه نبوي ، توجه به كليه نيازهاي مادي و معنوي انسان است . اسلام پيروان خود را تنها به جهات معنوي و تكميل جنبة روحاني دعوت نكرده ، بلكه به نيازها و پيشرفت ماديشان هم توجه كرده است و از همين رو توانسته از امت اسلامي ، امتي وسط و ميانه رو پديد آورد . به تعبير ديگر ، موازنة ميان ماديات و معنويات مورد توجه جدي دين اسلام است و در هدايت جامعه نيز بايد به هر دو بعد ، توجه شود . تأمين معاش افراد ، توجه به نيازهاي بهداشتي ، تفريحي ، ورزشي و مانند آن در برنامه هاي حكومت اسلامي لحاظ مي شود ؛ همان گونه كه توجه به فضائل اخلاقي ، نيازهاي روحي و معنوي و به ويژه كرامت و عزت انساني و نفي هر گونه اسارت و استثمار انسان نيز در برنامه هاي اين حكومت مورد غفلت واقع نمي گردد .
    اين دستور الهي است كه به مؤمنان سفارش مي كند هم به آخرت توجه كنند و هم نيازهاي مادي خويش را بر طرف سازند .
    و ابتغ فيما آتاك الله الدار الاخره و لا تنس نصيبك من الدنيا . ( قصص : 77 )
    و در آنچه خداوند به تو بخشيده است ، سراي آخرت را بجوي و بهرة خويش را هم از دنيا از ياد مبر .
    تفاوت ميان جامعه اسلامي و غير آن در همين است كه حكومت اسلامي ، وظيفه اش تنها ادارة جامعه و فراهم آوردن امكانات زندگي افراد نيست ، چرا كه حكومتهايي كه وظيفه خود مي دانند كه تنها وسايل جلب رضايت مردم را فراهم كنند و هر روز تلاش مي كنند هر نوع وسايل لهو و لعب و لذت و خوشگذراني را در اختيار مردم قرار دهند ، هر چند سرانجام زشت و عواقب نامطلوب داشته باشد ، تنها به فكر ماندگاري خود هستند و از زيانهاي روحي و معنوي مردم در ساية فساد و فحشا ، مشروبات الكلي و ... ناراحت نمي شوند . در حالي كه حكومت اسلامي موظف است برنامه هايي ارائه كند و يا به اموري اجازة فعاليت دهد كه در تضاد با معنويات و رشد روحي افراد جامعه نباشد . ايستادگي در برابر انحرافهاي اخلاقي ، اعتقادي ، سياسي و اقتصادي جامعه ، هر چند براي حكومت هزينه آور است و توان و امكانات اجرايي كشور را به خود مشغول مي دارد ، اما چون نماز ، جامع نگري به جايگاه انسان است ، صرف اين هزينه ها را موجه مي سازد .
    
    
    
    
    5 . آخرت گرايي
    
    اعتقاد راسخ به جهان پس از مرگ و حساب و كتاب و قيامت و بهشت و دوزخ از شاخصه هاي برجستة جامعه و تمدن نبوي است . توجه به دنيا و زندگي مادي در نگرش اسلامي از اهميت به سزايي برخوردار است ؛ اما گرايش برتر و اصلي تر ، توجه به آخرت است ؛ زيرا به تعبير قرآن كريم :
    قل متاع الدنيا قليل و الاخره خير لمن اتقي . ( نساء : 77 )
    بگو : « برخورداري [ از اين ] دنيا اندك ، و براي كسي كه تقوا پيشه كرده ، آخرت بهتر است . »
    دنيا از نظر اسلام وقتي ارزش دارد كه وسيلة تحصيل آخرت و وسيلة كارهاي نيك باشد و به اصطلاح دنيا مركبي باشد كه انسان را به مقصد برساند ؛ چنان كه پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد : « دنيا مركب هموار مؤمن است . » 1و يا مي فرمايد : « دنيا كشتزار آخرت است . » 2
    امام علي (ع) نيز بدين مطلب تصريح دارد كه دنيا جاي خوبي است ، البته براي كسي كه بداند اينجا گذرگاه است نه قرارگاه :
    و لنعم دار من لم يرض بها دارا و محل من لم يوطنها محلا . 3
    دنيا چه خوب خانه اي است براي آن كس كه آن را جاودانه نپندارد و خوب محلي است براي آن كس كه آن را وطن خويش انتخاب نكند .
    و يا مي فرمايد :
    انما الدنيا دار مجاز والاخره دار قرار ، فخذوا من ممركم لمقركم . 4
    دنيا محل عبور و گذر است و آخرت محل ماندگاري است ، پس از گذرگاه خود براي محل اقامت دائم خود بهره برگيريد .
    بنابراين ، آخرت گرايي ، از شاخه هاي اصلي نظام اسلامي است كه هم سبب مي شود زمامداران و حاكمان ، برنامه هاي حكومتي را به گونه اي تنظيم كنند كه عموم جامعه را به سوي فلاح و رستگاري در آخرت سوق دهد و هم سبب مي گردد كه خود حاكمان به فساد دروني و استبداد و برتري طلبي بر زير دستان گرفتار نشوند ؛ چرا كه آنها با اين آموزة قرآني آشنايند كه مي فرمايد :
    تلك الدار الاخره نجعلها للذين لا يريدون علوا في الارض و لا فسادا و العاقبه للمتقين . ( قصص : 83 )
    آن سراي آخرت را براي كساني قرار مي دهيم كه در زمين خواستار برتري و فساد نيستند ، و فرجام [ خوش ] از آن پرهيزگاران است .
    حضرت علي (ع) مي فرمايد :
    اين آيه [ آية فوق ] دربارة عدالت ورزان و فروتنان از حاكمان و كساني كه از ميان اقشار مردم ، قدرتي دارند ، نازل شده است . 5

 

http://sacredzigoorat.persianblog.ir

Javad Akbari


    1 . نهج البلاغه ، خطبه 221 .
    2 . نهج البلاغه ، خطبه 221 .
    3 . نهج البلاغه ، خطبه 221 .
    4 . نهج البلاغه ، خطبه 201 .
    5 . تفسير نورالثقلين ، ج 4 ، ص 144 .

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:٤٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٥