وظائف مسلمانان در برابر پيامبر (ص)4

 

عنوان :        وظائف مسلمانان در برابر پيامبر (ص)4

صاحب    ا ثر :      آيت الله سبحانى

                

منبع :     سايت ستاد پاسخگويي به مسايل ديني

 

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

    

 

 

 

روح هر چه لطيف‏تر شد، تأثير او از كارهاى ناشايست و خارج از حدود ادب بيشتر مى‏شود از اين جهت قرآن امورى را متذكر مى‏گردد كه مايه ايذاء پيامبر بود هر چند آنان به آن توجه نداشتند و بخشى از اين امور در سوره احزاب آيه 53 وارد شده است:
    
    «يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبى الا ان يوذن لكم الى طعام غير ناظرين انيه ولكن اذا دعيتم فادخلوا فاذا طبتم فانتشروا ولا مستانسين لحديث ان ذلكم كان يودي النبى فيستحيى منكم و الله لا يستحيى من الحق».
    
    : اى افراد با ايمان به خانه‏هاى پيامبر وارد نشويد، مگر اينكه به شما اذن دهند (و اگر براى صرف طعام دعوت شديد، پيش از موعد نيائيد) و در انتظار وقت غذا ننشينيد وقتى دعوت شديد وارد شويد، هنگامى كه غذا صرف كرديد متفرق شويد، به بحث و گفتگو ننشينيد اين كار پيامبر را ناراحت مى‏كند و از شما شرم مى‏كند ولى خدا از بيان (حق) شرم ندارد».
    
    در اين آيه امورى كه مايه ناراحتى روحى پيامبر بود و ياران از آنها غفلت داشتند بازگو شده است و آنها عبارتنداز:
    
    1- بدون اذن وارد خانه پيامبر نشويد.
    
    2- در صورتى كه براى صرف طعام دعوت شده‏اند، پيش از موعد مقرر نيايند و در انتظار وقت غذا ننشينند.
    
    3- پس از صرف غذا متفرق شوند وخانه رسول خدا را خانه انس قرار ندهند زيرا اين كار وقت پيامبر را مى‏گيرد، و او را از انجام امورى بزرگ كه بر عهده او است، باز مى‏دارد.
    
    در آيه ديگر يكى از مظاهر ايذاء پيامبر، اتهام «خوش باورى» «خوش بينى» به او زدن است چنانكه مى‏فرمايد:
    
    «و منهم الذين يؤذون النبى و يقولون هو اذن قل اذن خيرلكم يؤمن بالله و يؤمن للمؤمنين و رحمة للذين آمنوا منكم و الذين يؤذون رسول الله لهم عذاب اليم» (توبه /61)
    
    «از منافقان كسانى هستند كه پيامبر را اذيت مى‏كنند و به او مى‏گويند خوش باور و گوش است (به سخن همه هر چه هم ضد و نقيض باشد گوش فرا مى‏دهد) بگو خوش باور بودن او به نفع شما است، او به خدا ايمان دارد و به نفع مؤمنان تصديق مى‏كند، و براى آنان كه فرستاده خدا را اذيت مى‏كنند، عذاب دردناك است».
    
    البته مقصود از «خوش بينى» اين نيست كه او در همه جا به طور جدى تصديق مى‏كند، زيرا چنين چيزى امكان ندارد و هيچ گاه به نفع جامعه اسلامى نيست، بلكه مقصود اين است كه سخنان همه را مى‏شنود، و به ظاهر هيچ كس را تكذيب نمى‏كند ولى در مقام عمل، به تحقيق مى‏پردازد.
    
    2- وظيفه مسلمانان نسبت به فرزندان او
    شعار همه پيامبران اليه اين است:
    
    «و ما اسلكم عليه من اجر ان اجرى الا على رب العالمين» (شعراء /109)
    
    از شما براى اداء پيامهاى خدا مزد و پاداشى نمى‏طلبيم، پاداش فقط بر پروردگار جهان است».
    
    اصولاً كارى كه براى خدا است بايد مزد آن نيز بر عهده او باشد و نبايد از ديگران مطالبه شود.
    
    گذشته از اين، اعمال ارزشمند و بزرگ آنان بالاتر از آن است كه بتوان با درهم و دينار بر آنها ارزش گذارد و آن را با «زخارف» دنيا معاوضه نمود.
    
    از اين جهت قرآن پاداش پيامبر را چنين معرفى مى‏كند: و مى‏فرمايد:
    
    «وان لك لاجراً غير ممنون» (قلم /3) براى تو پاداش عارى از منت است».
    
    ولى در عين حال قرآن در آيه‏اى به گونه ديگر سخن مى‏گويد و يادآور مى‏شود كه پاداش تلاشهاى من در راه هدايت شما مودت نزديكان من است:
    
    «قل لا اسئلكم عليه اجرا الا المودة فى القربى (شورى /23).
    
    بگو مزد و پاداشى از شما نمى‏خواهم جز دوستى نزديكان من».
    
    و در آيه ديگر يادآور مى‏شود كه اجر و پاداشى كه از شما خواسته‏ام به نفع شما است چنانكه مى‏فرمايد:
    
    «قل ما سالتكم من اجر فهو لكم ان اجرى االا على الله و هو على كل شى‏ء شهيد»(سبأ /47).
    
    «بگو آنچه را كه به نام مزد طلبيده‏ام به سود شما است، اجر من بر خدا است و او بر همه چيزشاهد و ناظر است»
    
    زيرا همين دوستى خاندان رسالت، كه در آيه 23 شورى اجر رسالت قرار گرفته است صد در صد آثار تربيتى داشته و باعث ارتباط نزديك با آن بزرگوار مى‏باشد چون دوست داشتن گروهى كه جانسين پيامبر و بازگو كننده احكام و مربى جامعه اسلامى هستند، پيوسته ملازم با آگاهى انسان از فروع و اصول اسلام و موجب اطاعت و پيروى از دستورات آنان است، در اين صورت دوستى آنان مايه نجات جامعه و سعادت اجتماع مسلمين است و نفع چنين مودتى به خود جامعه باز مى‏گردد و در نتيجه، درخواست مودت نسبت به اهل بيت، دربرگيرنده درخواست عمل به متن شريعت است و در حقيقت درخواست چنين پاداشى بسان درخواست پزشك معالج در مثال زير است:
    
    پزشك معالجى بيمارى را به طور رايگان معالجه مى‏كند و پس از معاينه دقيق نسخه بلند بالائى مى‏نويسد و اظهار مى‏دارد كه من از تو هيچ نوع پاداشى نمى‏طلبم جز اين كه به اين نسخه عمل كنى.
    
    هر شنونده به روشنى قضاوت مى‏كند و مى‏گويد پزشك از چنين بيمارى اجر و پاداش نخواسته است و اگر مى‏گويد پاداش من اين باشد كه به اين نسخه عمل نمائى، پاداش صورى و ظاهرى است و در حقيقت پاداش نيست .
    
    و مناسب است كه در اين زمينه حديثى از خاندان رسالت ذكر نمائيم. حديثى را كه شيخ طوسى در امالى خود از امام باقر نقل كرده است يادآور مى‏شويم. اما باقر به جابربن يزيد جعفى فرمود:
    
    «اى جابر آيا كافيست كه انسان تنها خود را به تشيع نسبت دهد و ما اهل بيت را دوست بدارد؟ بخدا سوگند شيعه واقعى ما كسى است كه تقوى را پيشه خود سازد و خدا را اطاعت كند. (تا آنجا كه مى‏فرمايد) جابر! اين سو و آن سو مرو، فكر نكن كه براى آدمى كافى باشد كه بگويد: على را دوست دارم در حاليكه از نظر عمل با او همراه نباشد، اگر بگويد: پيامبر خدا را دوست مى‏دارم و رسول خدا (ص) افضل از على است ،اما از كردار و رفتار او پيروى نكند، محبت رسول خدا او را سودى نخواهد بخشيد.
    
    از مخالفت خدا بپرهيزيد، و بدانيد ميان خدا و انسانى خويشاوندى نيست، بهترين بندگان و گرامى‏ترين آنان نزد خدا پرهيزگارترين آنها است».
    
    آرى آنجا كه محبت با پيروى از گفتار و رفتار پيشوايان اسلام توأم باشد، تبعاً خود محبت نيز بى پاداش نبوده و بحكم گفتار پيامبر گرامى (ص) «حبُ علىّ حسنة» تبعاً خود محبت و مودت بى اجر نخواهد بود. بنابراين محبت اهل بيت در حالى كه مايه پيروى از اهل بيت است و در عين حال درصورت توأم بودن با عمل، ثواب نيز خواهد داشت .
    
    از اين جهت استاد شيعه و مرحوم شيخ «مفيد» مى‏گويد:
    
    استثناء مودت در قربى از جمله قبل، استثناى منقطع است 5 نه متصل. زيرا مودت در قربى، پاداشى نيست كه در مفهوم «اجر» داخل شده باشد و سپس به وسيله كلمه استثناء (الا) خارج گردد، بلكه مودت به خويشاوندان از اول در مفهوم «اجرا» داخل نبود تا خارج گردد، بلكه درخواست فوق‏العاده‏اى است كه از امت شده است .
    
    و اين نوع استثناء در قرآن و كلمات عرب فراوان به چشم مى‏خورد چنانچه قرآن مجيد در باره اهل بهشت چنين مى‏فرمايد:
    
    «لا يسمعون فيها لغوا الا سلاماً» (مريم /62): در آنجا سخن بيهوده نمى‏شنوند جز سلام» در حالى كه گفتار دور از لغو در اين آيه (سلام) از نظر موضوع داخل در لغو نيست كه از آن خارج گردد.
    
    مؤيد اين مطلب (هدف از دوست داشتن اهل بيت، تحكيم روابط و استفاده از علوم و معارف آنها است) روايات متواترى است كه از پيامبر گرامى پيرامون مودت اهل بيت خود ارد شده است، پيامبر به وسيله حديث ثقلين 6 و حديث سفينه 7 به مردم دستور مى‏دهد كه اصول و فروع حلال و حرام خود را از اين خاندان فرا گيرند و برنامه زندگى خود را با گفتار و رفتار آنان تطبيق دهند.
    
    با در نظر گرفتن اين مراتب روشن مى‏گردد كه مقصود از ايجاب مودت و محبت خاندان معصوم پيامبر، جز اين نيست كه مردم در شؤون دينى و دنيوى خود به آنان رجوع كرده و از رجوع به گروههاى ديگر كه پيراسته از گناه يا خطا نيستند، بپرهيزند.
    
    هدف از الزام مودت آنان جز وسيله جوئى براى بقاى دين، و آگاهى مردم از متن شريعت و عمل مردم به دستورات دين، چيز ديگرى نيست .
    
    شكى نيست كه دوستى با اين خاندان و مراوده با آنان، مايه آگاهى انسانهاى تشنه، از حقائق نورانى اسلام، و موجب تكامل فكرى و علمى امت است و علم و آگاهى از متن شريعت، انسان را به سوى عمل كشيده سرانجام انسان، راهى به سوى خدا پيدا مى‏كند.
    
    8- درود بر پيامبر (ص)
    قرآن يكى از وظايف مؤمنان را اين مى‏داند كه بر او درود بفرستند چنانكه مى‏فرمايد:
    
    «ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلّوا عليه و سلّموا تسليماً» (احزاب /56).
    
    «خدا و فرشتگان بر پيامبر درود مى‏فرستند اى افراد با ايمان بر او درود بفرستيد، و تسليم وى شويد».
    
    محدثان نقل مى‏كنند: وقتى اين آيه نازل گرديد مردم از پيامبر پرسيدند كه چگونه بر تو درود بفرستيم پيامبر فرمود: بگويد: «اللهم صل على محمد و آل محمد كما صليت على ابراهيم و آل ابراهيم» 8
    
    9- خيانت بر پيامبر (ص) حرام است
    خيانت بر مؤمن مطلقا حرام و درباره پيامبر گرامى اين حرمت از تأكيد بيشترى برخوردار است قرآن در اين مورد مى‏فرمايد:
    
    «يا ايها الذين آمنوا لا تخونوا الله و الرسول و تخونوا اماناتكم و انتم تعلمون» (انفال /27).
    
    «اى افراد با ايمان! خدا و پيامبر او را خيانت نكنيد و به امانتهاى خود خيانت مورزيد در حالى كه مى‏دانيد».
    
    آيه درباره «ابولبابه» نازل شده كه در كتاب‏هاى تفسير و سيره پيامبر وارد شده است .
    
    10- درخواست استغفار از پيامبر (ص)
    درهاى رحمت خدا و مغفرت و آمرزش او، به روى بندگان باز است، اين فيض گاهى بدون واسطه و احياناً از طريق اولياى او به افراد مى‏رسد از اين جهت قرآن گنهكاران را دستور مى‏دهد كه براى تحصيل مغفرت او، حضور پيامبر برسند و از او درخواست كنند كه درباره آنان از خدا طلب مغفرت كند و در اين حالت دعاى او مستجاب مى‏باشد و در پوشش مغفرت او قرار مى‏گيرند چنانكه مى‏فرمايد:
    
    «ولوانهم اذ ظلموا انفسهم جاؤك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحيماً» (نساء /64).
    
    «هر گاه آنان كه بر خويشتن ستم كردند پيش تو مى‏آمدند و خود طلب مغفرت كرده و پيامبر نيز درباره آنان طلب آمرزش مى‏كرد، خدا را توبه‏پذير و رحيم مى‏يافتند.»
    
    در آيه ديگر منافقان را مذمت مى‏كند و يادآور مى‏شود كه: وقتى به آنان گفته مى‏شود كه به حضور پيامبر رسند تا وى درباره آنان طلب مغفرت كند سرهاى خود را به عنوان اعتراض به عقب بر مى‏گردانند، چنانكه مى‏فرمايد:
    
    «و اذا قيل لهم تعالوا يستغفرلكم رسول الله لووا ررسهم و رايتهم يصدون و هم مستكبرون» (منافقون /5).
    
    «همانطور كه فيض مادى از طريق اسباب ظاهرى به انسانها مى‏رسد، مثلاً اشعه حيات بخش به وسيله خورشيد در اختيار ما قرار مى‏گيرد، همچنين فيض معنوى خدا، گاهى بدون واسطه و گاهى از طريق پيامبران و اولياى خدا به انسانها مى‏رسد و اين حقيقت در دو آيه ديگر كاملاً متجلى است:
    
    1- خدا به پيامبر دستور مى‏دهد كه در حق مؤديان زكات، دعا كند زيرا دعاى وى مايه سكونت و آرامش خاطر آنها است چنانكه مى‏فرمايد:
    
    «وصل عليهم ان صلوتك سكن لهم (توبه /103): درباره آنان دعا كن، زيرا دعاى تو مايه آرامش خاطر آنان است».
    
    2- اين حقيقت به اندازه‏اى روشن بوده كه فرزندان گنهكار يعقوب به خاطر پرورش در خانه وحى به آنان توجه داشتند و آنگاه كه پرده از راز آنان برافتاد، از پدر درخواست استغفار كرده گفتند: «قالوا يا ابانا استغفر لنا ذنوبنا انا كنا خاطئين قال سوف استغفر لكم ربى انه هو الغفور الرحيم» (يوسف آيه‏ها 97 و 98).
    
    «گفتند پدرجان براى ما درباره‏گناهان طلب آمرزش بنما زيرا ما خطا كار بوديم (يعقوب گفت به همين زودى براى شما طلب مغفر مى‏نمايم، او بخشايشگر و رحيم است».
    
    تا اينجا وظائف مهم مسلمانان درباره پيامبر خدا روشن گرديد، هر چند دائر وظائف گسترده‏تر از اين است ولى اين ده وظيفه به عنوان بارزترين وظائف بيان گرديد.
    
    پى‏نوشتها:
    1- نور الثقلين، ج 5، ص 80.
    2- التاج، ج 4، ص 213 - 214.
    3- نورالثقلين، ج 5، ص 80 - 81.
    4- مجمع البيان، ج 5، ص 152.
    5- امالى شيخ طوسى، مجلس يوم الترويه جزء دوم، ص 95، چ سنگى.
    6- در مورد حقيقت «استثناء منقطع» به جلد چهارم «مفاهيم القرآن» مراجعه بفرمائيد.
    7- «انى تارك فيكم فيكم الثقلين كناب الله و عترتى: من در ميان شما دو چيز گرانبها مى‏گذارم يكى كتاب خدا و ديگر عترت من».
    8- «مثل اهل بيتى كسفينة نوح من ركبها نجى و من تخلف عنها غرق: خاندان من بسان كشتى نوح است كه هر كس بر آن سوار گشت نجات يافت، وگروه مخالف غرق گرديد.»
    9- مسند الشافعى، ج 2، ص 97.

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٥