ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه (3)

ره آورد بعثت از منظر نهج البلاغه (3)

خصوصيات پيامبران الهي

الف- اوصاف و وظايف پيامبران

بلاغ مبين چيست؟

وظايف پيامبران در قرآن

ب- اوصاف پيامبراكرم صلوات الله عليه

- نهاد اصلي وجود پيامبر

- طبيب دوّار

- گزينش خدا

- پارسايي پيامبر

- قرارگاه پيامبر(ص)

- مصلح جامعه بشريت

 

خصوصيات پيامبران الهي

بعد از اين سلسله مباحث دريافتيم كه وجود پيامبران براي انسان امري لازم و واجب مي باشد و انسان بدون وجود اين رسولان قادر نمي باشد كه راه سعادت را بپيمايد. حال بايد به اين نكته بپردازيم كه انبياء الهي  داراي چه خصوصيتي هستند كه مي توانند در فراز و فرود راه زندگي انسان، هادي ومشعلدار باشند.

 

 

الف- اوصاف و وظايف پيامبران

حضرت علي عليه السلام در توصيف انبياء و وظايف آنها در نهج البلاغه فرازهايي را ذكر نموده اند كه در اينجا به آنها اشاره مي نماييم.

" فاستودعهم في أفضل مستودع ... قام منهم بدين الله خلف."؛ پيامبران را در بهترين جايگاه به وديعت گذارد، و در بهترين مكان ها استقرارشان داد. از صلب كريمانه پدران به رحم پاك مادران منتقل فرمود، كه هرگاه يكي از آنان درگذشت، ديگري براي پيش برد دين خدا به پاخاست.(27)

" و لقد كان في رسول الله (ص) كاف لك في الأسوة ... دابته رجلاه و خادمه يداه."؛ براي تو كافي است كه راه و رسم زندگي پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم را اطلاعت نمايي، تا راهنماي خوبي براي تو در شناخت بدي ها و عيب هاي دنيا و رسوايي ها و زشتي هاي آن باشد، چه اين كه دنيا از هر سو بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بازداشته و براي غير او گسترانده شد، از سينه دنيا شير نخورد، و از زيورهاي آن فاصله گرفت. اگر مي خواهي دومي را، موسي عليه السلام و زندگي او را تعريف كنم، آنجا كه مي گويد:

" پرورگارا! هرچه به من از نيكي عطا كني نيازمندم."

 

به خدا سوگند، موسي عليه السلام جز قرص ناني كه گرسنگي را برطرف سازد چيز ديگري نخواست، زيرا موسي عليه السلام از سبزيجات زمين مي خورد، تا آنجا كه بر اثر لاغري و آب شدن گوشت بدن، سبزي گياه از پشت پرده شكم او آشكار بود. و اگر مي خواهي سومي را، حضرت داوود عليه السلام صاحب ني هاي نوازنده، و خواننده بهشتيان را الگوي خويش سازي، كه با هنر دستان خود از ليف خرما زنبيل مي بافت، و از همنشينان خود مي پرسيد چه كسي از شما اين زنبيل را مي فروشد؟ و با بهاي آن به خوردن نان جوي قناعت مي كرد. و اگر خواهي از عيسي بن مريم عليه السلام بگويم، كه سنگ را بالش خود قرار مي داد، لباس پشمي خشن به تن مي كرد، و نان خشك مي خورد، نان خورش او گرسنگي و چراغش در شب ماه، و پناهگاه زمستان او شرق وغرب زمين بود، ميوه و گل او سبزيجاتي بود كه زمين براي چهارپايان مي روياند، زني نداشت كه او را فريفته خود سازد، فرزندي نداشت تا او را غمگين سازد، مالي نداشت تا او را سرگرم كند، و آز و طمعي نداشت تا او را خوار و ذليل نمايد، مركب سواري او دو پايش، و خدمتگزار وي، دستهايش بود. (28)

خداوند در برخي از آيات قرآن كريم به شرح وظايف پيامبران پرداخته است كه اينجا به چند وظيفه ايشان اشاره مي كنيم.

 

بلاغ مبين چيست؟

وظيفه اصلي همه پيامبران بلاغ مبين است ( فهل علي الرسل الا البلاغ المبين) يعني رهبران الهي نمي توانند مخفيانه به دعوت خود ادامه دهند مگر اين كه براي مدتي محدود و موقت باشد، برنامه مخفي كاري آن هم در عصر دعوت رسالت چيزي نيست كه قابل قبول و داراي نتيجه باشد، صراحت توأم با رشادت و قاطعيت، همگام با تدبير، شرط اين دعوت است.(29)

 

وظايف پيامبران در قرآن

"و ما انزلنا عليك الكتاب الا لتبين لهم الذي اختلفوا فيه و هدي و رحمة لقوم يومنون.( نحل/64)

آيه فوق هدف بعثت پيامبران را بيان مي كند تا روشن شود كه اگر اقوام و ملتها، هوا و هوس ها، و سليقه هاي شخصي خود را كنار بگذارند و دست به دامن راهنمايي پيامبران بزنند، اثري از اينگونه خرافه ها، اختلافها، و اعمال ضد و نقيض باقي نمي ماند، مي گويد:

ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براي اين كه آنچه را در آن اختلاف دارند براي آنها تبيين كني و مايه هدايت و رحمت است براي گروهي كه ايمان دارند. (30)

 

ب- اوصاف پيامبراكرم صلوات الله عليه

در مورد بعثت نبي اكرم حضرت محمد بن عبدالله صلي الله عليه و آله، سخنهاي بسياري گفته شده و شاعران، اديبان، حكيمان و نويسندگان، هر يك به فراخور حال خود، اين واقعه شگرف را به نظم و نثر كشيده اند.

اما هيچ كس مانند خاندان پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله، كه در درك اسرار بعثت، يگانه همه اعصار و در شيوايي و رسايي سخن، سرآمد روزگار بوده اند، نتوانسته است حق مطلب را ادا كند و چنان كه شايسته اين رويداد عظيم است در مورد آن سخن گويد.

از اين رو گزيده اي از بيانات گل سرسبد خاندان رسالت، امير بيان مولا علي بن ابي طالب عليه السلام را تقديم مي نماييم.

" فتأس بنبيك الأطيب الأطهر( صلي) فان فيه أسوة ... فعند الصباح بحمد القوم السري."؛ پس به پيامبر پاكيزه و پاكت اقتدا كن، كه راه و رسم او الگويي است براي الگوطلبان، و مايه فخر و بزرگي است براي كسي كه خواهان بزرگواري باشد، و محبوب ترين بنده نزد خدا كسي است كه از پيامبرش پيروي كند، و گام بر جايگاه قدم او نهد.

 

پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم از دنيا چندان نخورد كه دهان را پُر كند، و به دنيا با گوشه چشم نگريست، دو پهلويش از تمام مردم فرو رفته تر، و شكمش از همه خالي تر بود، دنيا را به او نشان دادند اما نپذيرفت، و چون دانست خدا چيزي را دشمن مي دارد آن را دشمن داشت، و چيزي را كه خدا خوار شمرده، آن را خوار انگاشت، و چيزي را كه خدا كوچك شمرده كوچك و ناچيز مي دانست. اگر در ما نباشد جز آن كه آنچه را خدا و پيامبرش دشمن مي دارند، دوست بداريم، يا آنچه را خدا و پيامبرش كوچك شمارند، بزرگ بداريم، براي نشان دادن دشمني ما با خدا، و سرپيچي از فرمان هاي او كافي بود!. و همانا پيامبر" كه درود خدا بر او باد" بر روي زمين مي نشست و غذا مي خورد، و چون برده، ساده مي نشست، و با دست خود كفش خود را وصله مي زد، و جامه خود را با دست خود مي دوخت، و بر الاغ برهنه مي نشست، و ديگري را پشت سر خويش سوار مي كرد. پرده اي بر در خانه او آويخته بود كه نقش و تصوير در آن بود، به يكي از همسرانش فرمود، اين پرده را از برابر چشمان من دور كن كه هرگاه  نگاهم به آن مي افتد به ياد دنيا و زينت هاي آن مي افتم. پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با دل از دنيا روي گرداند، و يادش را از جان خود ريشه كن كرد، و همواره دوست داشت تا جاذبه هاي دنيا از ديدگانش پنهان ماند، و از آن لباس زيبايي تهيه نكند و آن را قرارگاه دائمي خود نداند، و اميد ماندن در دنيا نداشته باشد، پس ياد دنيا را از جام خويش بيرون كرد، و دل از دنيا بَركند، و چشم از دنيا پوشاند.

 

و چنين است كسي كه چيزي را دشمن دارد، خوش ندارد به آن بنگرد، يا نام آن نزد او بر زبان آورده شود. در زندگاني رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم براي تو نشانه هايي است كه تو را به زشتي ها و عيب هاي دنيا راهنمايي كند، زيرا پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم با نزديكان خود گرسنه به سر مي برد. و با آن كه مقام و منزلت بزرگي داشت، زينتهاي دنيا از ديده او دور ماند.

پس تفكر كننده اي بايد با عقل خويش به درستي انديشه كند كه: آيا خدا، محمد صلي الله عليه و آله و سلم را به داشتن اين صفتها اكرام فرمود يا او را خوار كرد؟ اگر بگويد: خوار كرد، دروغ گفته و بهتاني بزرگ زده است، و اگر بگويد: او را اكرام كرد، پس بداند، خدا كسي را خوار شمرد كه دنيا را براي او گستراند و از نزديك ترين مردم به خودش دور نگهداشت.

پس پيروي كننده بايد از پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پيروي كند، و به دنبال او راه رود، و قدم بر جاي قدم او بگذارد، وگرنه از هلاكت ايمن نمي باشد، كه همانا خداوند، محمد صلي الله عليه و آله و سلم را نشانه قيامت، و مژده دهنده بهشت، و ترساننده از كيفر جهنم قرار داد، او با شكمي گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم و جان وارد آخرت شد، و كاخ هاي مجلل نساخت ( سنگي بر سنگي نگذاشت) تا جهان را ترك گفت، و دعوت پروردگارش را پذيرفت.

 

وه! چه بزرگ است منتي كه خدا با بعثت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بر ما نهاده، و چنين نعمت بزرگي به ما عطا فرموده، رهبر پيشتازي كه بايد او را پيروي كنيم و پيشوايي كه بايد راه او را تداوم بخشيم. به خدا سوگند آنقدر اين پيراهن پشمين را وصله زدم كه از پينه كننده آن شرمسارم.

يكي به من گفت:" آيا آن را دور نمي افكني؟" گفتم: از من دور شو، صبحگاهان رهروان شب ستايش مي شوند. (31)

 

- نهاد اصلي وجود پيامبر

" حتي افضت كرامة الله سبحانه و تعالي الي محمد(ص) ... و غباوة من الأمم."؛ تا اين كه كرامت اعزام نبوت از طرف خداي سبحان به حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم رسيد. نهاد اصلي وجود او را از بهترين معادن استخراج كرد، و نهال وجود او را در اصيل ترين وعزيزترين سرزمين ها كاشت و آبياري كرد، او را از همان درختي كه ديگر پيامبران و اَمنيان خود را از آن آفريد به وجود آورد، كه عترت او بهترين عترت ها، و خاندانش بهترين خاندانها، و درخت وجودش از بهترين درختان است، در حرم أمن خدا روييد، و در آغوش خانواده كريمي بزرگ شد، شاخه هاي بلند آن سر به آسمان كشيده كه دست كسي به ميوه آن نمي رسيد. پس، پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم پيشواي پرهيزكاران، و وسيله بينايي هدايت خواهان است، چراغي با نور درخشان، و ستاره اي فروزان، و شعله اي با برق هاي خيره كننده و تابان است، راه و رسم او با اعتدال، و روش زندگي او صحيح و پايدار، و سخنانش روشنگر حق و باطل، و حكم او عادلانه است. خدا او را زماني مبعوث فرمود كه با زمان پيامبران گذشته فاصله طولاني داشت و مردم از نيكوكاري فاصله گرفته، و امت ها به جهل و ناداني گرفتار شده بودند. (32)

                        

- طبيب دوّار

" واختاره من شجرة الأنبياء، و مشكاة الضياء و ذؤابة العلياء... متتبع بدوائه مواضع الغفلة، و مواطن الحيرة."؛ پيامبر(ص) را از درخت تنومند پيامبران، از سرچشمه نور هدايت، از جايگاه بلند و بي همانند، از سرزمين بطحاء(33) از چراغ هاي برافروخته در تاريكي ها، و از سرچشمه هاي حكمت برگزيد. پيامبر طبيبي است كه براي درمان بيماران سيار است.

مرهم هاي شفابخش او آماده، و ابزار داغ كردن زخم ها را گداخته. براي شفاي قلب هاي كور و گوش هاي ناشنوا و زبان هاي لال آماده، و با داروي خود در پي يافتن بيماران فراموش شده و سرگردان است. (34)

- گزينش خدا

" أرسله بالضياء، و قدمه في الاصطفاء ... عن يمين و شمال."؛ خدا پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را با روشنايي اسلام فرستاد، و در گزينش، او را بر همه مقدم داشت؛ با بعثت او شكاف ها را پُر، و سلطه گران پيروز را در هم شكست، و سختي ها را آسان، و ناهمواري ها را هموار فرمود تا آن كه گمراهي را از چپ و راست تار و مار كرد.(35)

 

- پارسايي پيامبر

" قد حقر الدنيا و صغرها، و أهون بها و هونها،...  و دعا إلي الجنة مبشراً و خوف من النار محذراً."؛ پيامبر(ص) دنيا را كوچك شمرده و در چشم ديگران آن را ناچيز جلوه داد. آن را خوار مي شمرد و در نزد ديگران خوار و بي مقدار معرفي فرمود و مي دانست كه خداوند براي احترام به ارزش او دنيا را از او دور ساخت و آن را براي ناچيز بودنش به ديگران بخشيد. پيامبر(ص) از جان و دل به دنيا پشت كرد، و ياد آن را در دلش ميراند. دوست مي داشت كه زينت هاي دنيا از چشم او دور نگهداشته شود، تا از آن لباس فاخري تهيه نسازد، يا اقامت در آن را آرزو نكند، و براي تبليغ احكامي كه قطع كننده عذرهاست تلاش كرد، و امت اسلامي را با هشدارهاي لازم نصيحت كرد، و با بشارت ها مردم را به سوي بهشت فراخواند و از آتش جهنم پرهيز داد.(36)

- قرارگاه پيامبر(ص)

" مستقرة خير مستقر، و منبته اشرف منبت... و صمته لسان."؛ قرارگاه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بهترين قرارگاه و محل پرورش و خاندان او شريف ترين پايگاه است. در معدن بزرگواري و گاهواره سلامت رشد كرد، دل هاي نيكوكاران شيفته او گشته، توجه ديده ها به سوي اوست. خدا به بركت وجود او كينه ها را دفن كرد و آتش دشمني ها را خاموش كرد. با او ميان دلها الفت و مهرباني ايجاد كرد و نزديكاني را از هم دور ساخت. انسان هاي خوار و ذليل و محروم در پرتو او عزت يافتند، و عزيزاني خودسر ذليل شدند. گفتار او روشنگر واقعيت ها، و سكوت او زباني گويا بود.(37)

- مصلح جامعه بشريت

" فصدع بما أمربه، و بلغ رسالات ربه... والضغائن القادحة في القلوب."؛ پيامبر اسلام (ص) آنچه را كه به او ابلاغ شد آشكار كرد، و پيام هاي پروردگارش را رساند. او شكاف هاي اجتماعي را به وحدت اصلاح، و فاصله ها را به هم پيوند داد و پس از آن كه آتش دشمني ها و كينه هاي برافروخته در دل ها راه يافته بود، ميان خويشاوندان يگانگي برقرار كرد.(38)

 

پس از بيان اين تفاسير در باب بعثت، دريافتيم كه پيامبران با تعاليم و برنامه هاي خود، روح و روان ما را كه با يك سلسله صفات عالي روحيات و احساسات پاك، عجيبن شده است را به مقتضاي فطرت باز مي گردانند.

پبامبران وظيفه دارند كه احكام فطرت و وجدان را براي انسان بازگو نمايند و او را به صفاتي كه در خود نهفته است متوجه سازد. مربيان الهي با نور وحي و برنامه اي صحيح شرايط رشد و نمو را براي انسان فراهم مي سازند و انحرافات را تعديل مي نمايند. و در يك كلام انسان را به تكامل كه هدف خدا از خلقت بوده است، مي رسانند و او را در مسير صحيح خدايي قرار داده تا طي طريق نمايد كه سعادت بشر در آن نهفته است.

پي نوشت ها:

27. خطبه 94، ص177.

28. خطبه160، ص 299.

29. تفسيرنمونه، ج11، ص 227.

30. همان، ج11، ص 285.

31. خطبه 160، ص301.

32. خطبه 94، ص 177.

33. سرزمين بطحاء، بين دو كوه ابوقبيس و احمر را مي گفتند كه محل زندگي قريش بود.

34. خطبه 108، ص 201.

35. خطبه213، ص 439.

36. خطبه 109، ص 209.

37. خطبه 96، ص 179.

38. خطبه 23، ص 469.

آذر سوكي

 Akbari62@gmail.com

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱:۳٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٦ مهر ،۱۳۸٥