زبانْ آگاهى پيامبر(ص) و امامان(ع)(1)

 

نوع اثر :     اهل بيت پيامبر

عنوان :       زبانْ آگاهى پيامبر(ص) و امامان(ع)(1)

صاحب اثر : حسن عرفان

                

منبع :         سايت بلاغ

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir


 

    گفتنى هاى نخستين
    هر زبانى ميراث دار احساس ها، دانش ها، بينش ها، روش ها و پيشينه صاحبان آن زبان است. زبانْ آگاهى و توان دريافت مفاهيم زبان هاى ديگر و برگردان آن، تنها راه انتقال و تبادل انديشه ها، فرهنگ ها،تمدن ها و ضرورى ترين راه براى تفاهم بين انسان ها است.
    
    فرهنگ بشرى به زبان ها و لغات گونه گونْ شكل يافته، تدوين گشته و رشد كرده است و به همين شكل فرهنگ آسمان بنياد وحى، گنجينه شده است.
    
    بنابراين، بنيادى ترين راه دريافت اين فرهنگ ها زبانْ آگاهى است. ملتى كه كم تر زبان ها را بشناسد، از فرهنگ و تمدن بشرى بيشتر دور مى ماند و در ارائه پيام ها و مفاهيم خويش به ديگران، ناتوان تر است.
    
    اكنون گرچه پديده هاى مختلف هنرى و تصويرى در نشان دادن انديشه ها و احساس ها كاربرد فرا مليتى دارد و گرچه هم دلى از هم زبانى بهتر است، ليكن برگردان درست و گوياى يك فرهنگ يا يك مكتب و ارائه توان مند و پوياى ره يافت هاى آن، بدون زبان آورى و زبان فهمى ممكن نيست.
    
    109
    روحِ فكر پرور، فرهنگ ساز و تمدن آفرين اسلام نيز بستر مناسبى براى مترجمان فكرها و فرهنگ هاى بيگانه پديد آورد و از سوى ديگر فرهنگ اسلامى را در ميان ملل ديگر گستراند. بدين گونه است كه تمدن هاى بزرگ و فرهنگ هاى غنى و جهان گير، پيوسته وام دار مترجمان و زبان شناسان بوده اند.
    
    با توجه به اين همه، زبانْ آگاهى يكى از ارزشمندترين دانش هاست.
    
    بى ترديد در قلمرو دين اسلام، كه رسالت جهانى و جاودانى دارد و همه ملل، مخاطب آنند، اين زبان آگاهى يك ضرورت تبليغى و دينى و ارتباطى پيدا مى كند.
    
    در اين نوشته با ارائه پژوهش هاى گونا گون، نشان داده مى شود كه پيامبر اكرم(ص) و امامان(ع) توان فهميدن لغات گوناگون و سخن گفتن و نوشتن به همه زبان ها و گويش ها را داشتند، چه زبان هايى كه تا كنون شناخته شده و چه زبان هايى كه ناشناخته مانده است. اين ادعا با ادله بسيار استوار و انكار ناپذير، اثبات گرديده است.
    
    واقعيت هاى بى شمار تاريخى نشان مى دهد كه آنان، به زبان هاى رومى، سندى، چينى، خزرى، فارسى، حبشى، هندى، تركى، عبرى، سُريانى و نَبَطى، سَقْلَبى، يونانى، آفريقايى و… سخن گفته اند، نامه نگاشته اند يا متون كتاب هاى مذهبى پيشينيان را به همان زبان ها قرائت كرده اند.
    
    تصريح به زبانْ آگاهى برخى از پيامبران پيشين در روايات
    در معارف اسلامى به زبانْ آگاهى برخى از پيامبران تصريح شده است؛ مثلاً در قرآن كريم مى خوانيم: «قال اجعلنى على خزائن الارض انى حفيظ عليم؛1 [يوسف] گفت: مرا بر خزانه هاى اين سرزمين بگمار، بى ترديد من پاسدارى دانا هستم.»
    
    امام صادق(ع) در تفسير اين آيه فرموده اند: «قال حفيظ بما تحت يدىّ عليم بكل لسان؛2 من آنچه را در قلمرو مديريت خويش دارم پاس مى دارم و به همه زبان ها آگاهم.»
    
    110
    علاّمه مجلسى(ره) به نقل از عرائس آورده اند: با اين كه حضرت يوسف(ع) در آن هنگام تنها سى بهار از روزگارش سپرى شده بود به زبان هاى گوناگون سخن مى گفت.3
    
http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

    و درباره حضرت سليمان، از قول امام صادق(ع) چنين نقل شده است:
    
    «اعطى سليمان بن داود(ع) مع علمه معرفة المنطق بكل لسان ومعرفة اللغات ومنطق الطير والبهائم والسّباع فكان اذا شاهد الحروب تكلم بالفارسية واذا قعد لعمّاله وجنوده واهل مملكته تكلم بالرومية فاذا خلا مع نسائه تكلم بالسريانية والنبطية واذا قام فى محرابه لمناجاة ربّه تكلم بالعربية واذا جلس للوفود والخصماء تكلم بالعبرانية؛ 4 افزون بر دانش سليمان، پسر داود، به او معرفت گفتار با هر زبان و هر لغت و معرفت گفتار با پرندگان، حيوانات و درندگان داده شده بود.
    
    او هر گاه در ميدان هاى جنگ حضور مى يافت، به پارسى سخن مى گفت و آن گاه كه به فرمان روايى براى كارگران، سپاهيان و مردم مى نشست به زبان رومى حرف مى يزد و زمانى كه با همسرانش خلوت داشت به زبان سُريانى و نَبَطى تكلم مى كرد و وقتى در محرابش به نيايش برمى خاست، زبان به عربى مى گشود و آن هنگام كه با ميهمانان و دشمنان، سخن مى گفت، سخن گفتنش عبرانى بود.»
    
    پرسيدم از آن كسى كه برهان دانست كان كيست كه او حقيقت جان دانست بگشاد زبان و گفت اى آصف راى اين منطق طير است، سليمان دانست 5 در قرآن كريم آمده است: وما ارسلنا من رسول الاّبلسان قومه ليبيّن لهم؛6 و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان كند. علاّمه طباطبايى در تفسير اين آيه نوشته اند:
    
    111
    مقصود از فرستادن پيامبر، به زبان قومش اين است كه: آن پيامبر با زبان قومى كه نَسَباً از آنان بود [زبان مادرى و قومى] سخن مى گفت، براى اين كه خداوند متعال به هجرت لوط(ع) از كَلْدَه كه سُريانى زبان بودند به مؤتفكات كه زبانشان عبرانى بود تصريح كرده است. و در چند آيه آن ها را قوم لوط خوانده است.7
    
    از اين تفسير، زبانْ آگاهى حضرت لوط نيز به دست مى آيد. علاّمه طباطبايى سپس مى افزايند:
    
    اما پيامبران اولوالعزم كه براى بيشتر از يك امت فرستاده شده اند، اقوام ديگرِ ناهم زبانشان را به راه خدا فرا مى خوانده اند، به دليل دعوت حضرت ابراهيم(ع) از اعراب حجاز به حج و فراخواندن موسى(ع) فرعون و قومش را به سوى ايمان و دعوت هاى فراگير و عمومى پيامبر اكرم(ص) قرآن كه داراى دعوت هايى از يهود، نصارى و جز آنهاست، پذيرفتگى ايمان آن اقوام را بيان مى كند. همين طور فراگير بودن دعوت حضرت نوح از آن استفاده مى شود.8
    


    زبانْ آگاهى پيامبر اكرم(ص)
    براساس روايات و واقعيت هاى تاريخى و سنگ پايه هاى عقلى و اعتقادى، پيامبر اكرم(ص) آگاه به همه زبان ها بوده اند و توان نوشتن به همه زبان ها را داشته اند. صفّار9 در كتاب بصائر الدّرجات كه از نخستين كتاب هاى روايى ماست و در عصر امامان(ع) تدوين شده، بابى دارد با عنوان «باب فى ان رسول الله(ص) كان يقرء ويكتب بكل لسان.»10
    
    
    112
    اين باب درباره سخن گفتن و نوشتن پيامبر اكرم(ص) به همه زبان هاست.
    
    در اين باره روايات صريح و استوارى داريم از جمله:
    
    
    يك. حدثنا احمد بن محمد عن ابى عبدالله البرقى عن جعفر بن محمد الصوفى قال: سألت ابا جعفر محمد بن على الرضا(ع) وقلت له: يابن رسول الله، لم سمى النبى الامى. قال: ما يقول الناس؟
    
    قال: قلت له: جعلت فداك يزعمون انما سمى النبى الامى لانه لم يكتب فقال: كذبوا عليهم لعنة الله انى يكون ذلك والله تبارك وتعالى يقول فى محكم كتابه: «هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلو عليهم آياته و يزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة» فكيف كان يعلمهم ما لا يحسن والله لقد كان رسول الله(ص) يقرأ ويكتب باثنين وسبعين11 لسانا وانما سمى الامى لانه كان من اهل مكة ومكة من امهات القرى وذلك قول الله تعالى فى كتابه: «لتنذر ام القرى ومن حولها»12
    
    جعفر بن محمد صوفى گفت: «از امام جواد(ع) پرسيدم: اى فرزند رسول خدا(ص)! چرا پيامبر، «اُمىّ» ناميده شده است؟ حضرت فرمود: مردم چه مى گويند؟ گفتم: فدايت شوم مردم مى پندارند كه پيامبر، «اُمىّ» ناميده شده است چون چيزى ننوشت.
    
    حضرت فرمود: دروغ پنداشته اند، لعنت خدا بر آنها باد! چگونه مى شود اين سخن درست باشد، با اين كه خداى والا و برين در كتاب استوار خويش مى گويد: «او در ميان اميّون، پيامبرى از خودشان برانگيخت. آن پيامبر، آياتش را بر آنان مى خواند و مهذّبشان مى كند و كتاب و حكمت بديشان مى آموزد.»13 اكنون چگونه مى تواند بياموزد چيزى را كه نيك نمى داند؟ به خدا سوگند، پيامبر خدا(ص) با هفتاد و دو زبان مى خواند و مى نوشت و «اُمىّ» ناميده شده است! چون او از اهل مكه بود و مكه، از «اُمهات قرا» است. خداوند متعال در قرآن كريم فرموده است: «لتنذر ام القرى ومن
    
    113
    حولها؛14 تا بيم دهى مردم اُمّ القرى (مكه) و آنان را كه در كرانه هاى آن زيست مى كنند.»
    
    
    دو. در قرآن كريم آمده است: «واوحى الى هذا القرآن لأنذركم به ومن بلغ؛ 15 و اين قرآن بر من وحى شده است تا شما و هر كس را كه اين پيام به او برسد، بيم دهم.»
    
    امام صادق(ع) در تفسير اين آيه فرمودند: «بكل لسان؛16 من شما و هر كس را كه اين پيام به او برسد، با همه زبان ها بيم مى دهم.»
    
    ودر روايت ديگرى امام صادق(ع) در وصف رسول خدا(ص) فرمودند: «ويخاطب كل قوم بألسنتهم؛17 با هر قومى به زبان خودشان سخن مى گفت.»
    
    
    سه. در حديث ديگرى آمده است:
    
    عن ابى ذرالغفارى قال: والله الذى لا اله الاّ هو، ما مات ابوطالب حتى أسلم بلسان الحبشة وقال لرسول الله(ص): أتفقه الحبشة؟ قال: يا عم ان الله علمنى جميع الكلام.
    
    قال: يا محمد! اسدان لمصافاقا لها لاها، يعنى أشهد مخلصاً لا اله الاّ الله. فبكى رسول الله(ص) وقال: ان الله اقرّ عينى بأبى طالب؛18
    
    ابوذر گفت: سوگند به خدايى كه معبودى جز او نيست. حضرت ابو طالب پيش از مرگش به زبان حبشه، ايمان آورد.
    
    از پيامبر اكرم(ص) پرسيد: زبان حبشه را مى دانى. فرمود: خداوند، همه زبان ها را به من آموخته است. حضرت ابو طالب گفت: شهادت مى دهم از روى اخلاص و يقين كه نيست مستحق عبادتى مگر خداى رب العالمين. آن گاه پيامبر اكرم(ص) گريست و فرمود: خداوند، چشمم را به ابو طالب روشن ساخت.»
    
    114
    بايد بگويم: جمله اى كه با «يا محمد» آغاز شده است، به زبان حبشى است.19
    
    زبانْ آگاهى پيامبر اكرم(ص) چنان مشهور بوده است كه درباره سيره و ويژگى هاى آن حضرت گفته اند: «كان ينطق بلغات كثيرة؛ 20 به زبان هاى گوناگون سخن مى گفت.»
    
    گفتنى است درباره خواندن و نوشتن آن حضرت، امام صادق(ع) فرمودند: «ان النبى(ص) كان يقرأ ويكتب ويقرأ ما لم يكتب؛ 21 بى ترديد پيامبر اكرم(ص) مى خواندند و مى نوشتند و چيزى را خودشان ننوشته بودند، قرائت مى كردند. (يا چيزى را كه نوشته نشده بود مى خواندند.)
    
    با سندهاى استوار و ترديد ناپذير از شيعه و سنى نقل شده است كه پيامبر اكرم(ص) در واپسين لحظات زندگى خويش فرمودند: «إئتونى بدواة وكتف أكتب لكم كتابا لن تضلوا بعده ابدا؛22 دوات و استخوان كتفى بياوريد تا نوشته اى بنگارم كه هيچ گاه پس از آن، گمراه نوشيد.»
    
    تعبير روشن «أكتب لكم» دلالت بر نگاشتن خود پيامبر اكرم(ص) دارد.
    
    بنا براين، آيه چهل و هشت سوره عنكبوت كه خطاب به پيامبر خدا(ص) مى گويد: تو پيش از اين نمى خواندى و نمى نوشتى، در ارتباط با زندگى پيامبر اكرم(ص) پيش از بعثت است. 23 و چه زيبا گفت جامى: ازو شد عقل كل دانا زهى امىّ ناخواناكه خواند ابحد، ابراهيم و آدم در دبستانش
    115

    از ابن ابى حمزه، روايت شده است كه گفت: من در محضر امام هفتم بودم، سى برده كه از حبشه براى آن حضرت، خريده بودند وارد شدند. يكى از آنان سخن گفت و خوش سخن بود. امام هفتم(ع) به زبان حبشى به او پاسخ دادند. آن غلام، شگفت زده شد و همه غلامان، تعجب كردند. آنان مى پنداشتند كه آن حضرت، سخنشان را نمى فهمند. امام هفتم(ع) به او فرمودند: من مالى را به تو مى پردازم، تو به هر يك از غلامان سى درهم بپرداز.
    
    غلامان بيرون رفتند و برخى از آنان به برخى ديگر مى گفت: آن حضرت به زبان ما فصيحتر از ماست و اين نعمتى از سوى خداوند برماست.
    
    على بن حمزه گفت: آنگاه كه غلامان، بيرون رفتند، من گفتم: اى پسر رسول خدا! ديدم كه شما با حبشيها به زبان حبشى سخن مى گوييد. فرمود: آرى. گفت: شما تنها به آن غلام فرمان داديد. فرمود: آرى: فرمان دادم كه يارانش را سفارش به نيكى كند و به هر كدام از آنان ماهانه سى درهم بپردازد. از سخن گفتنش معلوم شد كه داناترين آنها بود.
    
    او از پسران شاهان آنان است از اين رو او را بر آنان گماشتم و درباره نيازمندى هايشان سفارش كردم، علاوه بر همه اينها وى غلام راستى پيشه اى است.
    
    سپس فرمود: شايد تو از سخن گفتن من با آنان به زبان حبشى شگفت زده شدى؟
    
    گفتم: آرى به خدا سوگند. فرمود: تعجب مكن. آن چه از كار من بر تو پوشيده مانده، شگفت تر و تعجب آميزتر است. آن چه شنيدى نيست مگر مانند پرنده اى كه با منقارش از دريا قطره اى برگيرد. آيا مى پندارى با يك قطره، از آب دريا مى كاهد؟ امام به گونه درياست، آن چه دارد پايان نمى پذيرد و شگفتيهاى او از دريا بيشتر است.
    
    قبلاً يادآور شديم كه حضرت ابوطالب (ع) پيش از مرگ به زبان حبشى اظهار اسلام كرد.49
    
    و اين سند آگاهى او و پيامبر اكرم(ص) به زبان حبشى است.
    
    در اين جا بايد از داستان زيباى بلال حبشى ياد كنيم: او در ستايش حضرت رسول(ص) به زبان حبشى گفت:
    
    اَرَهْ بَرَه كنگرهكَراكَرامَنْدَره50وى آگاه بود كه پيامبر اكرم(ص) زبان حبشى را مى دانند.حبشه از ممالك آفريقاى شمالى است كه در جنوب غربى درياى احمر قرار دارد.
    
    به زبان تركى
    يك: قال ابنُ فرقد: كنت عند أبى عبداللّه(ع) وقد جاءه غلامُ أعجمه برسالةٍ يهذى ولايعبره حتّى
    
     ظننت أنه لايظهره.
    
    فقال له: تكلم باىّ لسانٍ شئت سوى العربيّة فانّك لاتحسنها فانّى أفهم بكلمة التركية فردّ عليه الجوابَ فمضى الغلام متعجّباً؛51


 

ادامه دارد...

 

جواد اكبري

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥