شيوه هاي فرهنگي ـ ارتباطي پيامبر (ص)در عهد مكي۱

 

عنوان :             شيوه هاي فرهنگي ـ ارتباطي پيامبر (ص)در عهد مكي۱

صاحب اثر : محسن الويري

                

منبع :         فصلنامه پژوهشي دانشگاه امام صادق(ع) شماره 21

 

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir


 

    

چكيده:
    در اين مقاله پس از بحثي كوتاه دربارة منابع و واژگان تبليغي ، فعاليتهاي تبليغي پيامبر(ص) در عهد مكي حول سه محور الف: مراحل دعوت‏، ب: روشهاي دعوت و جهت گيري ها و ج: دستاوردها مورد بررسي قرار گرفته است. مراحل دعوت پيامبر(ص) در مكه عبارت بودند از: 1. مرحله آغاز رسالت 2. مرحله دعوت محدود و ارتباط فردي و چهره به چهره، 3. مرحله دعوت گسترده و شروع ارتباط گروهي تا هجرت به حبشه، 4. مرحله پس از هجرت گروهي مسلمانان به حبشه تا هجرت عمومي به مدينه. مهم ترين ابزارها و روشهاي فرهنگي ـ ارتباطي پيامبر(ص) در مراحل ياد شده عبارت بود از: قرآن كريم، ابداع نهادها و نمادهاي جديد ارتباطي و معرفي منطقي و استدلالي دين جديد ،‏ بهره گيري از ايام حج و تماس با تازه واردان به مكه و عرضة دعوت بر قبائل مختلف‏، خطابه و .... . جهت گيري و دستاوردهاي تبليغي سيزده سال كوشش پيامبر(ص) در مكه نيز عبارت بود از: تربيت روحي و رواني مردم و تحول فرهنگي در جامعه، نشان دادن جهاني بودن دعوت، كشاندن دعوت به مرزهاي بيرون مكه و زمينه سازي براي فراگير كردن آن و اثبات لزوم انعطاف پذيري در بهره گيري از ابزارها و روشهاي تبليغي ديني.
    
    واژه هاي كليدي: دعوت ، تبليغ ، پيامبر(ص) ، دين و ارتباطات ، ارتباطات فردي ، ارتباطات گروهي


    
    مقدمه:
    يكي از جنبه هاي زندگي پيامبر(ص) كه تاكنون توجه شايسته و بايسته اي به آن نشده حيات تبليغي آن حضرت است؛ يعني تأمل در روشهاي فرهنگي ـ ارتباطي كه به كار بستن آن موجب شد تا ساكنان عرب نواحي مركزي شبه جزيره عربستان با دست كشيدن از باورهاي ديرينه و گرويدن به آييني نو زندگي جديدي را آغاز كنند.
    اين مقاله گام نخست براي بازكاوي تجربه هاي فرهنگي و ارتباطي در عهد نبوي است و رويكرد آن بيشتر رنگ تاريخي دارد تا فرهنگي و ارتباطي . در نتيجه به جاي پرداختن به مباحث نظري فرهنگ و ارتباطات به مفهومي كلي و متعارف از اين دو مقوله بسنده شده و تلاش شده است گزارشي از مصاديق شيوه هاي فرهنگي ـ ارتباطي حضرت ختمي مرتبت به دست داده شود. صرف نظر از منابع تاريخي دست اول و مصادري كه در لابلاي مطالب خود نكاتي را نيز درباره فعاليتهاي تبليغي پيامبر(ص) در مكه مطرح ساخته اند تنها تعدادي اندك از منابع جديد تمام يا بخشي از مطالب خود را به بررسي و گزارش فعاليتهاي تبليغي پيامبر(ص) در مكه اختصاص داده اند كه از آن ميان مي توان به اين منابع اشاره كرد: كتاب منهج الدعوه النبويه في المرحله المكيه نوشته علي بن جابر الحربي كه ظاهراً تنها كتاب مستقلي است كه در اين زمينه نوشته شده است؛ فصل دوم كتاب تاريخ گسترش اسلام از توماس آرنولد (آرنولد، -9)؛ فصل آخر كتاب خطوات علي طريق الاسلام نوشته علامه سيد محمدحسين فضل الله (فضل الله‏ 1402 ق، 337-314)؛ كتاب الاعلام في صدر الاسلام تاليف عبداللطيف حمزه (حمزه، 136-103)؛ كتاب تاريخ الدعوه الاسلاميه في زمن الرسول صلي الله عليه و آله وسلم و الخلفاء الراشدين نوشته جميل عبدالله المصري و كتاب الحرب النفسيه ضد الاسلام في مكه اثر عبدالوهاب كحيل[1] كه مؤلف در آن فعاليت هاي رواني مشركان بر ضد پيامبر(ص) را بررسي كرده و از روش برخورد و مقابلة پيامبر(ص) با آنان نيز سخن به ميان آورده است.
    در فرهنگ ديني ما به ويژه در قرآن واژگان متعددي وجود دارد كه به فعاليتهاي فرهنگي ـ ارتباطي اشاره دارد و هنوز تحقيقي يكجا و درخور براي نشان دادن رابطه اين واژه ها و تفاوت آنها با يكديگر صورت نگرفته است.
    در اين مقاله ” دعوت” به مفهومي مترادف با واژة ”تبليغ” در زبان فارسي به كار رفته است كه بر ساز و كارهاي فرهنگي ـ ارتباطي تكيه دارد. [2]
    
    مراحل اصلي دعوت پيامبر(ص)
    عده اي از نويسندگان در آثار خويش به تقسيم بندي مراحل دعوت (ص) پرداخته اند. «ابن قيم جوزيه» مراحل دعوت پيامبر(ص) را چنين برشمرده است: مرحله اول: نبوت؛ مرحله دوم: انذار عشيرة اقرب؛ مرحلة سوم: انذار قوم؛ مرحله چهارم: انذار عرب؛ مرحله پنجم: انذار هر كه دعوت به او برسد از جن و انس تا پايان جهان. (الحربي، ص 198). «احمد شلبي» نيز دعوت پيامبر(ص) را به سه مرحله تقسيم كرده است (الحربي، 201-200): 1. مرحله دعوت فردي كه همان مرحله دعوت مخفي است: يا ايها المدثر قم فأنذر (مدثر، 1و2) 2. مرحله دعوت بني عبدالمطلب: و أنذر عشيرتك الاقربين (شعرا، 214) 3. دعوت عمومي: فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين (حجر، 94). همچنين ابوزهره دعوت را به سه مرحله بيت نبوت، عشيره و دعوت عمومي در ميان قريش تقسيم كرده است (ابوزهره، ج1، 573) و نويسنده ديگري تقسيم بندي زير را از مراحل دعوت ارائه داده است (الحربي، 204): 1. مرحله عمل مخفيانه: قم فأنذر و ربك فكبر (مدثر، 2و3) 2. مرحله آغاز دعوت آشكار: و أنذر عشيرتك الاقربين (شعرا، 214) 3. مرحله دعوت عرب: لتنذر أم القري و من حولها (شوري، 7) 4. مرحلة دعوت در سطح همة انسانها: لتخرج الناس من الظلمات الي النور (ابراهيم،1). سيوطي در الجامع الصغير به صورت تلويحي مراحل دعوت را به دو مرحله مخفي و علني تقسيم كرده است (عماره، ج2، ص23). در كتاب تاريخ الدعوه الاسلاميه نيز مراحل دعوت به دو بخش كلي مرحله مخفي و مرحلة علني تقسيم شده است (المصري، 89-84). مؤلف كتاب منهج الدعوه النبويه في المرحله المكيه نيز مراحل زير را به عنوان مراحل دعوت برشمرده است (الحربي، 213-209). 1. مرحله مخفي كه خود از دو مرحله و روش تشكيل مي شود: الف. ارتباط فردي و ب. اجتماع و تشكل در منزل ارقم بن ابي ارقم 2. مرحله دعوت علني كه خود از چند مرحله فرعي تشكيل مي شود: الف. دعوت بني عبدالمطلب و بني عبدمناف كه آغاز مرحله دعوت آشكار است. ب. دعوت همه قريش 3. مرحلة فرق نهادن ميان حق و باطل و اعراض از مشركين: فاصدع بما تؤمر و أعرض عن المشركين (طه، 132 و حجر، 94). سفر پيامبر(ص) به طائف و عرضة دعوت خويش بر قبائل در اين مرحله از دعوت واقع شد. 4. مرحلة عموميت يافتن رسالت براي همة مردم: قل يا أيها الناس اني رسول الله اليكم جميعاً (اعراف، 158).
    هر يك از ديدگاه هاي ياد شده ـ با وجود مشتركات زياد ـ از زاويه اي خاص به مراحل دعوت نگريسته است. ما نيز در اين مقاله مراحل دعوت پيامبر(ص) را به: 1. مرحله آغاز رسالت 2. مرحله دعوت محدود يا آنچه دعوت مخفي ناميده مي شود 3. مرحلة دعوت گسترده تا هجرت به حبشه 4. مرحله پس از هجرت گروهي از مسلمانان به حبشه تا هجرت به مدينه تقسيم كرده و در ادامه مورد بررسي قرار خواهيم داد.
    
http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

    مرحله آغاز رسالت
    دربارة آغاز دعوت پيامبر(ص) و همزماني آن با بعثت آن حضرت يادآوري اين نكته ضروري است كه طبق نقل مشهور نخستين آية نازل شده بر پيامبر(ص): اقرأ باسم ربك الذي خلق (علق،1) بود (طباطبايي،‏ ج20، 323). حفظ كلمة اقرأ به عنوان بخشي از آيه، در حقيقت اثبات و نشان دادن جنبه و هويت ارتباطي دين اسلام است. زيرا در محاورات معمولي وقتي به كسي گفته مي شود فلان مطلب را بگو يا تكرار كن (مثلاً يك معلم در كلاس درس خطاب به شاگردان خود) مخاطب در مقام اجراي دستور‏ كلمة “بگو” يا “تكرار كن” را تكرار نمي كند، ولي در اولين خطاب جبرئيل به پيامبر(ص) كه دعوت به خواندن متني بود كه (ص) خواندن آن را نمي دانست، خود كلمة “اقرأ” نيز به عنوان بخشي از آية قرآن باقي مانده است تا شايد انديشه محدود نبودن وظيفة تبليغ و ارتباط ديني به پيامبر(ص) و لزوم مشاركت همة مخاطبان مستقيم و غيرمستقيم وحي درفرايند ارتباطي انتقال معارف الهي مورد تأكيد قرار گيرد و وظيفة مستمر رساندن “اسم ربٌ” به ديگران همواره در ذهن دريافت كنندة قرآن ـ چه دريافت كنندة نخستين و چه تلاوت كنندگان آينده ـ باقي بماند. اين نكتة ظريف تبليغي در سوره هايي كه با كلمه “قل” آغاز مي شود و ديگر آياتي كه دربردارندة اينگونه تعابير است، نيز به چشم مي خورد. تأكيد مي نمايد بحث دربارة جوهره ارتباطي دين اسلام و تحليل آموزه هاي ديني و تجربه تاريخي مسلمانان از اين منظر فرصتي مبسوط و مستقل مي طلبد.
    
    مرحله دعوت محدود
    نخستين مرحله دعوت پيامبر(ص) به مرحله دعوت مخفي معروف است.[3] ادعاي مخفي بودن نخستين مرحلة دعوت پيامبر(ص) ـ از ديدگاه قائلان به مخفي بودن دعوت ـ با قرائني همراه است: از جمله گفته شده است كه وقتي صهيب و عمار بن ياسر به همراه هم به منزل (ص) رفتند و پس از شنيدن آياتي از قرآن اسلام آوردند آن روز تا غروب در منزل پيامبر(ص) ماندند و در تاريكي شب به صورت پنهاني از منزل بيرون آمدند تا ديده نشوند[4] (ابن عبدالبر، ج2، ص177). يكي از اسلام شناسان معاصر با مفروض گرفتن مخفي بودن ارتباطات ديني پيامبر(ص) در آغاز رسالت، پنهان ماندن ايمان ابوطالب را تا پايان عمر ادامه مخفي بودن ايمان ياران پيامبر(ص) در سالهاي نخست دعوت دانسته است. (فضل الله، 1367، 315)
    دربارة علت مخفي بودن دعوت در سه سال نخستين دعوت، تحليل صريح و روشني در منابع وجود ندارد ولي آن چه به ذهن تبادر مي كند ترس از سرسختي مشركان و خطراتي بود كه متوجه دعوت نوپاي اسلامي مي شد. يكي از نويسندگان معاصر راز مخفي بودن دعوت را نياز به فرصت و فضاي كافي براي سازماندهي دعوت دانسته است (الحربي، 189).
    ولي با اين همه، ابهام هايي در زمينة مخفي بودن دعوت در اين مدت وجود دارد و اين ادعاي مشهور از چند نظر محل ترديد است. صرف نظر از آن چه دربارة جوهره ارتباطي دين اسلام گفته شد، اين هويت ارتباطي و تبليغي با فعاليت مخفي چندان سازگاري ندارد؛ قرائن تاريخي ديگر نيز مخفي بودن دعوت در سه سال نخست بعثت را زير سؤال مي برد. نخست اختلاف اقوالي است كه دربارة مدت دعوت مخفي وجود دارد: گروهي اين مدت را تنها يك ماه و گروهي چهار سال و گروهي ديگر نيز آن را سه سال دانسته اند كه نظر اخير شهرت بيشتري دارد (الحلبي الشافعي، ج1، 283). طبيعي است اين اختلاف اقوال مي تواند نمايانگر استوار نبودن اساس ادعا باشد. همچنين دربارة مفهوم مخفي بودن دعوت در اين دوره تحليل و سخن روشني از سوي مورخان و سيره نويسان ارائه نشده است. در كتاب السيره الحلبيه جمله اي وجود دارد كه مخفي بودن دعوت را به اين معنا دانسته كه تازه مسلمانان براي اقامه نماز به دره هاي اطراف مكه مي رفتند و نماز خواندن خود را از ديدگان مشركان پنهان مي داشتند. نكتة ديگر آياتي مانند: قم فأنذر (مدثر، 2) در سومين سورة نازل شده بر پيامبر(ص) يعني سورة مباركة مدثر است.[5] انذار در لغت به معناي اعلام است (ابن منظور، ج14، 102) در اين آيه كه قطعاً در ماه ها يا روزهاي اول بعثت پيامبر(ص) بر آن حضرت فرو فرستاده شده[6] خداوند پيامبر(ص) را به برخاستن و اعلام دعوت خويش دستور داده و اين دستور آشكار با اعتقاد به مخفي بودن دعوت چندان سازگار به نظر نمي رسد. همچنين دعوت به صبر در سورة القلم كه دومين سورة نازل شده بر پيامبر(ص) است: فاصبر لحكم ربك (القلم، 48) و نيز در سوره مزمل كه ظاهراً سومين سوره نازل شده بر پيامبر(ص) است: و اصبر علي ما يقولون و اهجرهم هجراً جميلاً (مزمل‏، 10) و سورة مباركه مدثر كه ظاهراً چهارمين سوره نازل شده بر پيامبر(ص) است: و لربك فاصبر (مدثر،7)[7] و نيز نزول سوره عصر در سالهاي نخست بعثت (ظاهراً دوازدهمين سوره نازل شده) كه در آن به صراحت از توصيه به حق و توصيه به صبر سخن به ميان آمده با مخفي بودن ارتباطات پيامبر(ص)ـ كه علي القاعده هنوز با ايذاء و آزار مشركان روبرو نشده است ـ چندان سازگار نيست.[8]اگر دربارة برخي آيات سوره هاي قلم و مدثر و مزمل قائل به عدم نزول يك جاي آنها باشيم و نزول اين آيات را در مرحله عمومي شدن دعوت بدانيم، طبعاً چنين اعتقادي دربارة سورة مباركة عصر درست نيست. نكتة ديگر اين كه گرچه ابن هشام نيز سخن از مخفي بودن دعوت در سه سال نخست بعثت به ميان آورده ولي خود او پيش از سخن گفتن دربارة اين موضوع تصريح كرده است كه:
    “ ثم دخل الناس في الاسلام ارسالاً من الرجال و النساء، حتي فشا ذكر الاسلام بمكه و تحدث به، ثم إن الله عزوجل أمر رسوله صلي الله عليه و سلم ان يصدع بما جاء منه و أن ينادي الناس بأمره و أن يدعو اليه و كان بين ماأخفي رسول الله صلي الله عليه و سلم أمره و استتر به الي امره الله تعالي باظهار دينه ثلاث سنين ـ فيما بلغني ـ من مبعثه” (ابن هشام، ج1، 280)
    يعني حتي پيش از علني شدن دعوت گروههايي از مردان و زنان به اسلام گرويده بودند و اسلام در مكه پراكنده شده بود و لذا صدر جملة ابن هشام با ذيل سخن او چندان سازگاري ندارد. همچنين در پاره اي از منابع تاريخي آمده كه مردي به نام عفيف كه در اوايل بعثت پيامبر(ص) به مكه سفر تجاري كرده بود و ميهمان عباس بن عبدالمطلب بود نقل كرده كه مردي را ديدم كه به مسجد آمد و رو به كعبه نماز گزارد و سپس زني به دنبال او آمد و با او همراه شد و پس از او نيز پسربچه اي چنين كرد. من از عباس پرسيدم اين چه ديني است؟ عباس گفت: اين محمد بن عبدالله است كه گمان مي برد خداوند اين دين را براي او فرستاده است و نيز گمان مي برد كه گنج هاي خسرو و قيصر بر او گشوده خواهد شد و اين همسرش خديجه بنت خويلد به او ايمان آورده است و اين نوجوان پسرعموي او علي ابن ابي طالب نيز به او ايمان آورده است. عفيف به هنگام نقل اين ماجرا مي گفت اي كاش من هم در آن زمان ايمان مي آوردم تا سومين ايمان آورنده باشم (طبري، ج2، 57-56). نماز خواندن آشكار پيامبر(ص) و تازه ايمان آورندگان به حضرتش در كنار كعبه كه در اين روايت تاريخي آمده با اعتقاد به مخفي بودن دعوت در اين سالها سازگار نيست. نكتة ديگري كه اعتقاد به مخفي بودن دعوت در اين سالها را با دشواري روبرو مي كند اين است كه نخستين گروندگان به دين نيز بلافاصله پس از اسلام آوردن وظيفه ايجاد ارتباط با ديگران و تبليغ را بر دوش مي كشيدند.[9]


ادامه دارد...

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

  

نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥