امام علي(ع) و ابعاد تقرّب ايشان به پيامبراكرم(ص)۱

عنوان :         امام علي(ع) و ابعاد تقرّب ايشان به پيامبراكرم(ص)۱

 

صاحب اثر :      سيد محمّدابراهيم حسني

                    

منبع : خبرگزاري فارس

 

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

 

 

 

    اين مقاله در پي يافتن شناختي از حضرت علي(ع) است، پس بجا و شايسته است كه حق سخن را در خصوص امام علي(ع) با كلامي از خود رسول اكرم(ص) به جا آوريم كه فرمود: «اگر درخت ها قلم شوند و دريا مركّب، و جنّ و انس در حساب و كتاب آيند، نخواهند توانست فضايل علي(ع) را به آنچه حق فضل اوست بشمارند.»
    
    مقدّمه
    سخن گفتن از علي(عليه السلام) بدان گونه كه شايسته او باشد، به همان اندازه سخت است كه درباره رسول خدا(صلي الله عليه وآله); چه آنكه علي(عليه السلام)جزئي از وجود پيامبر(صلي الله عليه وآله) و رشحه اي از نور او و شمّه اي از كمال رسالت اوست. از اين رو، اين دو بزرگوار را نمي توان جداي از هم تعريف كرد و بايد در كنار هم از آن ها سخن گفت. بدين منظور، بايد به اين دو وجود نازنين، براي ارائه هرگونه تعريف و توصيفي از يكديگر مراجعه كرد.
    اين مقاله در پي يافتن شناختي از حضرت علي(عليه السلام) است، پس بجا و شايسته است كه حق سخن را در خصوص امام علي(عليه السلام) با كلامي از خود رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) به جا آوريم كه فرمود: «اگر درخت ها قلم شوند و دريا مركّب، و جنّ و انس در حساب و كتاب آيند، نخواهند توانست فضايل علي(عليه السلام) را به آنچه حق فضل اوست بشمارند.»1
    كتاب فضل تو را آب بحر كافي نيست كه تر كنم سر انگشتان و صفحه بشمارم.
    در ادامه به پاره اي از فضايل مولي علي(عليه السلام) و ابعاد تقرّب آن حضرت به پيامبر(صلي الله عليه وآله) از كودكي تا زمان رحلت رسول خدا(صلي الله عليه وآله)و نيز به عنوان امين، نماينده و وصي پس از ايشان مي پردازد.
    امام علي(عليه السلام) در كنار پيامبر(صلي الله عليه وآله) از كودكي تا زمان رحلت رسول خدا(صلي الله عليه وآله) در صدر اسلام، براي ارزش گذاري افراد و تعيين درجات، از ملاك هايي همچون «ايمان» (تقدّم و تأخّر در اسلام آوردن) و «هجرت» به همراه پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله) و نيز «جهاد» در ركاب رسول اللّه(صلي الله عليه وآله)بهره مي جستند. امام علي(عليه السلام)به اذعان دوست و دشمن، در برخي مقاطع (علي رغم حسادت هايي كه در اين خصوص نسبت به حضرت اعمال مي كردند، و خود را صرفاً به خاطر كبر سن در زمان اسلام آوردن بر حضرت علي(عليه السلام) كه در آن موقع سنّ پاييني داشت، بالاتر و مقدّم مي ديدند)، درهمه اين ملاك ها (حضرت) برتر و جلوتر از ديگران بود; چنان كه رسول خدا(صلي الله عليه وآله)براي اتمام حجّت با مردم، بارها در جمع صحابه خطاب به حضرت فرمود: «يا علي! انتَ اوّلُ المؤمنينَ ايماناً و اوّلُ المسلمينَ اسلاماً، و انتَ مِنّي بمنزلةِ هارونَ مِن موسي»;2 اي علي! تو اولين مؤمن و مسلمان از جهت ايمان كامل و اتم در اسلام آوردن و هوشيارانه و آگاهانه هستي و نسبت تو با من، نسبت هارون است با موسي(عليه السلام). اگر حضرت علي(عليه السلام) نبود براي كسي ممكن نبود برادري درخور و شايسته پيامبر(صلي الله عليه وآله) باشد.
    در آغاز بعثت، كه نداي وحي در «يوم الدار» با (وَ أَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ)(شعراء: 214) گوش جان پيغمبر خاتم را نواخت و حضرت مكلّف شد ابتدا خويشاوندان و نزديكان خود را به اسلام دعوت كند، حضرت علي(عليه السلام) را مأمور انجام اين كار بزرگ و جمع آوري و دعوت حداقل چهل تن از نزديكان و تشكيل جلسات نمود. حضرت علي نيز حسب امر، چنين كرد. پيامبر سه بار آن ها را فراخواند و فرمود: «مَن يُؤارزني علي هذا الامرِ يَكن اخي و وصييي و وزيري و وارثي خليفتي مِن بعدي»،3 اما آن ها هر سه بار جمع شدند و غذا را تناول كردند، اما هنگام سخنراني رسول خدا(صلي الله عليه وآله)مجلس را ترك و رها كردند و آن را هر سه بار بر هم زدند. اما حضرت علي(عليه السلام) در هر سه شب، به پاس سخن رسول اللّه نشست و بدو ايمان آورد ـ آن هم در سن ده سالگي ـ و در ركاب او ايستاد و ابلاغ او را به جان پذيرا شد و در طريق ابلاغ رسالت نيز او را ياري رساند.4 از اين رو، بارها حضرت علناً و عملا ـ چنان كه حجّت بر همگان روشن گشت ـ اعلان فرمود: «اولين شما آنكه كنار حوض كوثر بر من وارد مي آيد علي بن ابي طالب، اولين مسلمان است.»5
    نوري كه هست مطلع آن هل اتي علي است خلوت نشين صومعه اصطفا علي است
    مهر سپهر حكمت و جان جهان فضل فهرست كارنامه اهل صفا علي است
    آن كس كه با نبي چو به خلوت دمي زدي گرد سرادقات جلال از عبا علي است
    اي دل! ز تشنگي قيامت مترس از آنك ساقي حوض كوثر دارالبقاء علي است
    داماد و ابن عم شه انبيا علي است.6
    در ابياتي از حضرت علي(عليه السلام) در اين باره ـ يعني ايمان آگاهانه به پيامبر اكرم(صلي الله عليه وآله)ـ خطاب به رسول خدا(صلي الله عليه وآله) آمده است:
    دعوتَني و علمتُ انّك صادقٌ و لقد صدقت و كنت اميناً
    و عرضتُ ديناً و قد علمتُ بانّه مِن غيرِ اديانِ البريّةِ ديناً.
    يعني: تو مرا به دين فراخواندي و من دانستم و يقين كردم كه تو صادقي و از اين رو، تصديقت كردم كه تو امين بر حقي. و تو دين را بر من عرضه كردي و من دانستم كه ديني فراتر از اديان آسماني ديگر و برتر از آن هاست. پس به آن گرويدم.
    از افتخارات بزرگ حضرت همين بس كه اولين مسلمان است و بلافاصله پس از رسالت رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) و پيش از دعوت علني اش به دين مبين اسلام ايمان آورد. چنان كه خود از اين افتخار مي گويد: رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)هر سال در غار حراء خلوت مي گزيد و من فقط او را مي ديدم و جز من كسي او را نمي ديد و در آن هنگام كه جز در خانه رسول خدا و خديجه هيچ مسلماني راه نيافته بود، من سومين آن ها بودم و روشنايي وحي را از تلألؤ وجود پيامبر مي ديدم و بوي نبوّت را از محمّد(صلي الله عليه وآله) استشمام مي كردم.7
    البته طبق روايتي از رسول خدا(صلي الله عليه وآله)، حضرت علي(عليه السلام) خود وحي را هم مي ديد: اي علي! تو مي شنوي آنچه را من از وحي مي شنوم و تو مي بيني آنچه را من از غيب و وحي مي بينم، آنكه ديگر پيامبري پس از من نخواهد بود (تو امام پس از من هستي.)8
    آن حضرت خود درباره اسلام آوردنش مي فرمايد: خدايا! تو مي داني كه من نخستين كسي هستم كه به حق روي آورد و دعوت حق را شنيد و پاسخ مثبت داد و هيچ كس در نماز گزاردن بر من جز رسول خدا سبقت نگرفت.9 همچنين خطاب به منافقان در پاسخ هتك ايشان فرمود: به اطلاعم رسيده است كه مي گويند: علي دروغ مي گويد. خدا شما را بكشد! بر چه كسي دروغ مي بندم؟ بر خدا، كه من نخستين كسي هستم كه به او ايمان آوردم؟ يا بر پيامبرش، كه من نخستين تصديق كننده او هستم؟10
    تا صورت پيوند جهان بود علي بود تا نقش زمين بود و زمان بود علي بود
    آن قلعه گشايي كه در قلعه خيبر بركند به يك حمله و بگشود علي بود
    آن گرد سرافراز كه اندر ره اسلام تا كار نشد راست نياسود علي بود
    آن شير دلاور كه بريدي طمع نفس بر خوان جهان پنجه نيالود علي بود
    اين كفر نباشد، سخن كفر نه اين است تا هست علي باشد و تا بود علي بود
    چندان كه در آفاق نظر كردم و ديدم از روي يقين در همه موجود علي بود
    آن شاه سرافراز كه اندر شب معراج با احمد مختار يكي بود علي بود
    آن كاشف قرآن كه خدا در همه قرآن كردش صفت عصمت و بستود علي بود.11
    حقيقت ايمان به خدا در اعماق جان حضرت علي(عليه السلام)چنان قدرتي به او بخشيد كه همه جا در كنار پيامبر و حافظ جان او و مبلّغ رسالت او بود و در اين راه از هيچ قدرت و خطري ابا نداشت و حتي براي چند روز، طاقت دوري از مولايش رسول خدا(صلي الله عليه وآله) را نداشت و اين امتياز بزرگ از آنِ حضرت علي(عليه السلام) بود كه فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدايم و من آن صديق بزرگ طريق پيغمبرم كه هفت سال زودتر از ديگران پشت سر او به نماز ايستادم.12
    
    پرورش علي(عليه السلام) در دامان پيامبر(صلي الله عليه وآله)
    محمّد(صلي الله عليه وآله) و علي(عليه السلام)، دو نورند كه پيش از آفرينش عالم، در تجلّي گاه وحدت درخشيدند و قلم تقدير چنين رقم زد كه عنايت ويژه پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) در عرصه پذيرش و تبليغ دين و نيز تعليم و تربيت، علي(عليه السلام) را شامل گردد; چنان كه احدي را به قدر علي(عليه السلام)چنين توفيق و تقديري رقم نخورد. حجّت راسخ در اين باره، سرپرستي و پذيرش تربيت علي(عليه السلام) به دامان پيامبر(صلي الله عليه وآله)آن هم در سن شش سالگي است; چنان كه قحطي و خشك سالي مكّه را فرا گرفت و خانواده هاي عيالوار از جمله ابوطالب نيازمند ياري ديگران شدند. پيامبر و عمويش عبّاس به ياري ابوطالب شتافتند. حضانت جعفر را عبّاس بر عهده گرفت و پيغمبر با اشتياق و اراده و انتخاب خود، علي(عليه السلام) چهار ساله را پذيرفت و فرمود: من كسي را برگزيدم كه خدا او را براي من برگزيده است. گويي مسئوليت الهي بر اين رقم خورده است كه علي(عليه السلام) فقط در دستان پيامبر(صلي الله عليه وآله)و در كنار او پرورش يابد تا بتواند به اراده الهي، جلوه تمام نماي پيامبراكرم(صلي الله عليه وآله) و ادامه دهنده راه و مبلّغ دين و كلام و در نهايت، خليفه بر حق او گردد. آن حضرت در اين باره نيز با كمال افتخار مي فرمايد: قطعاً شما موقعيت و مقام مرا به سبب خويشاوندي نزديك با رسول خدا و داشتن مقام منزلت مخصوص نزد آن حضرت مي دانيد. او مرا در حالي كه كودك بودم، بر روي دامن خود مي نهاد و بر روي سينه خويش جاي مي داد، مرا در بستر خود نگه داري مي كرد و به تن خود مي چسبانيد و بوي خوشش را به مشام من مي رسانيد. غذا را مي جويد و در دهان من مي گذاشت. او ـ حتي ـ يك دروغ در سخن من نيافت و يك خطا در كار از من نديد.13
    شهيد مطهّري در سخناني با اشاره به اين بعد مهم از امتيازات ويژه امام علي(عليه السلام) در كنار ديگر امتيازات، مي نويسد: «... رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)علي را از كودكي پيش خود آورد و در خانه خودش تعليم و تربيت نمود و علي(عليه السلام) با اخلاق عيني پيامبر(صلي الله عليه وآله) از همان اول آشنا شد. راجع به اينكه چطور شد رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) علي(عليه السلام)را از همان اول از عموي خود گرفت و نزد خود آورد و حتي او را در خلوتگاه عبادت با خود مي برد، مورّخان عللي نوشته اند; بعضي صرفاً به موضوع، جنبه حق شناسي و كمك به ابوطالب داده اند; زيرا... بعضي مورّخان نوشته اند: سال گراني و سختي پيش آمد، رسول اكرم به دو نفر از عموهايش عبّاس و حمزه پيشنهاد... آن عنايت مخصوص پيامبر(صلي الله عليه وآله) به علي(عليه السلام) از زمان كودكي، مي رساند كه علت اصلي اين تكفّل و تحت نظر گرفتن نشأت و تربيت آن حضرت، مناسبات معنوي بوده; او را تربيت كرد كه در آينده همان سمت را به او بدهد كه هارون به موسي(عليه السلام) داد; يعني معين و كمك و وزير او بوده باشد. خود (امام علي(عليه السلام)) درباره رسول اكرم(صلي الله عليه وآله) و تربيت خود زيردست پيامبر فرمود: "و لقد قَرنَ اللّهُ به مِن لَدن اَن كان خطيماً..."14 او و پيغمبر مانند دو درختي بودند كه از يك ريشه آب مي خورند. تا اين اندازه توافق روحي و تشابه اخلاقيوجودداشته كه خودمي فرمايد: "اَنَا مِن رسول الله (صلي الله عليه وآله): كالصّلو مِن الصلّو و الذّراع من الغَد...;"15 من و پيامبر بسان درختي هستيم كه از يك ريشه رُسته و چون صاعد و بازو پشتيبان هم باشيم. اين سنخيت، كه بين كلمات حضرت علي(عليه السلام) و رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)است، ناشي از همان بستگي و همين اصل است.»16
    انا اخوا المصطفي لاشريكَ في نَسَبي مَعْه ربيتُ و سبطاه هما ولدي
    جدّي و جدُّ رسولِ اللّه متحدٌ و فاطمٌ زوجتي لاقولُ ذي فندِ
    صدَّقتُه و جميعُ الناس فيما ظُلَم مِن الضلالةِ والاشراك و النّكد
    فالحمدُللّهِ فرداً لا شريكَ له البرّ بالعبد و الباقي بلا أَمّد17
    در آخر هم چنين است كه به فرموده رسول اكرم(صلي الله عليه وآله)، علي(عليه السلام)اولين كسي است كه در كنار حوض كوثر بر آن حضرت وارد مي آيد; چنان كه فرمود: اي علي! تو اولين كسي هستي كه در قيامت نزد حوض كوثر بر من وارد مي شوي تا با آن اوليا و دوستانت را سيراب و دشمنانت را محروم سازي.18
    عشق پيامبر به حضرت علي(عليه السلام) بر اساسي ديني و عقيدتي و بلكه الهي و آسماني است; چنان كه مي فرمايد: اگر همه مردم بر محبت علي اجتماع ميورزيدند، ديگر خداوند دليلي براي خلقت جهنم و آتش حجيم نمي يافت.19
    

 

 

ادامه دارد...

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:٤٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٥