پيامدهاى رحلت پيامبر اكرم (ص) در نگاه شاهد آن ايام1

 

عنوان : پيامدهاى رحلت پيامبر اكرم (ص) در نگاه شاهد آن ايام1

صاحب اثر : ---

منبع : پايگاه تبيان

http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

 


 

     علل موفقيت پيامبر اکرم (ص) در زمان حکومت
    
    شمه‏ اى از حالات فرصت طلبان عصر پيامبر اكرم (ص)
    
    شرايط حاد و تاسف بار بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص)
    
    پيامدهاى رحلت از لسان مبارک حضرت زهرا (س)
    
    گروه هاى فرصت طلب
    
    ويژگى‏هاى فرصت ‏طلبان
    
    
    
    رحلت پيامبر اكرم (ص) براى حكومت اسلامى و امت اسلام حادثه‏اى سخت و جانسوز بود . چنانكه اميرالمؤمنين(ع) مى‏فرمايد:
    
    « بابي انت و امي يا رسول الله (ص) لقد انقطع بموتك ما لم ‏ينقطع بموت غيرك من النبوة والانباء و اخبارالسماء . خصصت ‏حتى صرت مسليا عمن سواك و عممت ‏حتى صار الناس فيك سواء و لولا انك امرت بالصبر و نهيت عن الجزع، لانفدنا عليك ماءالشؤون . و لكان الداء مماطلا و الكمد محالفا و قلالك . . . (1) ؛ پدر و مادرم فدايت اى پيامبر خدا، با مرگ تو رشته‏اى پاره شد كه در مرگ ديگران چنين قطع نشد و آن نبوت و فرود آمدن پيام و اخبار آسمانى بود . مصيبت تو ديگر مصيبت ديدگان را تسلى دهنده ست ‏يعنى پس از مصيبت تو ديگر مرگ ها اهميتى ندارد . و از طرفى اين يك مصيبت همگانى است كه عموم مردم به خاطر تو عزادارند . اگر نبود كه امر به صبر و شكيبايى فرموده‏اى و از بى‏تابى نهى نموده‏اى آنقدر گريه مى‏كردم كه اشك هايم تمام شود . و اين درد جانكاه هميشه در من مى‏ماند و حزن و اندوهم دائمى مى‏شد. كه همه اينها در مصيبت تو كم و ناچيز است.»
    
    سختى مصيبت رحلت پيامبر به قدرى بود كه امام على مى‏فرمايد: « فضجت الدار الافنية(2)؛ گويا در و ديوار خانه فرياد مى‏زد.»
    
    
    
    علل موفقيت پيامبر اکرم (ص) در زمان حکومت
    
    شايد تصور آن روز براى خيلى‏ها امرى مشكل به نظر مى‏رسيد، چرا كه پيامبر توانسته بود در مدت كمى علاوه بر ايجاد الفت و اخوت و صفا و صميميت ‏بين مردم، حكومتى عدل گستر و نظامى قانونمند را پى ريزى كند كه مردم خصوصا طبقه عامه از آن بهره‏ مند باشند.
    
    چنانكه حضرت اميرمؤمنان(ع) مى‏فرمايد: « فانظروا الى مواقع نعم الله عليهم حين بعث اليهم رسولا . فعقد بملته طاعتهم . و جمع على دعوته الفتهم، كيف نشرت النعمة عليهم جناح كرامتها و اسالت لهم جداول نعمتها والتفت الملة بهم فى عوائد بركتها فاصبحوا فى نعمتها غرقين . و فى خصرة عيشها فكهين . قد تربعت الامور بهم فى ظل سلطان قاهر . و آوتهم الحال الى كنف عز غالب، و تعطفت الامور عليهم فى ذرى ملك ثابت . فهم حكام على العالمين و ملوك فى اطراف الارضين يملكون الامور على من كان يملكها عليهم، و يمضون الاحكام فيمن كان يمضيها فيهم لاتغمزلهم قناة ولا تقرع لهم صفاة (3) ؛ حال به نعمت هاى بزرگ الهى كه به هنگامه بعثت پيامبر اسلام (ص) بر آنان فرو ريخت ‏بنگريد . كه چگونه اطاعت آنان را دين خود پيوند داد . و با دعوتش آنها را به وحدت رساند. چگونه نعمت‏هاى الهى بال هاى كرامت‏ خود را بر آنان گستراند و جويبارهاى آسايش و رفاه برايشان روان ساخت و تمام بركات آيين حق، آنها را در بر گرفت در ميان نعمت‏ها غرق شدند و در خرمى زندگانى شادمان . امور اجتماعى آنان در سايه حكومت اسلام استوار شد . در پرتو عزتى پايدار آرام يافتند و به حكومتى پايدار رسيدند . آنگاه آنان حاكم و زمامدار جهان شدند و سلاطين روى زمين گرديدند و فرمانرواى كسانى شدند كه در گذشته حاكم بودند و قوانين الهى را بر كسانى اجرا مى‏كردند كه مجريان احكام بودند و در گذشته كسى قدرت درهم شكستن نيروى آنان را نداشت و هيچ كس خيال مبارزه با آنان را در سر نمى‏پروراند .»
    
    
    
    شمه‏اى از حالات فرصت طلبان عصر پيامبر اكرم (ص)
    
    شرايط قبل از اسلام و حتى بعد از حكومت اسلامى پيامبر به گونه‏اى نبود كه تمام كسانى كه در جزيرة‏ العرب آن روز مى‏زيستند از جان و دل تسليم اوامر حكومت نبوى شوند و چه بسا بودند كسانى كه نه از سر تسليم بلكه از ناچارى به بيعت‏ حكومت‏ حضرتش درآمده بودند . و حتى كسانى كه در حيات حضرت نتوانستند كارى كنند .
    
    چنانكه امام على (ع) مى‏فرمايد: « فاراد قومنا قتل نبينا واجتياح اصلنا و هموا بنا الهموم و فعلوا بنا الافاعيل و منعونا العذب واحلسونا الخوف واضطرونا الى جبل وعر واوقدوا لنا نارالحرب فعزم الله لنا على الذب عن حوزته والرمى من وراء حرمته (4) ؛ خويشاوندان ما از قريش مى‏خواستند پيامبرمان (ص) را بكشند و ريشه ما را درآورند و در اين راه انديشه‏ها از سر گذراندند و هر چه خواستند نسبت ‏به ما انجام دادند. و زندگى خوش را از ما سلب كردند . و با ترس و وحشت‏ به هم آميختند و ما را به پيمودن كوه‏هاى صعب العبور مجبور كردند و براى ما آتش جنگ افروختند . اما خدا خواست كه ما پاسدار دين او باشيم و شر آنان را از حريم دين بازداريم .
    
    آنان منتظر رحلت پيامبر بودند تا بتوانند به مطامع نفسانى خود دست‏ يازند .
    
    چنانكه امام على (ع) خطاب به برادرش عقيل نوشتند: « فدع عنك قريشا و تركاضهم في الضلال و تجوالهم فى الشقاق و جماحهم في التيه، فانهم قد اجمعوا على حربي كاجماعهم على حرب رسول الله (ص) قبلي ... (5) ؛ قريش را بگذار تا در گمراهى بتازند و در جدايى سرگردان باشند . و با سركشى و دشمنى زندگى كنند همانا آنان در جنگ با من متحد شدند آنگونه كه پيش از من در نبرد با رسول خدا (ص) هماهنگ بودند.»
    
    البته بيانات پيامبراكرم (ص) در حق اميرالمؤمنين و در راس آنها در غدير خم توانسته بود از شدت و حدت آن بكاهد .
    
    چنانكه حضرت زهرا سلام الله عليها فرمودند:
    
    «... كانكم لم تعلموا ما قال يوم غدير خم، والله لقد عقد له (على عليه‏السلام) يومئذ الولاء ليقطع منكم بذلك منها الرجاء ... (6) ؛ گويا از آن چه رسول خدا (ص) در روز غدير خم فرمود، آگاهى نداريد؟ سوگند به خدا كه ايشان در آن روز ولايت و رهبرى امام على (ع) را مطرح كرد و از مردم بيعت گرفت تا اميد شما فرصت طلبان تشنه قدرت را قطع نمايد.»
    
    گروهى نيز توان و توفيق معرفت پيامبر و حكومت ‏حضرتش را پيدا نكرده بودند . چنانكه خداوند متعال مى‏فرمايد:
    
    « قالت الاعراب آمنا، قل لم تؤمنوا ولكن قولوا اسلمنا و لما يدخل الايمان فى قلوبكم‏.» (7)
    
http://Sacredzigoorat.persianblog.ir

    
    
    شرايط حاد و تاسف بار بعد از رحلت پيامبر اكرم (ص)
    
    اين عوامل و عواملى ديگر دست ‏به دست هم داده بود تا بعد از رحلت پيامبر اكرم جامعه آن روز با مشكلات خاصى مواجه شود. چنانكه امام على (ع) مى‏فرمايد:
    
    «... حتى رايت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام، يدعون الى محق دين محمد (ص) فخشيت ان لم انصر الاسلام و اهله ان ارى فيه ثلما او هدما تكون المصيبة به اعظم من ولايتكم ... (8) ؛ تا آنجا كه ديدم گروهى از اسلام بازگشته، مى‏خواهند دين محمد (ص) را نابود سازند. پس ترسيدم كه اگر اسلام و طرفدارانش را يارى نكنم، رخنه‏اى در آن بينم يا شاهد نابودى آن باشم كه مصيبت آن بر من سخت‏تر از رها كردن حكومت‏ بر شماست.»
    
    
    
    پيامدهاى رحلت از لسان مبارک حضرت زهرا (س)
    
    در اين مقال بنابر آن است كه پيامدهاى رحلت پيامبر اكرم (ص) از نگاه تنها يادگارش، حضرت فاطمه سلام الله عليها بيان شود. او كه بضعة الرسول است (9) و به تعبير امام على (ع) بقية النبوة (10) است و به اعتراف ديگران، خيرة النساء و ابنة خير الانبياء، صادقة في قولك، سابقة في وفور عقلك است. (11)
    
    او كه خليفه اول در جمع مردم مدينه درباره‏اش چنين گفته است: انت معدن الحكمة و موطن الهدى و الرحمة و ركن الدين و عين الحجة است. (12)
    
    و حتى عايشه نيز گفته است: « ما رايت احدا كان اصدق لهجة من فاطمة الا ان يكون الذي ولدها. » (13)
    
    او كه هم مردمان مكه و مدينه را ديده و هم شاهد حيات پيامبر اكرم (ص) بوده و هم در كنار پيامبر و حضرت امير(ع) حوادث ريز و درشت عصر نبوت و روزهاى بعد از رحلت و حوادث تلخ و دردناك آن ايام كوتاه را به دقت زير نظر داشته است . آرى او مى‏تواند پيامدهاى تاسف بار رحلت پيامبر را خوب بيان كند . در اينجا به مواردى از آنها مى‏پردازيم:
    
    آن حضرت در خطبه فدكيه (14) و خطبه‏اى كه بعدا در جمع زنان مدينه كه به عيادت ايشان آمده بودند (15) ايراد فرموده‏اند، پيامدهاى رحلت پيامبر را بيان مى‏كنند از جمله آنها عبارتند از:
    
    1. ايجاد ضعف و سستى در ميان مردم .
    
    استومع وهنه « يا وهيه.‏» (16)
    
    حضرت در خطبه‏اى كه در حضور زنان مدينه كه به عيادت ايشان آمده بودند نيز اين امر را تذكر دادند و با تاسف فرمودند:
    
    « فقبحا لفلول الحد واللعب بعد الجد و قرع الصفاة (17) ؛ چه زشت است ‏سستى و بازيچه بودن مردانتان پس از آن همه تلاش و كوشش .»
    
    2. تفرقه و اختلاف به وجود آمد .
    
    «استنهر فتقه وانفتق رتقه (18) ؛ تشتت و پراكندگى گسترش يافت . و وحدت و همدلى از هم گسست.»
    
    استنهر از نهر به معناى وسعت و زيادى است، فتق به معناى جدايى و پاره پاره شدن است. انفتق از انفتاق يعنى شكافتن و رتق هم به معناى همبستگى و اتحاد است .
    
    در قرآن كريم نيز آمده است كه: «ان السموات والارض كانتا رتقا ففتقناهما (19) ؛ (آيا كافران نديدند) كه آسمان ها و زمين به هم پيوسته بودند و ما آنها را از يكديگر باز كرديم .»
    
    3. اميد و آرزوهاى مسلمانان به نااميدى تبديل شد.
    
    آنان كه به پيامبر اكرم (ص) و احكام عاليه اسلام ناب حضرتش دلخوش كرده بودند از نعمت دين الهى و حكومت اسلامى بهره ‏مند گشته بودند. اكنون با ديدن حوادث بعد از آن حضرت مايوس شده و اميدشان به ياس مبدل گشت .
    
    « واكدت الامال‏.» (20)
    
    4 . به حريم پيامبر بى ‏حرمتى شد .
    
    « اضيع الحريم و ازيلت الحرمة عند مماته (21)؛ هنوز جسد مبارك پيامبر بر زمين است. در اجتماع سقيفه (22) بدون نظرخواهى از خاندان پيامبر به تعيين جانشين براى آن حضرت مى‏پردازند. و حق اهل بيت‏ حضرتش را ضايع مى‏كنند .
    
    چنانكه حضرت على(ع) مى‏فرمايد:" فوالله ما كان يلقى فى روعى، ولا يخطر ببالى ان العرب تزعج هذا الامر من بعده (ص) عن اهل بيته ولا انهم منحوه عني من بعده" (23) ؛ به خدا سوگند نه در فكرم مى‏گذشت و نه در خاطرم مى‏آمد كه عرب خلافت را پس از رسول خدا از اهل بيت او بگرداند. يا مرا پس از وى از عهده دار شدن حكومت‏ باز دارند.»
    
    و حتى در لحظات واپسين عمر حضرت و هنگام رحلت ايشان، هنگامى كه قلم و لوحى طلب فرمودند به آن حضرت بى‏ حرمتى كردند و نداى " فانه يهجر" سر دادند. (24)
    
    و مدتى هم از رحلت ‏حضرت نگذشت كه به در خانه تنها يادگارش آمدند و چه بى ‏حرمتي ها كه نكردند. چنانكه حضرت زهرا فرمود: يا ابتاه يا رسول الله هكذا كان يفعل بحبيبتك وابنتك ... . (25)
    
    يا ابتاه يا رسول الله ماذا لقينا بعدك من ابن الخطاب وابن ابى قحافة (26) ؛ بابا اى رسول خدا پس از تو از دست زاده خطاب و زاده ابى قحافه چه بر سر ما آمد. (27)
    
    5 . خط نفاق و دورويى آشكار شد .
    
    « ظهر فيكم حسكة النفاق.‏» (28)
    

 

ادامه دارد...

جواد اکبری


.

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۸:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٥