حسرت ديدار


ما مانده‏ايم و حسرت ديدارت اى نگار

طى شد بهار عمر به هجران و انتظار

سخت است درد غربت و هجران روى تو

بازآ و مرهمى به دل خسته ام گذار

اين زخم‏ها كه بر دل سرگشته من است

زخمى است كز فراق تو مانده است‏يادگار

تا كى در انتظار تو اى سرو دلربا

دستم بر آسمان بود و چشمم اشكبار ؟

بازآ بهار من كه به يمن ورود تو

گل‏هاى مهر و عشق به پايت كنم نثار

عزلت نشين كوى تو شد دل ولى هنوز

ما مانده‏ايم و حسرت ديدارت اى نگار
  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٥

خم عشق و ولايت

روز غدیر روز ولایت است . و ولایت تنها راه نجات و رستگارى است .

نور ولایت، نورى است‏سرمدى كه از روز ازل همراه با نور رسالت، آسمانها وزمین و تمام افلاك را روشن كرد و فروغ جاودانه‏اش شعاع و تابش را به سایه‏اى گسترده، فراتر از فلك الافلاك و جهان عالم وجود تبدیل نمود كه نسیم علیل دلنوازش عاشقان و محبان ولایت را جملگى فراگرفت . زهى سعادت و خوشبختى!

در سایه این محراب همیشه سبز است كه سرمستان باده ولایت از خم عشق محمد و على پیاله گواراى ماءالحیاة و آب زندگانى را نوشیده‏اند تا پیوسته سیراب و در امان باشند . . تشنگى هرگز قلبى را كه ولایت آل محمد در آن نهفته است نمى‏خشكاند و سراسیمگى در كوبنده‏ترین و سهمگین‏ترین امواج بلا و طوفان حوادث او را كه مسلح به سلاح ولایت است از پاى در نمى‏آورد .

ولایت دلنوازترین و شادمانه‏ترین نغمه‏اى است كه فرشتگان در جهان علوى آن را مى‏نوازند پیش از آن كه بندگان شایسته خداى بر روى زمین آن ترانه‏هاى دلنشین را تكرار نمایند .

ولایت، مجسمه جاودانگى و الگوى زندگى است و هر كه به آن تسمك جوید، و به ریسمانش دست زند، براى روح و روانش در آسمان، نعیم جاودانه را بنیان مى‏نهد و رضایت و رضوان حق را به دست مى‏آورد .

ولایت‏بالاترین و فروزنده‏ترین مظهر قدس الهى است .

ولایت مشكات پرفروغى است كه از ابدیت و نور لایزالى، پرتو گرفته و تمام اسرار كمال و جمال آن را احاطه كرده است، پس اگر آن را براى خود گزیدى و برنامه زندگیت را با آن آمیختى و نشست و برخاستت را و حب و بغضت را در راستاى آن قرار دادى، در گامى بلند تو را به سوى ابدیت رهنمون مى‏سازد تا جهان را از آن سوى بنگرى . . . آن گاه است كه دیگر زرق و برق دنیا را چیزى جز هلاكت نپندارى و لذات و شهواتش را نمونه هایى از سراب بینى و حیات را به معناى راستینش دریابى كه قرب پروردگار و همنشینى با اولیا و عشق بستن به على خواهد بود . آنجا است كه دیگر درد و لذت، بیمارى و درمان، نادارى و دارایى، رنج و آسایش، ضراء و سراء نزد تو یكسان خواهد بود، زیرا در مى‏یابى كه براى جهانى دیگر آفریده شده‏اى و اینجا پلى است‏به سوى جهان ابدیت و حیات جاودانه «و ان الدار الآخرة لهى الحیوان‏» و تو در خط مستقیم خداى على و بر صراط مستقیم ولایت گام مى‏گذارى بدون ج‏شدن به چپ و راست و بدون گرایش به این گروه و آن گروه، همچنان در صراط مستقیم راهت را راستانه و بى‏هراس مى‏پیمایى و هر چند راه بسى دشوار است و تاریك و اولیاى خدا همواره از آن مى‏هراسند، ولى تو در میان خوف و رجا و با داشتن گذرنامه عبور با امضاى على، با اطمینان به راه خود ادامه مى‏دهى و بى‏گمان نورافكن ولایت‏شعاعى را در قلبت روشن مى‏سازد و هراس و خوف را از آن مى‏رباید .

سرمست عشق على باش و باده جاودانه را از خم غدیر خم سركش تا بى نهایت‏شوى .

و اینك آسوده و مطمئن برو كه تو به ریسمان محكم و ناگسستنى الهى دست زده‏اى و ولایت را پشتوانه خود ساخته‏اى و جز عشق نمى‏بینى; دیگر سختى راه هموار مى‏گردد و تاریكیها محو و نابود مى‏شود . برو تا در ایستگاه ولایت، قبسى از انوار الهى بر لبت‏بتابد و تو را از فزع و اهوال روز قیامت‏برهاند .

و ولایت نه تنها درمان درد و چاره بى‏چارگان و مشكل گشاى دردمندان و نور عظیم و نعیم لایزالى است، بلكه مكمل رسالت و لازم و ملزوم نبوت است‏یعنى ولایت‏بى‏رسالت و رسالت‏بى‏ولایت ناقص است و هر دو مكمل یكدیگرند . این را ما ادعا نمى‏كنیم كه خداوند به صراحت‏بیان مى‏دارد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله یعصمك من الناس; اى رسول! آنچه از پروردگارت بر تو نازل شده، به مردم برسان كه اگر نكنى رسالتش را ابلاغ نكرده‏اى و همانا خداوند تو را از (شر و كید) مردم نگه خواهد داشت .

و آن گاه كه رسول خدا پیام ولایت را از سوى پروردگار به مردم ابلاغ كردو در میعادگاه غدیر، ولایت على را با آن مقدمات و تشریفات تثبیت نمود و مردم را به بیعت‏با او واداشت، آنجا بود كه خدایش فرمود: اكنون رسالتت را به پایان رساندى .

و امروز كه روز غدیر خم است، دین تكمیل شد ونعمت‏خدا بر شما كامل گردید: «الیوم اكملت لكم دینكم و اتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الاسلام دینا» .

البته حضرت رسول پیوسته در مناسبتهاى گوناگون، امامت و خلافت على را به مردم گوشزد كرده و بر آن تكیه نموده ولى براى این امر بسیار مهم و سرنوشت‏ساز - كه سرنوشت امت اسلام به آن گره خورده - لازم بود اعلام عمومى شود و در جایى كه تمام مسلمانان گرد هم آمده‏اند - و چه بهتر از دوران حج و برپایى كنگره عمومى اسلام - این مطلب را به آنان برساند، از این روى در آخرین سال زندگى و در حجة الوداع كه مردم با آن حضرت از زیارت خانه خدا باز مى‏گشتند و پیاده و سواره اطراف ركاب مقدس رسول الله را گرفته بودند (كه طبق برخى روایات بیش از یكصد هزار نفر به آن حضرت پیوسته بودند) در روز هیجدهم ذى حجة‏الحرام و در سرزمین مشهور غدیر خم این امر به مردم ابلاغ شد .

دستور ایست صادر مى‏شود . فرمان الهى توسط جبرئیل امین نازل مى‏گردد: اى فرستاده خدا! آنچه از سوى پروردگارت بر تو نازل شده به مردم برسان و اگر این كار را انجام ندهى رسالتش را انجام نداده‏اى و خداوند تو را از شر مردم نگه خواهد داشت .

بى‏گمان منظور از تبلیغ، رساندن تمام احكام و تعالیم مقدس اسلام نیست، زیرا در آن صورت جمله تهدید بى‏معنى خواهد بود و دیگر فرقى میان شرط و جزا باقى نخواهند ماند . از این روى قطعا منظور از تبلیغ، مطلب بسیار با اهمیتى است كه پایه دین بر آن استوار است و تمام احكام را در بر مى‏گیرد و این امر چیزى جز تعیین و نصب پیشوایى براى مسلمانان در آینده (و پس از رحلت پیامبر) نخواهد بود .

و اما جمله «والله یعصمك من الناس‏» اشاره به این است كه تعیین خلیفه و جانشین حقدهاى درونى و كینه‏هاى پیشین و رشكهاى جاهلیت را برخواهد انگیخت و برخى را به سوء ظن و یا واكنش خواهد واداشت، زیرا امیرالمؤمنین علیه السلام كسى بود كه در جنگها و غزوه‏ها پدران و نیاكان بسیارى از اصحاب را با ذوالفقارش به درك فرستاده و گردنكشان را به خاك خوارى كشانده بود و بسیارى از آنان تنها از روى ترس یا به خاطر مصالح و منافع شخصى و مادى یا به طمع جاه و مقام به اسلام گرویده بودند و هرگز ایمان در قلبهایشان راه پیدا نكرده بود و بدون شك پیامبر (ص) مى‏هراسید كه چنین امرى پیامدهاى خطرناك و غیر قابل پیش بینى در بر خواهد داشت، لذا خداوند با این جمله كوتاه و رسا او را مطمئن مى‏سازد كه از شر و كید بدخواهان نگهش خواهد داشت .

به هر حال رسول خدا دستور داد كه در آن نقطه (كه نقطه عطف تاریخ شد) فرود آیند و فرمان صادر كرد كه از جهاز شتران منبرى را آماده سازند تا مطلب بسیار مهمى را اعلام فرماید . همه به فكر فرو رفته بودند كه چه خبر است؟ ! در این گرماى سوزان كه مردم براى فرار از دماى بالا، خود را در سایه شتران نگه داشته و لباسها را زیر پاى خود مى‏كشند تا از این شن و ریگهاى تفتیده دور شوند، در این شرایط رهبر بزرگ اسلام چه مى‏خواهد به مردم ابلاغ كند؟ همه به انتظار سخنان دلرباى پیامبر نشسته‏اند و لحظه شمارى مى‏كنند كه زبان گویاى حضرتش باز شود و در گرانبها در فضاى غدیر پخش گردد .

در اینجا رشته سخن را به راویان حدیث در كتابهاى معتبر اهل سنت مى‏دهیم تا بگویند چه شد؟

در مسند احمد بن حنبل آمده است كه براء بن عازب گفت:

«كنا مع رسول الله (ص) فی سفر، فنزلنا بغدیر خم، فنودى فینا الصلاة جامعة و كسح لرسول الله (ص) تحت‏شجرتین، فصلى الظهر و اخذ بید علی فقال: الستم تعلمون انی اولى بالمؤمنین من انفسهم؟ قالوا: بلى قال: الستم تعلمون انی اولى بكل مؤمن من نفسه؟ قالوا: بلى . قال: فاخذ بید علی فقال: من كنت مولاه فعلی مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . قال فلقیه عمر بعد ذلك فقال: هنیئا یا ابن ابی طالب اصبحت و امسیت مولى كل مؤمن و مؤمنه‏» . (حدیث 17749، مسنداحمد)

با رسول خدا همسفر بودیم، پس در غدیر خم فرود آمدیم . ندا داده شد كه نماز را با پیامبر به جماعت مى‏خوانیم و در زیر دو درخت جایى براى رسول خدا تهیه شد . حضرت نماز ظهر را برگزار كرد و سپس دست على را گرفت و گفت: اى مردم! آیا نمى‏دانید كه من از خود مردم به آنان سزوارترم؟ (اشاره به آیه شریفه‏اى است كه مى‏فرماید: «النبی اولى بالمؤمنین من انفسهم‏» و این آیه دلالت‏بر ولایت مطلقه رسول خدا دارد) گفتند: مى‏دانیم . فرمود: آیا نمى‏دانید من از هر مؤمنى به خود او سزاوارترم؟ گفتند: آرى، مى‏دانیم . پس دست‏حضرت على را بلند كرد و فرمود: هر كه من مولا و سرور اویم، پس على مولاى او است . خداوندا! دوست‏بدار هر كه ولایت على را بپذیرد و دشمن بدار هر كه با او دشمنى كند . راوى گوید: سپس عمر رو به على كرد و گفت: مبارك باد بر تو اى فرزند ابوطالب، تو مولاى هر مؤمن و مؤمنه‏اى در هر صبح و شام شدى .

و در سنن ترمذى و بسیارى دیگر از صحاح و تفاسیر از زید بن ارقم نقل شده كه گفت: «لما رجع رسول الله من حجة الوداع و نزل غدیر خم امر بدوحات فقممن فقال: كانی قد دعیت فاجبت انى تارك فیكم الثقلین احدهما اكبر من الآخر كتاب الله و عترتى فانظروا كیف تخلفونی فیهما فانهما لن یفترقا حتى یردا علی الحوض ثم قال: ان الله عزوجل مولاى و انا مولى كل مؤمن ثم اخذ بید علی رضی الله عنه فقال: من كنت مولاه فهذا ولیه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه . (مستدرك حاكم، ج‏3، ص‏109)

هنگامى كه رسول خدا از حجة‏الوداع باز مى‏گشت در غدیر خم فرود آمد و دستور داد از خارها و تپه‏هاى صحرا سایبان هایى تهیه كنند سپس فرمود: گویا نزدیك است كه دعوت حق را اجابت كنم . همانا دو چیز گرانبها در میان شما مى‏گذارم كه یكى از دیگرى بزرگتر است، كتاب خداى متعال و عترتم اهل بیتم، پس توجه كنید چه رفتارى با این دو خواهید داشت و همانا این دو هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا در حوض بر من وارد شوند . سپس فرمود: خداى عزوجل مولاى من و من مولاى هر مؤمنى هستم . آنگاه دست على را گرفت و فرمود: هر كه من مولاى او هستم پس على مولاى اوست . خدایا! هر كه یاریش كند او را یارى فرما و هر كه او را واگذارد او را واگذار .

این روایت در كتابهاى اهل بیت‏به تواتر رسیده و با الفاظ گوناگون ذكر شده و هیچ جاى انكار نیست . ما فقط براى تبرك خلاصه دو روایت را در اینجا آورده‏ایم وگرنه كتابهاى سنى و شیعه مالامال از حدیث مهم غدیر است .

آنچه شایان توجه است روایت جالبى است كه در تاریخ خطیب بغدادى نقل شده و شاید كمتر خوانندگان، آن را شنیده باشند كه این روایت‏بسیار زیبا اشاره به عید غدیر و ثواب روزه آن روز در یكى از معتبرترین كتابهاى اهل سنت دارد .

در تاریخ خطیب بغدادى از ابوهریره نقل شده كه گفت:

«من صام یوم ثمان عشر من ذى الحجة كتب له صیام ستین شهرا و هو یوم غدیر خم، لما اخذ النبی (ص) بید على بن ابى‏طالب فقال: الست اولى بالمؤمنین؟ قالوا بلى یا رسول الله قال: من كنت مولاه فعلى مولاه فقال عمر بن الخطاب: بخ بخ لك یا ابن ابى طالب اصبحت مولاى ومولى كل مسلم فانزل الله عزوجل: الیوم اكملت لكم دینكم . . . ; هر كه روز هیجدهم ذى حجه را روزه بدارد، ثواب روزه شصت ماه براى او نوشته خواهد شد . و این روز غدیر خم است كه پیامبر دست على بن ابى‏طالب را گرفت و فرمود: آیا من اولى به مؤمنین از خود آنها نیستم؟

گفتند: آرى یا رسول الله!

فرمود: هر كه من مولاى اویم پس على مولاى اوست . پس عمر بن خطاب برخاست و گفت: مبارك باد بر تو اى فرزند ابوطالب تو امروز مولا و پیشواى من و هر مسلمانى شدى . آن گاه این آیه مباركه نازل شد: الیوم اكملت لكم دینكم .»

این روایت را همچنین حافظ ابن عساكر از ابن الجوزى نقل كرده و حافظ حسكانى در شواهد التنزیل و خطیب خوارزمى در مناقبش و حافظ جوینى در فرائد السمطین و بلاذرى در انساب الاشراف و طبرانى در معجم اوسط و معجم صغیرش نقل نموده‏اند .

آیا از این روایت روشن‏تر و واضح‏تر دیده مى‏شود؟ پس چرا دیده‏ها را بر هم مى‏گذارند و به این دستور مهم خدا از زبان رسول گرامیش سر نمى‏نهند؟ روز قیامت چه جوابى خواهند داشت؟ خداوند همه را هدایت فرماید .

حسان بن ثابت، شاعر معروف رسول الله در آن روز تاریخى قصیده‏اى سرود كه در تاریخ براى همیشه حفظ شده است و یكى از شعراى ایرانى آن را ترجمه كرده و ما نیز براى تبرك، ترجمه آن ابیات را در اینجا مى‏آوریم:

پیمبر پاك راى به امر حى قدیر

ندا به امت نمود به خم به روز غدیر

بشنو زان پیشوا نداى بس دلپذیر

كه جبریلش ستود به عصمت‏بى‏نظیر

كاكنون باید كنى بدون سستى بیان

امر خدا را به خلق، نترسى از دشمنان

سپس برخاست آن مظهر خلق عظیم

دست على را گرفت چون ید بیضا كلیم

بانگ رسایش دمید روح به عظم رمیم

بانگى بس دلفزا قول رسول كریم

گفت كه هر كس منم به جان و مالش ولى

هست ورا بعد من ولى و مولى على

راهنماى شما على بود بعد من

على امام است و نیست جز وى كسى مؤتمن

على بود پیشوا بر همه از مرد و زن

ملجا و ماوا بود على به سر و علن

بار خدایا تویى به این رسالت گواه

كه من نمودم عیان بر همگان شاهراه

این دم آن شاه دین گشود دست دعا

كه بارالها تو باش دوست‏به اهل ولا

دشمن او را عدو تو باش بى‏منتها

یارانش را تو باش یار به هر دو سرا

بار خدایا به لطف باش ورا دستگیر

تا كند اندر جهان جلوه چوه بدر منیر

دوستان عزیز: هیچ راهى براى انكار ولایت نیست . ولایت مطلقه على و اولاد على در این چند روایت جاودانه و متواتر ثابت و قطعى است و نمى‏شود آن را تاویل و تحریف كرد . این است صراط مستقیم الهى كه خواه ناخواه باید آن را بپیمائیم و از راه‏هاى انحرافى دورى جوئیم . و ولایت فقیه در راستاى این ولایت است، بلكه مى‏شود گفت كه عین این ولایت مى‏باشد . پس اگر از ولایت فقیه روى گردان شویم از ولایت على (ع) روى گردان شده‏ایم و همچنان كه شرط قبولى اعمال، ولایت امامان معصوم مى‏باشد، قطعا روى گردانى از فقها و مجتهدان جامع‏الشرایط، روى گردانى از امامان معصوم است كه خود فرموده‏اند: «الراد علیهم كالراد علینا والراد علینا كالراد على الله و هو فی حد الشرك بالله; هر كه آنان را رد كند ما را رد كرده و هر كه ما را رد كند، خدا را رد كرده و این در حد شرك به ذات مقدس خداوند است .»

تلاش كنید همواره با ولایت همبستگى و پیوستگى داشته باشید و این پیوستگى را تا ابد حفظ كنید تا به سعادت دو جهان ست‏یابید .

فرارسیدن ایام . . . اعیاد بزرگ اسلامى عید سعید قربان و عید عظیم غدیر را به مقام والاى ولى الله الاعظم ارواحنا فداه، علماى اسلام، رهبر معظم انقلاب، مسؤولین و ملت‏شریف ایران و تمام شیعیان و محبان ولایت در سراسر دنیا صمیمانه تبریك و تهنیت مى‏گوییم و امیدواریم خداوند ما را جزء موالیان حقیقى قرار دهد .
  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ دی ،۱۳۸٥

 

ضمن تبریک سال نو میلادی به دوستان و برادران عزیز مسیحی

فرارسیدن اعیاد سعید قربان و غدیر و هفته ولایت را به شما عزیزان و همه آزادگان جهان تبریک عرض می نمایم.

  

نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ دی ،۱۳۸٥

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ دی ،۱۳۸٥