قال الامام الصادق (ع) :

ان للحسين (ع) حرارة في قلوب المؤمنين لا تطفؤا ابدا

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٥

 

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ،۱۳۸٥

 

آرام مگیر؛ ببار ای آسمان ببار .آنقدر ببار تا همه این زمین را آب فرا گیرد تا شاید طفلی لب تشنه جان ندهد، کودکی از تشنگی بی تاب نکند، عمویی شرمنده نشود، مادری بی شیر نماند، سقایی برای آوردن آب به نخلستان نرود ، تیر مشک را ندرد، عمود آهنین بر فرق سقا نزنند، پشت حسین خم نگردد و خیمه نسوزند، زینب به اسیری نرود، ببار ای آسمان ببار ، مگر نه اینکه آب مهریه ام ابیها بود و حسین )ع( فرزند او . پس چه شده که حتی آب را از او دریغ می کنند و میان دو نهر آب لب تشنه می ماند ...

بار بگشایید اینجا کربلاست ...

و حسین با فرزندان و انصار خویش به سرزمین کربلا وارد شد ...

الهی این چه سرزمین غمباری است که خاک آن هم بوی غم می دهد... سبب این دگرگونی چیست؟ چرا حسین بر ماندن بر این سرزمین تاکید دارد ؟ ...

الهی ؛ اندک زمانی باقی است من هنوز حیران ...

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٥

هلال ماه نو ...

هلال ماه نو ...   

حسین (ع) به حرکت خویش ادامه می دهد و رفته رفته کاروان او به سوی بزرگترین مصیبت تاریخ رهسپار می گردد...

مسلم (ع) سفیر و فرستاده حسین (ع) در تنهایی خویش غوطه ور است و در اندیشه که اکنون چگونه امیر خویش را از بی وفایی کوفیان مطلع سازد و خویش را مقصر می داند چرا که شام غریبان را در مقابل چشمان خویش می بیند و اسیری زینب (س) !!! خدا نکند ...

الهی؛ آسمان و زمین این همه تحمل را از کجا آورده ...

فرستاده حسین (ع) تنها است و در اندیشه تنهایی امیر خویش...

کاش مردم این سرزمین پیمان شکن نبودند و بر عهد خویش استوار می ماندند که اگر نبود این عهد شکنی فرزند زهرا (س) تنها نمی ماند و داغی به سرخی غروب بر دامان جهان نقش نمی بست اما ...

  
نویسنده : جواد اکبری ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ بهمن ،۱۳۸٥